۷۴ پیکر در سد کرج؛ چرا روایت محو شد؟

- ماجرای پدیدار شدن «۷۴ پیکر در سد کرج» در چشم‌به‌هم‌زدنی از تیتر نخست شبکه‌های اجتماعی به سکوت رسانه‌های رسمی فرو رفت. روایتی که نه بطور رسمی تأیید شد و نه شفافی توضیح داده شد، اما اثر روانی و اجتماعی آن هنوز در ذهن جامعه باقی مانده است.
- در ظاهر، پرونده بسته شد. اما مردم همچنان پرسش داشتند: چرا هیچ تصویر یا گزارش رسمی از محل سد منتشر نشد؟ چرا هیچ خبرنگار مستقلی اجازه بازدید نیافت؟ و ده‌ها چرا و پرسش دیگر مثل همیشه در ذهن مردم جا گذاشت.
- وقتی دولت‌ها دروغ می‌گویند، جامعه روایت‌های خود را می‌سازد. هر چه کانال اطلاع‌رسانی رسمی بسته‌تر شود، ذهن مردم بازتر می‌شود تا به‌ دنبال حقیقت در جای دیگری بگردند. تکذیب‌های بدون سند، فقط به انکار نمی‌انجامد، بلکه خود به شایعه‌ای تازه تبدیل می‌شود؛ نوعی «شایعه‌ی دولتی» که مردم آن را نیز باور نمی‌کنند.
- روایت پدیدار شدن «۷۴ پیکر در سد کرج» شاید هرگز اثبات نشود، اما بازتاب یک واقعیت روشن است: جامعه‌ی ایران دیگر به حاکمیت اعتماد ندارد. مردمی که بارها دروغ شنیده‌اند، طبیعی است که به تکذیب‌ها هم ایمان نیاورند

پنج شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۱۳ نوامبر ۲۰۲۵


س. روزبه – ماجرای پدیدار شدن «۷۴ پیکر در سد کرج» شاید بزرگ‌ترین نمونه‌ی یک خبر تکان‌دهنده باشد که در چشم‌به‌هم‌زدنی از تیتر نخست شبکه‌های اجتماعی به سکوت رسانه‌های رسمی فرو رفت. روایتی که نه بطور رسمی تأیید شد و نه شفافی توضیح داده شد، اما اثر روانی و اجتماعی آن هنوز در ذهن جامعه باقی مانده است. این ماجرا بیش از آن‌که توطئه یا جنگ روانی باشد، بازتاب مستقیم بی‌اعتمادی عمیق مردم به حکومت است؛ بی‌اعتمادی‌ای که ریشه در تجربه‌های خونین سال‌های اخیر دارد.

روایت آغازین

نخستین خبر در اواخر مهرماه ۱۴۰۴ منتشر شد. گفته شد در بستر خشک‌شده‌ی سد امیرکبیر (کرج) ۷۴ جسد ناشناس پیدا شده‌اند؛ برخی در موکت یا فرش پیچیده شده بودند با دست‌وپا بسته. تصویری از صفحه‌ی نخست روزنامه‌ی محلی «پیام سپیدار» دست‌ به‌ دست شد که این تیتر را داشت. «پیام سپیدار» به‌عنوان یک نشریه‌ی محلی، رسانه‌ای دور از خطوط شدید امنیتی پایتخت نبود و همین امر بر شائبه‌های عمومی افزود. سپس وبسایت «رویداد۲۴» آن را بازنشر کرد و ساعاتی بعد حذف نمود. همین بازه‌ی کوتاه کافی بود تا تیتر در تمام شبکه‌های اجتماعی بپیچد و افکار عمومی را تکان دهد.

