عظیم بادام دوست – ایران، سرزمینی که در طول تاریخ بارها بر لبه پرتگاه ایستاده و باز با اراده ملی و رهبری نیرومند به حیات خود ادامه داده، اکنون در سال ۱۴۰۴ خورشیدی در آستانه تکرار تجربهای تاریخی است. درست صد سال پیش، در ۱۳۰۴، ایران به دست روشنفکران و نخبگان سیاسی، برای نجات از فروپاشی و تجزیه، به رضاخان سردارسپه اعتماد کرد و او را در مقام رضاشاه کبیر بر تخت نشاند. امروز نیز پس از یک قرن، کشور در شرایطی مشابه، اما با جامعهای آگاهتر و جهانی متفاوتتر، در برابر انتخابی تاریخی قرار گرفته است.
بازگشت به سلطنت مشروطه و برگزیدن رضاشاه دوم؛
ایران در ۱۳۰۴ ؛ بحران بقا و انتخاب سرنوشتساز
دوران پایانی قاجار با بیثباتی سیاسی، ناامنی گسترده و فروپاشی اقتدار مرکزی همراه بود. اسناد تاریخی نشان میدهد که در فاصله ۱۲۸۵ تا ۱۳۰۴، بیش از ده دولت کوتاهعمر بر سر کار آمدند و هیچکدام نتوانستند ثبات ایجاد کنند (هما کاتوزیان، دولت و جامعه در ایران). ایران به میدان نفوذ روس و انگلیس تبدیل شده بود؛ قحطی بزرگ ۱۲۹۶-۱۲۹۸ جان نزدیک به دو میلیون نفر را گرفت (محمدقلی مجد، قحطی بزرگ). در چنین شرایطی، روشنفکرانی چون تقیزاده، فروغی و داور به این نتیجه رسیدند که بقای ایران تنها با استقرار یک دولت مقتدر مدرن ممکن است. انتخاب رضاشاه کبیر، پاسخی به همین ضرورت بود. او با اصلاحات بنیادین- از ایجاد ارتش نوین تا نوسازی آموزش و راهآهن- ایران را به یک دولت ملی مدرن تبدیل کرد.
ایران در ۱۴۰۴: فروپاشی جمهوری اسلامی و نیاز به نجات
یک قرن پس از آن انتخاب، ایران بار دیگر با بحرانی مشابه روبروست. جمهوری اسلامی پس از ۴۵ سال، نه تنها مشروعیت سیاسی خود را از دست داده بلکه با بحرانهای توأمان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را به مرز نابودی کشانده است. بر اساس دادههای بانک جهانی (۲۰۲۲)، تورم مزمن بالای ۴۰ درصد، بیکاری گسترده، و سقوط ارزش پول ملی ایران را در میان پنج اقتصاد بدترین عملکرد جهان قرار داده است. سازمان عفو بینالملل در گزارش ۲۰۲۳ خود، جمهوری اسلامی را در ردیف سرکوبگرترین دولتهای جهان قرار داد.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» (۱۴۰۱) نقطه عطفی بود که نشان داد اکثریت جامعه، از دانشجویان و کارگران گرفته تا زنان و بازاریان، هیچ مشروعیتی برای نظام باقی نگذاشتهاند. انتخابات فرمایشی ۱۴۰۳ و انتصاب مسعود پزشکیان، که با کمترین میزان مشارکت تاریخ جمهوری اسلامی برگزار شد، تنها مُهر پایانی بود بر پایان مشروعیت این نظام.
شباهتها میان ۱۳۰۴ و ۱۴۰۴
۱ – بحران فروپاشی دولت: در هر دو مقطع، حکومت مستقر ناتوان از اداره کشور و فاقد مشروعیت است.
۲ – خلأ قدرت مشروع: هم در ۱۳۰۴ و هم در ۱۴۰۴، ملت به دنبال آلترناتیوی برای نجات ایران است.
۳ – ملیگرایی به عنوان گفتمان مسلط ؛ در دوره رضاشاه اول، ایده «ایران نوین» محور اصلاحات بود؛ امروز نیز بازگشت به هویت ملی و ایرانگرایی در برابر اسلامگرایی شعار غالب است.
۴ – نیاز به دولت مقتدر و مدرن ؛ جامعه در هر دو مقطع تشنه نظم، امنیت و قانون است.
تفاوتهای تعیینکننده
۱- سطح اجتماعی و فرهنگی؛ در ۱۳۰۴ بیش از ۸۰٪ جامعه بیسواد و روستایی بودند؛ در ۱۴۰۴ بیش از ۹۰٪ باسواد و ۸۰٪ شهرنشین هستند. بنابراین انتخاب امروز، آگاهانهتر و فراگیرتر است.
۲- نظام بینالملل ؛ ایران قاجاری زیر فشار مستقیم انگلیس و روس بود؛ امروز در جهان چندقطبی، ایران آینده امکان مانور و استقلال بیشتری دارد.
۳- نیروهای نظامی؛ رضاشاه ارتش مدرن را از صفر بنا کرد؛ امروز ارتش و سپاه رژیم اسلامی فرسوده و بیاعتبارند و باید بازسازی ملی شوند.
انتخاب «رضاشاه دوم»
شاهزاده رضا پهلوی که در افکار عمومی به «رضاشاه دوم» شناخته میشود، تنها نماد ملیگرایی، سکولاریسم و بازگشت به قانون اساسی مشروطه است. او نه از قدرت نظامی، بلکه از سرمایه اجتماعی خود در داخل ایران و اعتبار بینالمللی برخوردار است. طرحهای استراتژیک او همچون «پروژه ققنوس ایران» بر پایه دانش و تخصص برای بازسازی کشور، نشاندهنده آمادگی برای ورود به مرحلهای نوین از دولتسازی است.
بازگشت به سلطنت مشروطه در این معنا نه بازگشت به گذشته، بلکه بازسازی قرارداد اجتماعی ملت ایران است؛ همان قرارداد مشروطه که جمهوری اسلامی آن را نقض کرد. انتخاب رضاشاه دوم، انتخاب عقلانی و تاریخی برای بقا، توسعه و اقتدار ایران در قرن بیست و یکم است.
نتیجهگیری
تاریخ گاه با دقتی شگفتانگیز تکرار میشود. همانگونه که انتخاب رضاشاه کبیر در ۱۳۰۴ کشور را از تجزیه و فروپاشی نجات داد و بنیان ایران نوین را گذاشت، امروز نیز ملت ایران در ۱۴۰۴ در برابر انتخابی مشابه قرار دارد. تنها با بازگشت به سلطنت مشروطه و سپردن پرچم ایران به دستان رضاشاه دوم است که میتوان راه آیندهای آزاد، آباد و مقتدر را گشود. این انتخاب نه یک نوستالژی تاریخی، بلکه ضرورتی برای بقا و پیشرفت ملت ایران است.
*عظیم بادام دوست دبیر سیاسی خانه مشروطه در تبعید

