بین سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ دستکم حدود ۸۸ اعدام در ملاء عام در ایران اجرا شده و استانهای فارس، خراسان و کرمانشاه بیشترین سهم در اجرای احکام اعدام علنی را دارند. کارشناسان تأکید دارند اجرای حکم اعدام در ملاء عام نه تنها جنبه بازدارندگی ندارد بلکه عوارض روانی و اجتماعی برای شهروندان ناظر در پی دارد.

روزنامه «شرق» در گزارشی آمارهای مربوط به اجرای احکام اعدام در ملاء عام را بررسی کرده که نشان میدهد در یک بازه دوازدهساله و از سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ دستکم ۸۸ اعدام در ملاء عام در ایران اجرا شده است.
در این گزارش آمده اوج اعدامها در دهه ۱۳۹۰ با بیش از ۳۰ مورد در سه سال نخست اتفاق افتاده و پس از آن روند کاهشی به خود گرفته است؛ بطوری که در سال ۱۴۰۰ آمار آن به صفر رسید. با این حال از سال ۱۴۰۱ بار دیگر روند اعدام درملاء عام آغاز شده و ادامه دارد.
تفکیک استانی آمار اجرای حکم اعدام در ملاء عام هم نشان میهد استانهای فارس، خراسان و کرمانشاه بیشترین سهم را در اجرای احکام در ملاء عام داشتهاند. سایر شهرها مانند یاسوج، اراک، اهواز، مرودشت و اصفهان نیز سهمی کوچکتر دارند.
این گزارش افزوده اعدامهای علنی عمدتا در مراکز استانی با جمعیت بالا یا مناطقی با پروندههای رسانهای خاص انجام شده است.
بخش دیگری از این گزارش تأکید کرده که اجرای اعدامهای علنی تأثیری در کاهش جرائم خشن نداشته است. با اینکه انتشار اخبار مربوط به این اعدامها در سال گذشته و در ماههای ابتدایی امسال کاهش داشت، اما امردادماه دو نفر به جرم قتل در شهرستان لارستان و استان گلستان، به شکل علنی اعدام شدند؛ صحنهای که با تشویق و سوتزدن تماشاچیها به پایان رسید.
«شرق» نوشته کارشناسان حوزه علوم اجتماعی و روانشناسی معتقدند این اتفاق، عادیسازی خشونت است. آنها باور دارند علنیبودن مجازات، نهتنها به بازدارندگی و آرامش اجتماعی کمک نمیکند، بلکه نتیجهای کاملا عکس دارد.
عبدالصمد خرمشاهی حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در اینباره گفته «بر اساس اصول قضائی و قوانین جزایی ایران، اصل بر غیرعلنیبودن اجرای اعدامهاست. ماده ۴ قانون مجازات اسلامی درباره نحوه اجرای احکام قصاص، رجم و سایر مجازاتها، فقط در شرایط خاص، اجازه اجرای حکم اعدام در ملاء عام را میدهد؛ یعنی زمانی که دادستان مجری حکم پیشنهاد کند و دادستان کل کشور موافقت کند. فقط در این صورت است که اعدام میتواند به صورت علنی اجرا شود. فلسفه مجازاتها نیز همواره مد نظر بوده است؛ هدف مجازات، علاوه بر بازدارندگی، باید به بهبود وضعیت روانی محکوم نیز کمک کند.»
بر اساس توضیحات عبدالصمد خرمشاهی، دادستان مجری حکم میتواند درخواست اعدام در ملاء عام را بدهد و اجرای احکام اعدام در ملاء عام نه به خواست خانواده مقتول بلکه به خواست قوه قضاییه جمهوری اسلامی است: «خانواده مقتول نمیتواند درخواست اجرای اعدام علنی بدهد، فقط دادستان مجری حکم میتواند این موضوع را به دادستان کل کشور پیشنهاد دهد که موافقت او الزامی است.»
این وکیل دادگستری توضیح داده که «در طول دوران کاریام، یک مورد اعدام علنی را یاد دارم که در جریان آن، طناب پاره شد و متهمها به زمین پرتاب شدند. فضای بسیار ناخوشایندی بود. حتی یکی از آنها تلاش داشت با همان طناب خودش را خفه کند.»
عبدالصمد خرمشاهی تأکید کرده «اجرای اعدامهای علنی نه تنها در ایران، بلکه در کشورهای پیشرفته نیز منسوخ شده است. در عربستان سعودی این روند به مرور به سمت غیرعلنیشدن حرکت کرده و در کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان هنوز نمونههایی محدود از اعدام علنی دیده میشود. تجربه تاریخی مانند سنگسار نیز نشان داده است چنین مجازاتهایی اثرات روانی بسیار منفی بر جامعه داشتهاند و به تقویت خشونت کمک کردهاند. آمارها نیز نشان میدهد که اجرای اعدامهای علنی هیچ تأثیری در کاهش جرائم خشن نداشته است.»
