دکتر حسن صبوری، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل استراتژیک – در تئوریهای نوین امنیت، «نیروی انتظامی» نماد ثبات و بازوی حفاظتی جامعه است. اما در جغرافیای سیاسی ایرانِ تحت سلطه جمهوری اسلامی، این نهاد دچار یک جهش ژنتیکی مخرب شده است. آنچه امروز تحت عنوان «فراجا» در خیابانها خودنمایی میکند، دیگر یک نیروی حافظ امنیت نیست؛ بلکه تجسم عینی یک «بیماری خودایمنی» در کالبد ملی است. در علم پزشکی، بیماری خودایمنی زمانی رخ میدهد که سیستم دفاعی، سلولهای حیاتی بدن را دشمن فرض کرده و به قصد نابودی به آنها یورش میبرد.

۱. اقتصاد سرکوب؛ خودکفایی در خودزنی
به عنوان یک تحلیلگر مسائل استراتژیک، معتقدم هولناکترین بخش این فاجعه، نه در شلیک ساچمهها، بلکه در منشأ تأمین مالی آنهاست. حقیقت عریان و تکاندهنده این است: هزینه ساچمههایی که در تن ما فرومیرود، پیشتر از طریق قبوض خدماتی از جیب خود ما پرداخت شده است.
وقتی شهروندی که زیر خط فقر دست و پا میزند، با مشقت فراوان قبض آب، برق، گاز یا جریمههای ساختگی رانندگی را پرداخت میکند، ناخواسته در حال مسلح کردنِ ضارب خویش است. این یک «سیکل خونین مالی» است؛ ریالهای کسر شده از سفرههای خالی، در میانه راه به «سرب و ساچمه» تبدیل میشوند تا در خیابان، فریادِ نان را در گلو خفه کنند. نظام سیاسی ایران به وقاحتی استراتژیک رسیده است که اسلحه را با پولِ مقتول مسلح میکند.
۲. مغز سرطانی و سلولهای فرمانبر
هر سیستم سرکوبگری از یک مرکز فرماندهی (مغز) دستور میگیرد. در ایران، ما با یک «مغز سرطانی» روبرو هستیم؛ هستهی سخت قدرتی که به دلیل پیری، ایدئولوژیزدگی و گسست کامل از واقعیتهای جامعه، دچار متاستاز شده است.
نیروهای فراجا، مانند سلولهایی که هویت انسانی خود را در ازای معیشتی حقیر گم کردهاند، فرمانبردار مرکزی هستند که دیگر توان درک «رنج ملی» را ندارد. این نیروها باید بدانند که آنها نه در حال دفاع از میهن، بلکه در حال حفاظت از توموری هستند که کل پیکره ایران را به سمت مرگ تدریجی سوق میدهد.
۳. پارادوکس بقا؛ آیا ظلم پایدار است؟
پرسش بنیادین اینجاست: تا چه زمانی یک بدن میتواند در برابر حملات سیستم ایمنی خود دوام بیاورد؟ تاریخ انقضای این ظلم با دو فاکتور معین میشود:
فرسایش مالی: وقتی جامعه به تهیدستی مطلق برسد، منبع تغذیه ماشین سرکوب (قبوض و مالیات) خشک خواهد شد.
بیداری سلولی: ریزش در بدنه فراجا زمانی رخ میدهد که لایه عملیاتی متوجه شود لباسی که بر تن دارد، با پولی خریداری شده که برادر و خواهر گرسنهاش پرداخت کردهاند.
۴. فرجامخواهی در آستانه طلوع
خیابان در ایران امروز، دیگر نه یک معبر، بلکه «اتاق عمل» برای جراحی این تومور سرطانی است. قیامهای پیدرپی و فرجامخواهیهای ملی، نشانههای سلامتِ بافتهای اصلی جامعه است که علیرغم سرکوب، هنوز زنده و پویا هستند.
شبِ سیاه جمهوری اسلامی، با تمام ابزارهای الکترونیک و ساچمههای خریداری شده از سفره مردم، در حال سپری شدن است. فرجام این نبرد، نه پایداری ظلم، بلکه پیروزی ارادهی زیستن بر میل به تخریب است. طلوع ایران پس از این «بیماری خودایمنی»، با بازگشت اسلحه به دست صاحبان اصلیاش – یعنی ملت – رقم خواهد خورد.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

