تأثیر استراتژی جدید امنیت ملی آمریکا در خاورمیانه بر جمهوری اسلامی و درس‌های آن برای اپوزیسیون

چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵


دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – استراتژی تازه‌ اعلام‌شده آمریکا در نوامبر امسال (۲۰۲۵) برای خاورمیانه، نقطه عطفی در نگاه واشنگتن به این منطقه به شمار می‌رود؛ تحولی که محیط ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی را به‌طور جدی دگرگون خواهد کرد.

برای دهه‌ها، جمهوری اسلامی بر سه عامل برای حفظ نفوذ منطقه‌ای خود تکیه داشت: اولویت‌داشتن خاورمیانه در سیاست خارجی آمریکا، حضور دائمی واشنگتن در درگیری‌های منطقه، و ضرورت حضور آمریکا به خاطر انرژی. در استراتژی جدید، هر سه ستون در حال فروپاشی‌اند و پیامدهای آن برای ایران – در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و ایدئولوژیک-عمیق است.

روبیو وزیر خارجه آمریکا در حین سخنرانی ترامپ به او گزارشی از مذاکرات مصر داد و سپس ترامپ جلسه را ترک کرد

۱) کاهش اهمیت خاورمیانه در سیاست آمریکا، ابزار جمهوری اسلامی برای تقابل با آمریکا را تضعیف می‌کند

جمهوری اسلامی برای دهه‌ها توانست از تقابل مستقیم با ایالات متحده بهره‌برداری سیاسی کند. حضور نظامی آمریکا، فشارهای اقتصادی، و تمرکز واشنگتن بر خلیج فارس، به جمهوری اسلامی اجازه می‌داد تهدید آمریکا را به‌عنوان توجیهی برای سرکوب داخلی و توسعهٔ نفوذ منطقه‌ای مطرح کند.

اما اکنون آمریکا خاورمیانه را نه یک میدان درگیری، بلکه عرصهٔ همکاری اقتصادی و ثبات منطقه‌ای می‌بیند. این تغییر، روایت دیرینهٔ «تهدید دائمی آمریکا» را از دست جمهوری اسلامی می‌گیرد و توان بسیج سیاسی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی را کاهش می‌دهد.

۲) ضربات نظامی و هسته‌ای شدید، آسیب‌پذیری جمهوری اسلامی را افزایش می‌دهد

استراتژی جدید به دو تحول مهم اشاره می‌کند که جمهوری اسلامی را به‌شدت تضعیف کرده‌اند:

حملات اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳

عملیات آمریکا با عنوان «چکش نیمه‌شب» در ژوئن ۲۰۲۵ که برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را به‌شدت تخریب کرد

این دو رویداد، جدی‌ترین شکست‌های جمهوری اسلامی از نظر نظامی و هسته‌ای در بیش از یک دهه اخیر محسوب می‌شود. برنامهٔ هسته‌ای -اصلی‌ترین ابزار قدرت‌نمایی جمهوری اسلامی- با این حملات سال‌ها عقب افتاده و توان چانه‌زنی آن کاهش یافته است.

در سطح منطقه‌ای نیز حملات اسرائیل زیرساخت‌های فرماندهی و شبکه‌های نیابتی جمهوری اسلامی در سوریه و لبنان را تضعیف کرده و مزیت اصلی یعنی جنگ نیابتی را کم‌اثر کرده است.

۳) انزوای منطقه‌ای جمهوری اسلامی با همگرایی رقبای آن افزایش می‌یابد

استراتژی جدید، خاورمیانه را در حال حرکت به‌سوی همکاری گسترده‌تر معرفی می‌کند:

-احیای اتحاد آمریکا با کشورهای خلیج فارس و اسرائیل
-گسترش توافق‌های ابراهیم
-حمایت هماهنگ آمریکا، اعراب، اسرائیل و ترکیه از ثبات سوریه

این ساختار جدید، یک معماری امنیتی متحد را شکل می‌دهد که جمهوری اسلامی را در حاشیه قرار می‌دهد. اگر سوریه دوباره «نقش مثبت» منطقه‌ای پیدا کند، جمهوری اسلامی یکی از مهم‌ترین ابزارهای نفوذ خود را از دست خواهد داد.