او افزوده که «در سالهای اخیر، با وجود انجام علنی اعدام در هر سال، میزان جرائم خشن مانند قتل کاهش نیافته و حتی گاهی روند صعودی داشته است. این امر نشان میدهد که هدف قانونگذار مبنی بر ایجاد بازدارندگی و عبرتگرفتن مردم محقق نشده است. به همین دلایل، سیاست جزایی درست و منطقی باید تمرکز خود را بر بازدارندگی واقعی، اصلاح مجرم و تشویق مردم به صلح و مدارا بگذارد، نه بر نمایش خشونت در ملاء عام. اعدام علنی در شرایط کنونی، با توجه به فضای رسانهای گسترده و دسترسی کودکان و نوجوانان به محتوای خشونتآمیز، بازدارنده نیست.»
امیرحسین جلالی ندوشن روانپزشک اجتماعی، نیز در گفتگو با روزنامه «شرق» گفته حضور تماشاگران در صحنه اعدام ممکن است در کوتاهمدت احساس ترس یا نظم اجتماعی ایجاد کند، اما در بلندمدت به کاهش خشونت نمیانجامد، زیرا با ساختار فرهنگی جامعه سازگار نیست.
این روانشناس اجتماعی معتقد است که تکرار چنین صحنههایی حساسیت عمومی را نسبت به رنج انسانی کاهش میدهد و زمینه نوعی بیتفاوتی عاطفی را در جامعه ایجاد میکند؛ جایی که خشونت به امری عادی تبدیل میشود.
به گفته امیرحسین جلالی ندوشن، وقتی خشونت در قالب نمایش به کار گرفته شود، الگوهای تقلیدی پدید میآید و این رفتارها از فضای عمومی به روابط خانوادگی و اجتماعی نفوذ میکند.
وی تأکید کرده که یکی از پیامدهای قابل توجه اجرای احکام اعدام در ملاء عام «خشم جمعی است که در واکنش به این رخدادها بروز میکند. این خشم اغلب خشم جابجا یا نیابتی است؛ یعنی احساسی سرکوبشده که در واکنش به اخبار یا رویدادهای مشابه فوران میکند. وقتی مردم راهی قانونی و مشروع برای بیان نارضایتی و اعتراض ندارند، این خشم به صورتهای کور و پراکنده ظاهر میشود؛ از کامنتهای تند در شبکههای اجتماعی گرفته تا رفتارهای منفعل- تهاجمی در محیط کار و زندگی روزمره. هنگامی که قانون بجای ایجاد حس نظم، عدالت و امنیت، به ابزار محدودیت تبدیل میشود، پذیرش خود را در ذهن مردم از دست میدهد.»
اگرچه روزنامه «شرق» آمارهای مربوط به اجرای حکم اعدام در ملاء عام را تا سال ۱۴۰۲ بررسی کرده اما در ماههای گذشته اجرای حکم اعدام در ملاء عام افزایش یافته است. از ابتدای سال تا پنجم شهریورماه امسال، سه مورد اعدام در ملاء عام در ایران اجرا و رسانهای شده است.
همچنین صدور حکم اعدام در ملاء عام نیز ادامه دارد. برای نمونه به تازگی وکیل پرونده قتل الهه حسیننژاد، دختر جوانی که خردادماه امسال توسط یک راننده تاکسی به قتل رسید، اعلام کرده که دادگاه کیفری تهران حکم قصاص قاتل الهه حسیننژاد را اعدام در ملاء عام صادر کرده است.
هشدار انجمن علمی روانپزشکان درباره اجرای حکم اعدام در ملاء عام
شهریورماه امسال نیز انجمن علمی روانپزشکان ایران در نامهای به غلامحسین محسنی اژهای رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی نسبت به پیامدهای گسترده اجرای مجازات اعدام در ملاء عام هشدار داد و خواستار توقف فوری آن شد.
در این نامه که به امضای وحید شریعت رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران رسیده، آمده بود که بر اساس شواهد علمی معتبر، اجرای مجازات مرگ در ملاء عام نه تنها اثر پایدار و اثباتشدهای بر کاهش جرم ندارد، بلکه میتواند بطور بالقوه به افزایش خشونت در جامعه منجر شود.
انجمن علمی روانپزشکان افزوده بود که با استناد به پژوهشهای علمی تأکید شده که پس از اجرای اعدام، میزان ارتکاب قتل در جوامع مورد بررسی حتی به شکل موقت افزایش یافته است.
در این نامه همچنین آمده بود: «مشاهده مستقیم صحنه اعدام، به ویژه برای کودکان، ممکن است باعث آسیبهای روانی جدی از جمله اختلال استرس پس از سانحه و بروز رفتارهای ناخواسته شود.»
این نامه افزوده بود که آسیبهای ناشی از خطر اعدام در ملاء عام فقط شامل افراد حاضر در صحنه اعدام نیست و شامل کسانی که ویدئوها و تصاویر این اعدامها را تماشا میکنند نیز میشود و انتشار تصاویر ضبطشده این رویدادها میتواند دامنه آسیبها را به فراتر از محل اجرا گسترش دهد.
انجمن علمی روانپزشکان ایران هشدار داده است که این قبیل اقدامات علاوه بر آثار فردی، میتواند همبستگی اجتماعی را خدشهدار کرده، اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی را کاهش داده و احساس تحقیر جمعی ایجاد کند.
رئیس این انجمن در پایان نامه تأکید کرده است: «با توجه به پیامدهای گسترده و منفی این رویه، انتظار میرود با تدبیر ریاست قوه قضاییه، اجرای مجازات اعدام در ملاء عام متوقف شود.»




