سیمون درایه – واژههای «اقلیت» و «اتنیک» اغلب برای توصیف گروههایی درون یک ملت به کار میروند که از نظر جمعیت کمتر یا از نظر فرهنگی متمایز تلقی میشوند. در مورد ایران، استفاده از این برچسبها برای کردها، آذریها، لرها، بلوچها و دیگر گروهها، تصویری نادرست از تاریخ و واقعیت اجتماعی کشور ارائه میدهد. هر دو واژه مشکلساز هستند، زیرا جدایی، احساس فرودستی یا بیگانگی را القا میکنند؛ در حالی که این برداشت با تجربهی مردم ایران و تاریخ طولانی همبستگی ملی در تضاد است.
به ویژه واژهی «اتنیک» در توصیف مردم ایران به نادرستی به کار میرود. در فارسی، واژه طوایف بیانگر میراث مشترک، فرهنگ، و زبان در چارچوب یک ملت واحد و یکپارچه است. اما ترجمهی آن به «اتنیکها» در زبان انگلیسی، بار معنایی تفرقه، جدایی و کمارزشی را به همراه دارد. این ترجمه چنین القا میکند که این گروهها واحدهایی مستقلاند که وفاداریشان پیش از آنکه به ایران باشد، به زیرمجموعهی خودشان است؛ که این کاملاً نادرست است. آذریها، کردها، لرها، بلوچها و دیگر طوایف قرنهاست که بخشی جداییناپذیر از ایران بودهاند و سرزمینها، زبانها و سنتهایشان از عناصر اصلی هویت ملی ایران به شمار میرود.
واژهی «اتنیک» در زبان فارسی مفهومی وارداتی است که در سالهای اخیر، عمدتاً توسط عوامل تجزیهطلب و بازتابدهندگان رسانهای آنها رواج یافته تا حس جدایی و تمایزی ساختگی را عادیسازی کنند و آن را در خدمت اهداف سیاسی خود به کار گیرند.
در طول تاریخ، انسجام ایران بارها در برهههای مخاطرهآمیز خود را نشان داده است. در دوران ساسانی، نیروهایی از سراسر فلات ایران در برابر یورشهای بیگانه ایستادند. در قرن سیزدهم میلادی، پس از تهاجم مغول، جوامع ایرانی با پیشینههای گوناگون، برای بازسازی شهرها و احیای نظام حکمرانی همکاری کردند. در دورهی صفویه، ایرانیان از مناطق مختلف از جمله فارس، آذربایجان، کردستان و لرستان در ایجاد دولت متمرکز و هویت مشترک ملی نقش اساسی داشتند. بعدها، در انقلاب مشروطهی ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۰ خورشیدی، همهی ایرانیان، صرف نظر از منطقه یا تبارشان در تجمعات و مبارزات برای تأسیس نظام حقوقی و سیاسی مدرن مشارکت کردند.
در دوران معاصر نیز پس از قتل مهسا امینی، دختر جوان کرد، شاهد جنبشی سراسری بودیم که مردم از شهرهای مختلف کشور از جمله در مناطق کردنشین در همبستگی کامل کنار هم ایستادند. در سراسر کشور یک صدا فریاد زدند: «از کردستان تا تهران، جانم فدای ایران.» این نمونهها نشان میدهد که وفاداری به ایران و ارزشهای مشترک، فراتر از هر تمایز محلی یا زبانی است.
بجای استفاده از واژههایی چون «اقلیت» یا «اتنیکها»، دقیقتر و محترمانهتر است که همهی ایرانیان را به عنوان اعضایی برابر در یک ملت واحد و متنوع به رسمیت بشناسیم. این نگاه، حضور تاریخی، دستاوردهای فرهنگی، و جایگاه واقعی آنان را در هویت ایرانی تصدیق میکند و در برابر روایتهایی که هدفشان تفرقه است، میایستد. تنوع فرهنگی ایران نه نشانهی ضعف، بلکه منبع قدرت ملی آن است، و همین ویژگی طی هزاران سال ضامن پایداری و شکوفایی این سرزمین بوده است.
در نهایت، «اقلیت» و «اتنیک» واژههایی خنثی نیستند؛ این برچسبها بارها برای تفرقهافکنی و تحریف واقعیت ایران به کار رفتهاند. ایران کشوری یکپارچه است که مردمش هزاران سال در کنار هم زیسته، کار کرده و برای آزادی و پیشرفت تلاش کردهاند. درک این وحدت، کلید فهم قدرت، انسجام و هویت پایدار ایران است. چراکه مردم ایران در ۴۷ سال گذشته، زیر سلطهی اسلامگرایان، برای پس گرفتن کشور خود و تحقق آرمان دیرینهشان جنگیدهاند: برای یک ملت، تجزیهناپذیر، با آزادی و عدالت برای همه.