نتیجه آن است که جمهوری اسلامی با این شرایط روبه‌روست:

-کاهش متحدان استراتژیک
-تضعیف نیروهای نیابتی
-شکل‌گیری نظمی جدید که علیه جمهوری اسلامی هم‌گرایی دارد، نه برای توازن آن

۴) فشار اقتصادی افزایش می‌یابد؛ جمهوری اسلامی از تحولات اقتصادی منطقه جا می‌ماند

در استراتژی جدید، خاورمیانه به‌عنوان مرکز نوظهور صنایع پیشرفته معرفی می‌شود:

-انرژی هسته‌ای
-هوش مصنوعی
-فناوری‌های دفاعی
-زنجیره‌های تأمین جهانی
-سرمایه‌گذاری بین‌المللی

در حالی‌که کشورهای منطقه به‌سوی اقتصادهای مدرن‌تر حرکت می‌کنند، جمهوری اسلامی – به دلیل تحریم، فساد ساختاری و انزوا – از این موج بزرگ اقتصادی کنار گذاشته می‌شود.

با افزایش تولید انرژی آمریکا و کاهش وابستگی به منابع خارجی، اهمیت ژئوپلیتیکی نفت و گاز جمهوری اسلامی نیز کاهش می‌یابد.

۵) شکست ایدئولوژیک: تضعیف نرم‌قدرت جمهوری اسلامی در برابر گفتمان جدید منطقه

استراتژی آمریکا از تلاش کشورهای منطقه برای مبارزه با افراط‌گرایی تمجید می‌کند و بر پذیرش ساختارهای سنتی سیاسی – به‌ویژه پادشاهی‌های خلیج فارس – تأکید دارد. این رویکرد، روایت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دربارهٔ «رهبری جهان اسلام» را زیر سؤال می‌برد.

گفتمان جدید منطقه مبتنی بر ثبات، مدرن‌سازی، اصلاحات تدریجی و همکاری اقتصادی است؛ موضوعاتی که ضعف مزمن اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی را آشکارتر می‌کنند.

۶) جمهوری اسلامی مهار می‌شود، نه اینکه آمریکا به دنبال جنگ یا تغییر رژیم باشد

با وجود تضعیف جمهوری اسلامی، استراتژی جدید همچنان جمهوری اسلامی را تهدیدی مهم می‌داند و برای آن سیاست «مهار هوشمند» را دنبال می‌کند:

-فشار نظامی هدفمند، نه جنگ‌های بزرگ
-مقابله ایدئولوژیک با افراط‌گرایی
-تضمین امنیت اسرائیل
-باز نگه‌داشتن تنگه هرمز و دریای سرخ
-جلوگیری از کنترل جمهوری اسلامی بر انرژی خلیج فارس

این رویکرد واقع‌بینانه است: نه ماجراجویی نظامی، نه رؤیای تغییر رژیم، بلکه مهار بلندمدت رفتارهای جمهوری اسلامی.

ورود جمهوری اسلامی به دوره‌ای جدید و محدودتر

استراتژی جدید آمریکا یکی از مهم‌ترین تغییرات سیاست خارجی واشنگتن در دهه‌های اخیر است. برای جمهوری اسلامی، پیامدهای آن به‌طور عمده منفی است:

-از دست رفتن ابزارهای تبلیغاتی برای مقابله با آمریکا
-تضعیف جدی در حوزهٔ هسته‌ای و نیابتی
-افزایش انزوای منطقه‌ای
-عقب‌ماندن اقتصادی از موج جدید سرمایه‌گذاری
-کاهش جذابیت ایدئولوژیک در برابر گفتمان «ثبات و توسعه»

جمهوری اسلامی وارد دوره‌ای از محدودیت و چالش شده است؛ دوره‌ای که در آن چهار مسیر ممکن می‌شود: عمل‌گرایی، تشدید تنش، اصلاح درونی یا فروپاشی.

تکلیف مخالفان جمهوری اسلامی چیست؟

استراتژی جدید آمریکا، تضعیف شدید جمهوری اسلامی در منطقه، فشارهای اقتصادی داخلی، و بحران‌های اجتماعی، موقعیتی ایجاد کرده که هم فرصت در آن وجود دارد و هم خطر. مسئولیت مخالفان رژیم اکنون چند محور اساسی دارد:

۱. جلوگیری از «فروپاشی بی‌برنامه»

نه فقط مخالفت، بلکه ارائه طرح جایگزین

ایران امروز به مرحله‌ای رسیده که هر لحظه احتمال فروپاشی اقتصادی، اجتماعی یا امنیتی وجود دارد. اگر مخالفان رژیم طرح حکمرانی، برنامه اقتصادی، مدل گذار و چارچوب امنیتی برای دوران انتقال نداشته باشند، نتیجه می‌تواند یک خلأ قدرت خطرناک باشد.