واکنش رسمی

کمتر از بیست‌وچهار ساعت بعد، مقامات حکومتی به‌طور هماهنگ واکنش نشان دادند. استانداری البرز و شرکت آب منطقه‌ای اعلام کردند «چنین خبری از اساس کذب است» و حتی دادستانی کرج از «تشکیل پرونده علیه منتشرکنندگان» سخن گفت. مدیر مسئول روزنامه‌ «پیام سپیدار» نیز انتساب خبر را جعلی دانست و گفت تصویری که از صفحه‌ی روزنامه منتشر شده، دستکاری شده است. همزمان خبرگزاری‌های «ایرنا»، «تسنیم» و »مهر» با تیتر مشترکی گزارش دادند: «در روزهایی که شبکه‌های اجتماعی به میدان تاخت‌وتاز شایعات بدل شده‌اند، خبر جعلی «کشف ۷۴ جسد در سد کرج» مثل جرقه‌ای کوچک، شعله‌ای از اضطراب و بی‌اعتمادی در میان مردم افروخت.» اما همین لحن پدرسالارانه و تهدیدآمیز، به‌ جای اطمینان، احساس پنهان‌کاری و بی‌صداقتی را در جامعه تشدید کرد.

فکت‌ها و داده‌های روشن

در ظاهر، پرونده بسته شد. اما مردم همچنان پرسش داشتند: چرا هیچ تصویر یا گزارش رسمی از محل سد منتشر نشد؟ چرا هیچ خبرنگار مستقلی اجازه بازدید نیافت؟ و ده‌ها چرا و پرسش دیگر مثل همیشه در ذهن مردم جا گذاشت.

بر اساس داده‌های موجود، در سال گذشته بیش از ۲۵۰۶ پیکر ناشناس در کشور ثبت شده و تنها ۱۱۰۰ مورد شناسایی شدند. نرخ قتل عمد در ایران حدود ۲ تا ۳ نفر در هر صد هزار نفر جمعیت است، اما آمار مرگ در بازداشت یا اعدام‌ها ده‌ها برابر این عدد است؛ در سال ۲۰۲۴ ایران با ۹۷۵ مورد اعدام، رکورد یک دهه را شکست (Amnesty International). و تعداد اعدام‌ها در ۱۰ ماهه اول سال ۲۰۲۵ (تا پایان اکتبر) دست‌کم ۱۲۷۱ نفر گزارش شده است. مردم کهریزک نماد شکنجه، ضرب و شتم، و تجاوز در بازداشتگاه‌های غیرقانونی بود را فراموش نکردند کشته‌شدگان در کهریزک: حداقل ۴ نفر به طور مستقیم بر اثر شکنجه و شرایط غیرانسانی بازداشتگاه جان باختند. حتی نسبت دادن کشته‌ها به اینکه آنها بسیجی بودند و تغییر روایت آنها و یا اعلام مرگ را مننژیت اعلام کردند. مردم صدها و هزاران روایت را در حافظه جمعی خود دارند. قتل‌های زهرا کاظمی و ستار بهشتی و …
این ارقام در کنار تجربه‌های خونین جنبش مهسا، باعث می‌شود مردم هر روایت مرموزی را محتمل بدانند؛ حتی اگر بعداً تکذیب شود.

تجربه‌ی زخم و فراموشی

حکومتی که مردم زخم‌های شلیک را دیده‌اند، باطوم را دیده‌اند، جنازه را دیده‌اند، و در مراسم خاکسپاری عزیزانشان با تهدید و سرکوب روبرو شده‌اند، دیگر نمی‌تواند از آن‌ها انتظار اعتماد داشته باشد. در خیزش ۱۴۰۱، صدها تن با گلوله‌ی مستقیم کشته شدند و خانواده‌ها از حق ساده‌ی برگزاری مراسم سوگواری محروم ماندند. بسیاری از مرگ‌ها «خودکشی»، «سقوط از ارتفاع» یا «بیماری زمینه‌ای» اعلام شد؛ عباراتی که حالا در حافظه‌ی جمعی معادل دروغ و تحریف‌اند. در چنین فضایی، وقتی خبری مانند «۷۴ پیکر» منتشر می‌شود، مردم آن را نه به‌عنوان شایعه، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از همان واقعیت تلخ می‌پذیرند: مرگ بی‌نام، بی‌پاسخ و بی‌عدالت.

