یارسانیان کرمانشاه، هویت ایرانی و مسئله‌ی جدایی‌طلبی کردی

سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶


فرخ خجسته – بحث درباره‌ی نسبت کردهای کرمانشاه و جامعه‌ی یارسان با پروژه‌های سیاسی موسوم به «کردستان خودمختار» یا «کردستان بزرگ» یکی از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات در مطالعات قومیت و سیاست در ایران معاصر است. برخلاف تصور رایج در برخی گفتمان‌های قوم‌گرایانه، بخش قابل‌توجهی از جمعیت کردهای جنوب غرب ایران، به‌ویژه در استان‌های کرمانشاه و ایلام، نه‌تنها خواستار جدایی از ایران نیستند، بلکه چنین پروژه‌هایی را تهدیدی برای امنیت، هویت و بقای فرهنگی خود می‌دانند. این مقاله تلاش می‌کند با تمرکز بر جامعه‌ی یارسان، ریشه‌های تاریخی و اجتماعی این موضع را بررسی کند.

۱. آیین یاری و پیوستگی تاریخی با ایران

آیین یاری (اهل حق) یکی از کهن‌ترین سنت‌های معنوی در فلات ایران است که ریشه‌های آن را می‌توان در لایه‌های پیشااسلامی فرهنگ ایرانی، به‌ویژه در آیین مهر و سنت‌های میترایی، جست‌وجو کرد (مینورسکی، ۱۹۵۷؛ ایوانف، ۱۹۶۱). گستره‌ی جغرافیایی یارسانیان ـ از کرمانشاه و ایلام تا لرستان، همدان، آذربایجان و گیلان ـ نشان می‌دهد که این آیین هرگز محدود به یک حوزه‌ی قومی یا زبانی خاص نبوده است.

این پراکندگی، یارسانی را به هویتی ایرانی- فرامنطقه‌ای بدل کرده است؛ هویتی که در طول تاریخ، خود را نه در تقابل با ایران، بلکه در چارچوب آن تعریف کرده است. از این منظر، پروژه‌های جدایی‌طلبانه که مبتنی بر تقلیل هویت به قوم و زبان‌اند، با منطق تاریخی آیین یاری همخوانی ندارند.

۲. تفاوت خاستگاه‌های اجتماعی احزاب کردی

مطالعات تاریخی نشان می‌دهد که خاستگاه اصلی احزاب سیاسی کردی در ایران، عراق و ترکیه عمدتاً در مناطق سورانی و کرمانجی‌زبانِ اهل سنت شکل گرفته است (McDowall, 2004). این احزاب، چه در ایدئولوژی و چه در ساختار سازمانی، به‌شدت متأثر از سنت‌های اجتماعی–مذهبی اسلام سنی هستند.

در مقابل، یارسانیان کرمانشاه عمدتاً به زبان‌های هورامی و گورانی سخن می‌گویند و در سایر مناطق ایران نیز از تنوع زبانی قابل‌توجهی برخوردارند (لکی، لری، فارسی و ترکی آذری). این تنوع زبانی و فرهنگی، در گفتمان رسمی احزاب کردی جایگاه روشنی ندارد و اغلب ذیل مفهوم «زبان واحد کردی» ـ که عملاً به معنای برتری زبان سورانی است ـ نادیده گرفته می‌شود.

۳. حافظه‌ی تاریخی ستم مذهبی

از منظر تاریخی، یارسانیان تجربه‌ای طولانی از تبعیض و خشونت مذهبی داشته‌اند. از دوره‌ی پس از سلطان اسحاق برزنجه‌ای به بعد، منابع متعددی به فشارهای سیستماتیک نیروهای سنی‌مذهب علیه یارسانیان اشاره کرده‌اند (صفری، ۱۳۸۹).

