شاهزادهی عزیز، پدر گرامی ملت ایران؛
در این روزگار تیره و تار که سایهی ظلم و نومیدی بر خاک پاک ایران افتاده، نام شما چون ستارهای در آسمان دلهای ما میدرخشد.

ما، فرزندان این سرزمین اهورایی، شما را نهتنها شاهزادهای از خاندان پرافتخار پهلوی، که پدری مهربان میدانیم؛ پدری که با قلب بزرگ و روحی استوار، در غربت و سختی، پرچم امید و میهنپرستی را بر دوش کشیده و هرگز از پای ننشستهاید.
پیام بانو یاسمین پهلوی، چون یک هشدار سنگین، زنگ خطری را برای ما به صدا درآورده که لرزه در دلهای ما که سالهاست زیر یوغ ستم و تاریکی نفس میکشیم انداخته و به موجی از احساس و نگرانی و آگاهی به موقعیت بیهمتای شما و وضعیت نابسامان و خطرناک خود ما در ایران دامن زده است.

این پیام، وحشتی را که حتی تصور آن قلبهایمان را به درد میآورد، به ما یادآوری کرد؛ اما در عین حال، امیدی را زنده ساخت که از چشمهی زلال مقاومت و پایداری شما سیراب میشود.
ما، جوانان ایران، که در میان فشارهای بیامان این رژیم، با دستهای خالی اما دلی پر از عشق به میهن، برای پس گرفتن کرامت و آزادی ایران تلاش و مبارزه میکنیم، نیروی خود را از شما میگیریم؛ از شما که چون کوهی استوار در برابر توفانهای روزگار ایستادهاید.
شاهزادهی گرانقدر،
ما شما را از دریچهی صداهای گمشده در رادیو شناختیم؛ از لابلای مستندهای تاریخی که روایتگر شکوه و سرافرازی ایران بودند، و از فعالیتهای بیوقفهتان که چون فانوسی در تاریکی، راه را به ما نشان داد.
در روزهایی که ما در دام توهمات فریبکارانهی این رژیم گرفتار بودیم، در روزهایی که بازیهای رنگارنگ انتخاباتیاش ما را به بیراهه میکشاند، شما بیصدا اما با عزمی راسخ، شب و روز برای بیداری ملت ایران تلاش کردید.
شما به ما این امید و باور را آموختید که میتوان و میبایست از سد این رژیم عبور کرد؛ میتوان ایران را از چنگال اهریمن نجات داد و بار دیگر به سوی تمدن و آبادی هدایت کرد همانگونه که پدربزرگتان، رضاشاه کبیر، ایران را از ویرانههای قاجار به سوی عزت و پیشرفت رهنمون ساخت و آریامهر بزرگ، با قلب پرمهرش، ایران جنگزده را تا آستانهی تمدن بزرگ پیش برد. هرچند دستاوردهای آریامهر عزیز با شبیخون نیروهای تاریکی به تاراج رفت و قلب پرمهرش در غربت و میان نامردمیهای تاریخ خاموش شد، اما شما، شاهزادهی گرامی، از همان لحظهی تلخ، پرچم میهن را به دوش گرفتید.
در روزهایی که هیچ رسانهای جرأت نداشت صدای میهنپرستی راستین را فریاد کند، شما یکتنه در برابر فریبکاران و دشمنان ایستادید. شما پرچم رضاشاه بزرگ را، که نماد عزت و سربلندی ایران بود، با دستانی استوار و قلبی سرشار از عشق به ایران، سرافراز نگاه داشتید.
شاهزادهی عزیز،
امروز ملت ایران، به ویژه جوانانی که در تاریکی این روزگار به دنبال نور امید میگردند، قدر زحمات بیوقفهی شما را میدانند.
ما میدانیم که شما جوانی و زندگیتان را، آرامش و آسایشتان را، برای ایران و فرزندانش فدا کردید.
ما میدانیم که در میان بیمهریها و ناملایمات روزگار، هرگز از پای ننشستید و قلبتان، مانند قلب آریامهر بزرگ، برای ایران و ایرانی میتپد.
دعواها و اختلافاتی که گاه در شبکههای اجتماعی یا میان برخی اظهارنظرکنندگان میبینیم، هرگز بازتاب صدای واقعی ملت ایران نیست.
صدای واقعی ملت ایران، شما هستید.
تکیهگاهی که نام پرافتخار پهلوی را با خود دارد و اطمینان ما به این نام، چون صخرهای استوار است که هیچ توفانی نمیتواند آن را بلرزاند.
پدر گرامی،
در این روزهایی که رژیم به فلاکتی بیسابقه فرو غلتیده و به برکت تلاشهای بیوقفهی شما، ملت ایران بار دیگر جایگاه راستین خود را در برابر دیدگان جهان بازمییابد، ما، فرزندان شما، با تمام وجود وفاداری و ارادتمان را به شما و راهی که برای نجات ایران برگزیدهاید، اعلام میکنیم.
ما باور داریم که شما وارث مهربانی شهبانوی گرامی و تدبیر و درایت آریامهر بزرگ هستید.
کدام قلب جز قلبی چون قلب شما میتوانست عمری را در میان اینهمه سختی و بیمهری، صرف نجات ایران کند؟
قلبی که چون قلب آریامهر، برای قطرهای باران در خاک ایران میتپد و برای لبخند فرزندان این سرزمین از هیچ فداکاری فروگذار نمیکند.
شاهزادهی گرانقدر،
امروز قلب هزاران جوان ایرانی که در فقر، تاریکی و بیآبی، با دستهای خالی اما روحی پر از امید، برای ایران جان بر کف نهادهاند، به عشق و امیدِ وجود و حضور بیهمتای شما میتپد.
شما آن پر آخر سیمرغ ایران هستید؛ آن امیدی که ارزش فدا کردن جوانی و زندگی را دارد.
شما تکیهگاه و پناه ما هستید؛ آن یگانهای که مام میهن در این برههی حساس تاریخ برای نجات ایران برگزیده است.
آرزوی ما، در میان همهی خطراتی که به جان میخریم و در هر قدمی که برای آزادی ایران برمیداریم، اینست که روزی بار دیگر شما را در خاک پاک ایران ببینیم؛ ببینیم که در هوای میهن نفس میکشید و لبخند پرمهرتان، این سرزمین نجاتیافته از تاریکی را که بار دیگر در راه آزادی و آبادی گام بر میدارد روشن میکند.
ما هیچ انتظاری جز این نداریم که تا آن روز بزرگ، شما همچنان یار و پشتیبان ما باشید، همانگونه که همیشه بودهاید.
*سیاوش پندار استاد علوم سیاسی