علت اصلی: بحران مشروعیت

بنابراین، مسئله نه توطئه است و نه جنگ روانی. علت اصلی، بحران ساختاری مشروعیت و بی‌اعتمادی عمیق جامعه به حکومت است. مردم دروغ‌های فراوان شنیده‌اند: از ماجرای بنزین و سقوط هواپیمای اوکراینی گرفته تا سرکوب آبان و خیزش ژینا. در نظامی که مرگ معترضان به «ایست قلبی» تعبیر می‌شود و مأمور ضارب هرگز محاکمه نمی‌شود، روایت رسمی دیگر خریدار ندارد. به همین دلیل است که جامعه، هرگاه خبری از کشف پیکرهای ناشناس یا مرگ‌های مشکوک می‌شنود، ناخودآگاه آن را به خشونت حکومتی پیوند می‌زند.

فراتر از ماجرای سد

این واقعه، صرف‌نظر از واقعی یا جعلی بودن، که در آینده نزدیک آن را روشن خواهد ساخت یک شاخص اجتماعی است. یعنی حتی در صورت جعلی بودن تصویر، واقعیتی بزرگ‌تر را آشکار کرده: بحران اعتماد!

وقتی دولت‌ها دروغ می‌گویند، جامعه روایت‌های خود را می‌سازد. هر چه کانال اطلاع‌رسانی رسمی بسته‌تر شود، ذهن مردم بازتر می‌شود تا به‌ دنبال حقیقت در جای دیگری بگردند. تکذیب‌های بدون سند، فقط به انکار نمی‌انجامد، بلکه خود به شایعه‌ای تازه تبدیل می‌شود؛ نوعی «شایعه‌ی دولتی» که مردم آن را نیز باور نمی‌کنند.

از پینوشه تا جمهوری اسلامی

در دوران دیکتاتوری پینوشه در شیلی، هزاران مخالف ناپدید شدند و حکومت مرگ آنان را به «حادثه» یا «خودکشی» نسبت داد. امروز در ایران نیز همان سازوکار در سطح نرم‌تری تکرار می‌شود: مرگ‌های ناگهانی، پرونده‌های بی‌سرانجام و گزارش‌های بی‌طرف!

تفاوت فقط در شکل است، نه در ماهیت. ناپدیدسازی فیزیکی جای خود را به حذف اطلاعاتی داده است. حقیقت، همان‌گونه که در سد کرج ناپدید شد، در جریان رسمی خبر هم غرق می‌شود و جای خود را به ابهام و گمانه‌زنی می‌دهد.

نتیجه‌گیری

روایت پدیدار شدن « ۷۴ پیکر در سد کرج» شاید هرگز اثبات نشود، اما بازتاب یک واقعیت روشن است: جامعه‌ی ایران دیگر به حاکمیت اعتماد ندارد. مردمی که بارها دروغ شنیده‌اند، طبیعی است که به تکذیب‌ها هم ایمان نیاورند؛ و شاید این امر نیز مثل هواپیمای اوکراینی و یا یک خبرنگار با وجدان اثبات گردد و زمان و آینده همه چیز را روشن خواهد کرد.

برای بازسازی این اعتماد، حکومت به جای تهدید و انکار باید شفافیت را جایگزین کند: گزارش‌های دوره‌ای درباره‌ی مرگ‌های بازداشتی، اجساد ناشناس و میزان خشونت پلیسی. بی‌اعتمادی محصول یک خبر جعلی نیست؛ نتیجه‌ی دهه‌ها پنهان‌کاری است.

سد کرج شاید جسم را در خود مدفون نکرده باشد، اما حقیقت را دفن کرده است. تا زمانی که شفافیت جایگزین پنهان‌کاری نشود، هر شایعه‌ای، حتی اگر جعلی باشد، به عنوان حقیقت ناگفته در جامعه طنین‌انداز خواهد شد.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳۰ / معدل امتیاز: ۴٫۲

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=390833