در دوره‌ی عثمانی، این فشارها به شکل خشونت‌های گسترده‌تری بروز یافت. همکاری بخشی از نیروهای محلی اهل سنت با ساختار قدرت عثمانی، به فجایع انسانی علیه اقلیت‌های مذهبی ـ از جمله یارسانیان ـ انجامید. این الگو در قرن بیستم نیز تکرار شد؛ از مشارکت نیروهای محلی در قتل‌عام ارامنه گرفته تا فجایع دهه‌ی اخیر علیه ایزدی‌ها و کاکه‌ای‌ها در کردستان عراق به دست داعش (Cetorelli et al., 2017).

این حافظه‌ی تاریخی، نقش مهمی در شکل‌گیری بدبینی یارسانیان نسبت به هرگونه ساختار سیاسی با اکثریت سنی و بدون تضمین حقوق اقلیت‌ها، ایفا می‌کند.

۴. مسئله‌ی نمایندگی سیاسی

الگوی سیاسی مطلوب احزاب کردی ایران، اغلب بر تجربه‌ی اقلیم کردستان عراق استوار است. با این حال، پژوهش‌های سیاسی نشان می‌دهد که این الگو خود با مشکلات جدی دموکراتیک، تمرکز قدرت، و تبعیض‌های درون‌قومیتی مواجه است (Natali, 2010).

برای یارسانیانِ کرمانشاه و ایلام، چنین مدلی نه‌تنها تضمین‌کننده‌ی حقوق مذهبی و زبانی نیست، بلکه خطر حاشیه‌نشینی مضاعف را در پی دارد. تأکید رهبران برخی احزاب کردی بر «زبان واحد» و هویت یکدست، نشانه‌ای از تمایل به همگون‌سازی فرهنگی است؛ امری که با اصول دموکراسی چندفرهنگی در تضاد است.

۵. پیچیدگی اتنیکی غرب ایران

جغرافیای انسانی غرب و شمال‌غرب ایران، به‌شدت چندقومیتی و درهم‌تنیده است. مطالعات مردم‌شناختی نشان می‌دهد که ترسیم مرزهای قومی روشن در مناطقی چون کرمانشاه، آذربایجان غربی و حتی کردستان، عملاً ناممکن و بالقوه منجر به تعارض‌های خشونت‌بار است (Barth, 1969).

نمونه‌هایی چون وضعیت ارومیه، یا تنوع زبانی در مناطق اطراف کرمانشاه، نشان می‌دهد که پروژه‌های قوم‌محور بیش از آنکه راه‌حل باشند، می‌توانند محرک بحران‌های آینده شوند.

۶. ساختار اقتدارگرای احزاب کردی

بخش قابل‌توجهی از احزاب کردی از ساختارهای سلسله‌مراتبی، شخص‌محور و اقتدارگرا برخوردارند؛ ساختارهایی که تحمل اندکی نسبت به تکثر درون‌گروهی دارند. تمایل به گسترش قلمرو سیاسی بدون مراجعه به اراده‌ی واقعی جوامع محلی، نشان‌دهنده‌ی نوعی تمامیت‌خواهی سرزمینی است که با اصول حکمرانی دموکراتیک ناسازگار است.

نتیجه‌گیری

از منظر تاریخی، فرهنگی و سیاسی، مخالفت بخش بزرگی از یارسانیان و کردهای کرمانشاه با پروژه‌های جدایی‌طلبانه، نه از سر انکار هویت محلی، بلکه حاصل تجربه‌ی تاریخی، عقلانیت سیاسی و دغدغه‌ی بقاست. برای این جوامع، ایران نه یک «ساختار تحمیلی»، بلکه چارچوبی تاریخی است که در صورت دموکراتیزه‌شدن، امکان حفظ تنوع زبانی، مذهبی و فرهنگی را فراهم می‌کند.

در این چارچوب، مسئله‌ی اصلی نه جدایی، بلکه تحقق دموکراسی، برابری حقوق شهروندی و به‌رسمیت‌شناختن تکثر واقعی در ایران است.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=394522