افزایش تورم و سقوط قدرت خرید خانوارها در ایران الگوهای مصرف و خرید را به شدت متأثر کرده و قشر متوسط را برای تأمین ضروریترین هزینهها با بحرانی جدی روبرو کرده است. طرحهای حمایتی دولت در شرایطی که از یکسو فشار هزینهای زیادی بر بودجه دولت وارد میکنند اما در آنسو هیچ اثر مثبتی بر معیشت و زندگی خانوارها ندارند.

گزارشهای میدانی از ایران بر افزایش فشار معیشتی بر اقشار متوسط و فقر حکایت دارد. روزنامه «شرق» چاپ تهران در شماره روز شنبه ۹ خردادماه ۱۴۰۴ در گزارشی درباره سقوط کیفیت زندگی در پایتخت نوشته دو حقوق کارمندی در بسیاری از خانوادهها عملاً فقط تا هفته دوم ماه دوام میآورد. پس از آن، حساب بانکی خالی میشود و خانوادهها باید دو هفته باقیمانده را با قرض، حذف هزینهها، خرید حداقلی و انتظار برای حقوق بعدی بگذرانند.
در این گزارش آمده طبقه متوسط جامعه، همان قشر تحصیلکرده، کارمند، مهندس و تکنوکراتی که روزگاری موتور محرک اقتصاد، فرهنگ و ثبات کشور بود، این روزها زیر چرخدندههای بیرحم تورم فزاینده و موج گسترده تعدیل نیرو، در حال فروپاشی تدریجی است. سبد خرید این قشر که پیش از این نمادی از رفاه نسبی بود، اکنون به اقلام بنیادین و بقامحور تقلیل یافته و بدتر از آن، پدیدهای قدیمی اما فراموششده به نام «حساب دفتری و نسیه» با شکلی مدرن و دردی عمیقتر، سفرههای آنان را به تسخیر خود درآورده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده که جغرافیای نسیه دیگر محدود به محلههای سنتی و کمبرخوردار جنوب شهر نیست؛ بررسیهای میدانی نشان میدهد شرق، غرب، شمال و جنوب تهران بهطور یکسان با پدیده بازگشت دفترهای نسیه در سوپرمارکتها مواجه شدهاند. یکی از مغازهداران باسابقه در شرق تهران که مدیریت یک سوپرمارکت محلی را بر عهده دارد، میگوید تا پیش از سال جدید هم افرادی برای خرید نسیه مراجعه میکردند، اما از آغاز سال جاری، این موضوع برای کاسبان به یک معضل جدی و روزمره تبدیل شده است.
«شرق» تأکید کرده «نکته تکاندهنده در صحبتهای این کاسب، هویت متقاضیان نسیه است. او میگوید نسیهدادن همیشه وجود داشت، اما از ظاهر فرد تشخیص میدادیم که شرایط مالی خوبی ندارد، حالا اما افرادی دستانشان را برای نسیه دراز میکنند که سالها مشتری پروپاقرص مغازه بودهاند؛ کسانی که پیش از این خریدهای حجیم و باکیفیت انجام میدادند و هرگز بحث مالی با مغازهدار نداشتند. حالا همین افراد با هزاران شرم، خجالت و چشمهای دوختهشده به زمین، به دروغهای مصلحتی متوسل میشوند تا غرور خود را حفظ کنند.»
این گزارش افزوده ترس از دست دادن شغل و همان «آبباریکه» درآمد، بسیاری از کارمندان را از درخواست افزایش حقوق، اعتراض به ثابتماندن دستمزد یا چانهزنی برای مزایا بازداشته است. حفظ شغل، به قیمت پذیرش شرایطی تمام شده که دیگر کفاف زندگی معمولی را هم نمیدهد.
در این میان دزدیهای خٌرد موادغذایی نیز همسو با گسترش فقر در جامعه افزایش یافته است؛ از جمله سرقت اقلامی مانند تنماهی که به دلیل قیمت بالا و اندازه کوچک، بیشتر هدف قرار میگیرد. در نانواییها نیز برخی مشتریان کارمند و آبرومند، به جای خرید یک نان کامل، درخواست نصف نان یا نان تکهای میکنند.
به گزارش «شرق» امروز دفاتر نسیه سوپرمارکتها، نانواییها و میوهفروشیهای تهران، آینه تمامنمای اقتصادی هستند که لایههای محترم، کارآمد و تحصیلکرده خود را بهسختی و با چنگودندان اداره میکند. قشری که روزی دغدغه پیشرفت، پسانداز برای خرید مسکن و ارتقای کیفیت زندگی را داشت، امروز درگیر هندسه خرید روزانه و بقا در دو هفته پایانی ماه است. این سقوط آرام، محترمانه و بهغایت دردناک در متن پایتخت، هشداری است جدی به سیاستگذارانی که به دنبال راهحلهای ساده و بینتیجهای مثل بستههای حمایتی و اعتبارهای ناچیز یارانهای هستند.
