به بهانه گزارش دروغ «هاآرتص»:پرده‌برداری از منافع پنهان پشت حملات به شاهزاده رضا پهلوی

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۰۶ اکتبر ۲۰۲۵


سیاوش پندار – در روزهای اخیر، روزنامه چپگرای «هاآرتص» اسرائیل با انتشار گزارشی که یک عملیات تبلیغاتی و کمپین دروغ‌پراکنی بود تا خبرنگاری حرفه‌ای، شاهزاده رضا پهلوی و حامیانش را هدف حمله قرار داده است. این گزارش ادعا می‌کند که عملیاتی سایبری از سوی اسرائیلی‌‌ها با استفاده از اکانت‌های جعلی برای حمایت از شاهزاده رضا پهلوی در ایران راه‌اندازی شده است. ادعایی که بررسی و راست‌آزمایی آن نشان می‌دهد که این گزارش نه تنها فاقد شواهد معتبر است، بلکه به وضوح تحریف‌شده و دروغین است. رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی فارسی نیز با پوشش گسترده این مطلب و بدون اشاره به مطالب نادرست و کذب طرح شده در آن، به پخش این دروغ رسانه‌ای کمک کرده‌اند، در حالی که کاربران ساده و بدون امکانات ویژه‌ای در شبکه‌های اجتماعی مانند ایکس با بررسی ساده اکانت‌های معرفی‌شده، دروغ‌های مطرح شده در گزارش را به خوبی افشا کرده‌اند. درواقع کاربران با بررسی این اکانت‌ها دریافته‌اند که بسیاری از آنها نه تنها حمایتی از شاهزاده نکرده‌اند، بلکه اغلب جزو شبکه‌های سایبری وابسته به رژیم جمهوری اسلامی هستند. برای مثال، در پست‌های متعدد روی ایکس، کاربران اشاره کرده‌اند که این اکانت‌ها بیشتر به ترویج محتوای ضدپهلوی و حمایت از رژیم می‌پردازند، و گزارش «هاآرتص» فاقد هرگونه لیست مشخص، اسکرین‌شات یا تحلیل داده‌ای معتبر است.

این تناقض آشکار نشان‌دهنده آن است که هدف اصلی، نه افشای حقیقت، بلکه ضربه زدن به محبوبیت رو به رشد شاهزاده رضا پهلوی در جامعه جهانی است.

سؤال اصلی اما اینجاست که چرا جریان‌های منتسب به چپ در جهان از گسترش محبوبیت و تثبیت جایگاه شاهزاده رضا پهلوی تا این حد به وحشت افتاده است؟ پاسخ این پرسش را باید در منافع اقتصادی و جریان‌های پولی پنهان جستجو کرد. اگر به واقعیت جنگ‌ها و گسترش گروه‌های تروریستی در خاورمیانه و حتی سایر مناطق جهان نگاهی بیندازیم، متوجه می‌شویم که سودهای کلان حاصل از این درگیری‌ها به جیب بنیادها و مؤسساتی سرازیر می‌شود که ظاهراً برای صلح، مقابله با تروریسم و فعالیت‌های فرهنگی فعالیت می‌کنند. در حقیقت، بدون وجود تروریسم و افراط‌گرایی، چنین مؤسساتی وجود خارجی نخواهند داشت، زیرا بودجه‌های دولتی و خصوصی را به بهانه ارائه طرح‌های مقابله با تروریسم و گسترش فرهنگی دریافت می‌کنند و فارغ از بسترهایی که این فعالیت‌ها برای پولشویی و فرار مالیاتی فراهم می‌کنند، درواقع روش کسب درآمدهای کلان است. اما واقعیت این است که این بنیادها مانند سکانسی از فیلم کلاسیک “The Kid” ساخته چارلی چاپلین عمل می‌کنند؛ جایی که پسربچه شیشه‌ها را می‌شکند و چاپلین آنها را تعمیر می‌کند. یک چرخه خودساخته برای کسب درآمد.

برای مثال، بنیادهایی مانند شورای ملی ایرانیان آمریکایی (NIAC) که به عنوان لابیگران رژیم ایران در غرب شناخته می‌شوند، سالانه میلیون‌ها دلار بودجه دریافت می‌کنند تا ظاهراً به “حقوق بشر” و “صلح” در خاورمیانه بپردازند، اما در عمل به تداوم تنش‌ها کمک می‌کنند. اگر وضعیت ایران تغییر کند و حاکمیت ملی تحت هدایت شاهزاده رضا پهلوی که متعهد به صلح و ثبات واقعی است، شکل گیرد، تنش‌های بی‌پایان خاورمیانه پایان خواهد یافت. جنگ‌های مذهبی و گروهی به سمت ثبات و صلح پیش خواهد رفت، و در نتیجه، دلیل وجودی بنیادهایی که میلیاردها دلار به نام توسعه افغانستان، عراق و مقابله با افراط‌گرایی در خاورمیانه دریافت می‌کنند، از بین خواهد رفت. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که چنین بنیادهایی اغلب بودجه‌های خود را از طریق پروژه‌های بی‌سرانجام هدر می‌دهند، در حالی که بدون وجود بحران، توجیهی برای ادامه فعالیت‌شان ندارند.

این دشمنی آشکار و پنهان با بازگشت ایران به شاهراه تمدن و توسعه، و با شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نماد این بازگشت، ریشه در همین منافع دارد.

هرچند این حملات رسانه‌ای نه تنها نمی‌تواند محبوبیت شاهزاده را کاهش دهد، بلکه نشان‌دهنده ترس عمیق این جریان‌های جهانی از بسیاری از بنیادهایی که در پوشش صلح، جنگ‌طلبی می‌کنند تا مافیاها و دلالان اسلحه از آینده‌ای صلح‌آمیز و مستقل برای ایران و به تبع آن صلح و ثبات خاورمیانه است.

*سیاوش پندار استاد علوم سیاسی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=388416