«تابآوری» سالهاست پیوسته از سوی مقامات جمهوری اسلامی بهعنوان ابزاری برای نادیده گرفتن ریشه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مورد تأکید قرار میگیرد. حکومت از مردم میخواهد «تابآوری» کنند بدون اینکه بسترها، ظرفیتها و حتی چشماندازهای لازم را در اختیار جامعه قرار دهد.

«تابآوری»(Resilience) یکی از مفاهیم علم فیزیک است که به خاصیت کشسانی و توانایی بازگشت به عقب اشاره دارد. بیش از نیم قرن است این واژه وارد علم روانشناسی شده و به تحلیل توانایی فرد و جامعه در سازگاری با بحرانها، بلایا و فشارهای اقتصادی و سیاسی و در نهایت پایداری و بازگشت به حالت تعادل میپردازد.
در سالهای گذشته «تابآوری» شعاری ایدئولوژیک و نخنما در دست جمهوری اسلامی است که بهجای اینکه هدایتگر و امیدبخش باشد به ابزار نکوهش شهروندان و طلبکاری حکومت از مردم تبدیل شده است. از مردم خواسته میشود تابٰآوری کنند، اما اشارهای به عوامل بروز بحرانهای چند لایهای که جامعه ایران با آن روبروست نمیشود؛ از زیرساختهای نابود شده، فرصتهای سوخته، منابع از دست رفته، تا تحقیر عمومی شهروندان به درازای ۴۷ سال!
از سوی دیگر اندیشمندان تأکید میکنند «تابآوری» جامعه در برابر بحرانها نیازمند بسترهایی است که بتوانند روحیه جمعی و یکپارچگی را برای عبور از بحرانها حفظ کنند؛ حکومتی که عامل اصلی در بروز بحرانهای لایه لایهی اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، و بزرگترین عامل تحقیر و ناکامی ملی است، ساختار دولت-ملت را تضعیف کرده و همواره مردم را بهعنوان «تهدید» در نظر گرفته، بدون شک نمیتواند هیچ زبان مشترکی با آنها داشته باشد و برای «تابآوری» اقناع عمومی و مشارکت اجتماعی ایجاد کند.
از سوی دیگر «نهادهای مدنی» مهمترین ابزار تقویت «تابآوری» شناخته میشوند اما در نیم قرن گذشته حکومت مهمترین دشمن نهادهای مدنی در ایران بوده و نه تنها جلوی شکلگیری و رشد نهادهای مدنی را گرفته بلکه فعالان مدنی را با «اتهامات امنیتی» سرکوب کرده است. تخریب نهادهای مدنی در سالهای گذشته پیامدهای مخربی از جمله تشدید ناکارآمدیها و نابرابریها را به همراه داشته است که سمی جدی برای «تابآوری» اجتماعی بهشمار میروند.
در آنسو، چشماندازی که جمهوری اسلامی در برابر ملت ایران ترسیم کرده، هراسآفرین و ناامیدکننده است؛ عملکرد و نگاه ضدتوسعه، فساد و رانت در ساختاری الیگاریشی، و تداوم زیست سیاسی در بحرانزایی بینالمللی، و از همه مهمتر نبود تصمیمی برای اصلاح!
اینهمه شهروندان را به احساس «استیصال» و «بیآیندگی» سوق میدهد و انگیزه تابآوری برای همراهی با حکومت در دوران «پسابحران» را کاملا تخریب میکند.
همچنین ظرفیت اجتماعی و فردی برای «تابآوری» باید در دوره «پیشابحران» ایجاد شده باشد اما جمهوری اسلامی سالها جامعه را با فرسودگی و سرخوردگی روبرو کرده، و خود را در معرض ریزش پایگاه اجتماعی و تبخیر سرمایه اجتماعی قرار داده، حالا «تابآوری» را ابزاری برای تحمیل مسئولیت بر دوش شهروندان کرده است.
جمهوری اسلامی میخواهد تابآوری مردم را به سازگاری با وضع موجود و همراهی با نظام تقلیل دهد، اما قدرت اصلی نه در ساختار فرسودهای کنونی است، بلکه در جامعهای است که با وجود همه زخمها هنوز میخواهد زندگی کند، میخواهد بسازد و میتواند سرنوشت خود را پس بگیرد؛ آیندهای که نه بر اطاعت و ترس، بلکه بر مشارکت، کرامت، همبستگی و اراده شهروندان بنا شود.
روشنک آسترکی |ایکس | اینستاگرام|

