مهدی نوذر – یلدا در فرهنگ ایرانی فقط یک شب نیست؛ نماد ایستادگی نور در برابر تاریکی است، نماد کنار هم ماندن، نماد صلهرحم و دوام آوردن در سختترین زمستانها؛ ایرانیها قرنها آموخته بودند که حتی اگر سفره کوچک است، دلها را بزرگ نگه دارند و بلندترین شب سال را با هم، نه در تنهایی، بلکه در جمع بگذرانند. اما امروز، یلدا دیگر شبی برای جشن نیست؛ تنها نامیست باقیمانده در تقویم.
امروز مردمی که حتی توان خرید یک هندوانه برای شب یلدا را ندارند، چگونه باید از جشن حرف بزنند؟ وقتی مرغ، سادهترین غذای سفره ایرانی، به کالایی لوکس تبدیل شده و نان به دغدغه روزمره بدل شده است، سخن گفتن از دورهمی بیشتر شبیه تمسخر است تا سنت! جمهوری اسلامی کاری کرده است که فقر، مهمان دائمی خانهها باشد و شرمندگی، سهم همیشگی پدران و مادران.
در این شرایط، صلهرحم که یکی از ستونهای فرهنگ ملی ما بود، آرامآرام از هم پاشیده است. دیدار نزدیکان دیگر نه از سر بیمهری، بلکه از سر ناتوانی مالی حذف میشود. هزینه رفتوآمد، پذیرایی و حتی شرمِ خالی بودن سفره، مردم را به انزوا رانده است. حکومتی که ادعای حفظ ارزشها را دارد، کاری کرده است که مهمترین ارزش اجتماعی این ملت، یعنی با هم بودن، قربانی فقر و فشار اقتصادی شود.
اما درد فقط اقتصاد نیست. چگونه میتوان جشن گرفت وقتی هر روز خبر اعدام، زندان و سرکوب، تیتر اول زندگی مردم شده است؟ چگونه میشود انار دانه کرد وقتی خون جوانان این سرزمین دانهدانه بر زمین میریزد؟ چگونه میشود فال حافظ گرفت وقتی حکم مرگ، بیرحمانه و بیوقفه، صادر میشود؟ شادی در این سرزمین سالهاست که جرم شده و اندوه، سیاست رسمی حاکمیت!
جمهوری اسلامی فقط سفرهها را کوچک نکرد؛ خنده را از مردم گرفت، امید را فرسوده کرد و از ملتی که در تاریخش برای هر بهانهای جشن میگرفت، جامعهای خسته، مغموم و افسرده ساخت. مردمی که هر روز باید برای عزیزی سوگواری کنند، دیگر جانی برای جشن ندارند. یلدای امروز ما، یلدای شمع و انار و خنده نیست؛ یلدای ما بوی فقر میدهد، بوی زندان میدهد، بوی طناب دار میدهد.
این شب، بلندترین شب سال نیست؛ بلندترین شب حکومتیست که سالهاست بر گلوی شادی این ملت نشسته است و تا وقتی این تاریکی ادامه دارد، برای مردم ایران، یلدا دیگر یک جشن نیست؛ زخمیست باز، یادآور همهچیزی که از ما گرفتهاند.
ولی با همه این تاریکیها، یلدا یادآور یک حقیقت قدیمیست؛
هیچ شبی، هرچقدر هم بلند، ماندگار نیست.
نور همیشه راه خودش را پیدا میکند،
و صبح، دیر یا زود، از دل تاریکی زاده میشود.
و نور بر تاریکی پیروز است.