در پایان این گزارش تأکید شده «پیامدهای این سقوط اقتصادی، فراتر از تغییر در رژیم غذایی یا کوچکشدن سبد خرید روزمره است. جامعهشناسان هشدار میدهند حذف یا تضعیف شدید طبقه متوسط، به معنای از بین رفتن تعادل اجتماعی و صدمه به توسعه فرهنگی کشور است. طبقه متوسط همواره واسطهای میان لایههای فرودست و دولت بود که با تکیه بر آگاهی، تخصص و مطالبهگری مدنی، ثبات جامعه را تضمین میکرد. وقتی این قشر برای تأمین نان، تخممرغ و چند دانه میوه ناچار به تسلیم در برابر دفاتر نسیه سوپرمارکتها میشود، دیگر رمقی برای اندیشیدن به توسعه، آموزش فرزندان، خرید کتاب، رفتن به سینما و مشارکتهای اجتماعی نخواهد داشت.»
وبسایت «خبرآنلاین» نیز در گزارشی به افزایش خرید قسطی و نسیه در میان اقشار مختلف جامعه پرداخته و نوشته این روزها در خیابانهای شهر، از فروشگاههای بزرگ لوازم خانگی تا مغازههای کوچک محلی، یک تصویر مشترک بیش از هر چیز به چشم میخورد؛ برچسبهایی با عنوان «خرید قسطی بدون ضامن»، «الان بخر، بعداً پرداخت کن» یا «پرداخت چندمرحلهای». الگویی که دیگر صرفاً یک شیوه تبلیغاتی نیست و به بخشی از واقعیت روزمره بازار و زندگی مردم تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش خرید قسطی حالا فقط به کالاهای گرانقیمت یا لوکس محدود نمیشود. از خودرو، موبایل و لپتاپ گرفته تا مواد غذایی، پوشاک، کیف و کفش و حتی برخی خدمات درمانی، همه بهتدریج وارد چرخه پرداختهای اعتباری و اقساطی شدهاند. این تغییر نشان میدهد بخش قابلتوجهی از خانوارها برای تأمین نیازهای معمول زندگی نیز ناچار به تقسیم هزینهها در ماههای آینده هستند.
«خبرآنلاین» افزوده بود در کنار اقلام اساسی مانند گوشت، لبنیات، برنج و سایر کالاهای ضروری که تهیه آنها دشوارتر از گذشته شده، بسیاری از خریدهای روزمره نیز از حالت نقدی فاصله گرفتهاند. نتیجه این روند، تغییر محسوس الگوی مصرف خانوارها و حرکت اقتصاد زندگی مردم به سمت پرداختهای ماهانه و بدهیمحور است؛ شرایطی که نشان میدهد فشار تورم و گرانی، سبک خرید و حتی شیوه اداره زندگی را تحت تأثیر قرار داده است.
همچنین گزارش شده که در چنین فضایی، خرید قسطی دیگر یک امکان انتخابی یا ابزار جذب مشتری نیست، بلکه برای بخشی از جامعه به ضرورتی اقتصادی تبدیل شده است. در حالی که در روایتهای رسمی از کنترل تورم و بهبود وضعیت اقتصادی سخن گفته میشود، آنچه در کف بازار دیده میشود، تصویر متفاوتی را روایت میکند؛ تصویری از خانوارهایی که برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود، بیش از هر زمان دیگری به خرید نسیه و اقساطی وابسته شدهاند.
در این میان طرحهای حمایتی دولت در شرایطی که از یکسو فشار هزینهای زیادی بر بودجه دولت وارد میکنند اما در آنسو هیچ اثر مثبتی بر معیشت و زندگی خانوارها ندارند. مقامات دولت نیز به جای چارهجویی برای بحران فراگیر فقر و سقوط قدرت خرید خانوارها، مشغول فرافکنی هستند.
مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم در دیدار با اعضای اتاق بازرگانی تهران اعلام کرده که میدان اصلی رویارویی ایران با «دشمنان خارجی» به حوزه اقتصاد و معیشت منتقل شده است.
او با اشاره به فشارهای موجود بر بخش خصوصی، این وضعیت را بخشی از «جنگ اقتصادی» علیه جمهوری اسلامی توصیف کرده و گفته بخش خصوصی بیشترین بار این فشارها را تحمل میکند. پزشکیان تأکید کرده دولت در تلاش است موانع اقتصادی را برطرف کند و «تابآوری اقتصادی» کشور را افزایش دهد.