بنابراین نخستین تکلیف مخالفان این است که ائتلافی فراگیر برای «گذار امن و اداره کشور» تشکیل دهند، نه برای اتحاد ایدئولوژیک، بلکه برای نجات کشور.

۲. عبور از اختلافات تاریخی و تمرکز بر اهداف مشترک ملی

مخالفان به دو دسته تقسیم شده‌اند:

-کسانی که هدفشان براندازی است
-کسانی که هدفشان گذار مسالمت‌آمیز و اصلاح ساختاری است

در نظم جدید جهانی، تنها جریانی موفق خواهد بود که بتواند:

-یک جبهه ملی واقعی شکل دهد که تمامی ملت ایران در آن نماینده داشته باشند.
-هیچ کشور بزرگی با تک‌صدایی ساخته نشده؛ ایران نیز استثنا نیست.

۳. تبدیل «اعتراض» به «سازمان»

-ملتی ناراضی کافی نیست؛ باید سازماندهی شود
-تمام نظام‌های اقتدارگرا با «تودهٔ بی‌سازمان» کنار می‌آیند اما از «جامعهٔ سازمان‌یافته» می‌ترسند.

مخالفان رژیم باید شبکه‌های صنفی را تقویت کنند، رسانه‌های حرفه‌ای مستقل را تقویت کنند، نهادهای دموکراتیک جایگزین (در خارج و داخل) ایجاد کنند و مرکزهای سیاست‌گذاری (Think Tank) تشکیل دهند. بدون این‌ها، هیچ گذار پایداری موفق نمی‌شود.

۴. گشودن مسیر «گذار بدون تجزیه»

پیشگیری فعال از سناریوهای خطرناک: یکی از اهداف اصلی حکومت این است که هر نوع تغییر را مساوی با جنگ داخلی، تجزیه و هرج‌ومرج نشان دهد تا مردم را بترساند.

مخالفان رژیم باید برنامه‌ای ارائه کنند که حقوق اقوام را تضمین کند، نظام غیرمتمرکز یا فدرال را بررسی کند و در مناطق حساس (مرزها) نهادهای اعتمادساز ایجاد کند. پیام باید روشن باشد: گذار در ایران مساوی است با ثبات،  تمامیت ارضی و امنیت.

۵) جلب حمایت منطقه و جهان، بدون تبدیل‌شدن به ابزار دیگران

امروز هیچ بازیگری -نه آمریکا، نه اروپا، نه عرب‌ها، نه حتی اسرائیل- مخالفان ایرانی را بدون انسجام داخلی جدی نمی‌گیرد.

تکلیف اصلی مخالفان: روایت سیاسی واحد، شفاف و حرفه‌ای برای جهانیان ارائه کنند.

۶) ساختن «گفتمان آینده» نه «گفتمان انتقام»

اگر هدف گذار است، باید: ادبیات برنامه‌ای جایگزین ادبیات خشم شود، گفتمان عدالت جایگزین گفتمان انتقام شود و آینده‌سازی جایگزین نفرت‌سازی شود. کشورهایی مثل آفریقای جنوبی، شیلی، اروپای شرقی- همگی با چنین مدلی موفق شدند.

۷) فهم لحظه تاریخی:

ایران در نقطه تصمیم است

با ضعیف شدن منابع مالی و نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، با تغییر سیاست‌های جهانی، و با فرسایش مشروعیت داخلی، جمهوری اسلامی در موقعیتی بسیار شکننده قرار دارد.

اما این شکنندگی به‌تنهایی به دموکراسی نمی‌انجامد. تنها زمانی به دموکراسی می‌انجامد که مخالفان: منسجم، حرفه‌ای، آینده‌نگر، غیراحساسی و برنامه‌دار باشند.

وظیفه مخالفان رژیم در یک جمله: تبدیل انرژی خشم و نارضایتی مردم به یک نیروی سیاسی سازمان‌یافته، اخلاقی، ملی، و دارای برنامه برای گذار امن و حفظ تمامیت ایران.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳۰ / معدل امتیاز: ۳٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=392237