هومن ابراهیمی – در قلب آشفتهی یک خیزش سراسری که اکنون تقریباً تمام ۳۱ استان ایران را دربر گرفته، حقیقت نخستین قربانی است. هنگامی که یک حکومت با اعمال خاموشی کامل ارتباطات -قطع اینترنت و خطوط تلفن- میکوشد اقدامات خود را پنهان کند، جهان ناچار میشود تکهتکه اطلاعات را از دل تاریکی دیجیتال، کنار هم بگذارد. «مهِ انقلاب» میتواند تشخیص مرز میان تبلیغات حکومتی و واقعیت میدانی را تقریباً ناممکن کند.

با این حال، علیرغم تلاشهای نومیدانهی رژیم ایران برای کنترل روایت، اکنون تصویری شفافتر از خیزش ملی تاریخی ۲۰۲۵ در حال شکلگیری است؛ خیزشی که با ورود به سومین هفتهی متوالی خود، به یکی از عمیقترین بحرانهای ۴۷ سالهی جمهوری اسلامی تبدیل شدهاست.
۱- فیلم تبلیغاتی رژیم؛ نمایشی مضحک از استیصال
در تلاشی حیرتانگیز برای مدیریت افکار عمومی جهانی، رژیم ایران سفیران خارجی از کشورهایی چون بریتانیا، آلمان و ایتالیا را فراخواند تا یک فیلم تبلیغاتی ۴۵ دقیقهای را تماشا کنند. این اقدام نهتنها یک شکست روابط عمومی، بلکه خطایی دیپلماتیک بود که شکاف عمیق رژیم با واقعیت میدانی را آشکار کرد.
هستهٔ فریب این ویدیو، وارونهسازی کامل وقایع بود: نیروهای امنیتی مسلح با سلاحهای سازمانی- از ساچمهزن ضدشورش و کلت کمری خدمتی گرفته تا کلاشنیکف و ژ-۳ – بهعنوان «معترضان مسلح خارجی» معرفی شدند، در حالی که شهروندان غیرمسلح قربانی خشونت نشان دادهشدند. این روایت، در تضاد کامل با گزارشهای شاهدان عینی و تصاویر منتشرشده از طریق ارتباطات ماهوارهای مانند استارلینک است.
۲- جرقه فقط تحریمها نبود؛ پیامدهای یک جنگ ویرانگر بود
خیزش ملی که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد، نتیجهی فروپاشی کامل اقتصادی پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ بود؛ جنگی که به تخریب تأسیسات راهبردی، کشتهشدن فرماندهان ارشد و تشدید فشارهای بینالمللی انجامید.
پیامدهای مستقیم این بحران شامل:
– سقوط ریال به بیش از ۱.۴ میلیون در برابر هر دلار آمریکا
– تورم ۷۰ تا ۱۰۰ درصدی در اقلام غذایی
– کاهش شدید درآمدهای نفتی
این شرایط، بازاریان تهران -پایگاه سنتی رژیم- را به اعتصاب کشاند و اعتراضات اقتصادی را به خیزشی سراسری با مطالبهی سرنگونی حکومت تبدیل کرد.
۳- میراث گذشته؛ عامل وحدت ملی
فراخوانهای شاهزاده رضا پهلوی نقطهی تمرکز بیسابقهای ایجاد کرد. ویدیوی منتشرشده در ۲۹ دسامبر تا ۹۰میلیون بازدید ثبت کرد و میلیونها نفر در دهها شهر به شعاردهی هماهنگ در ۷ و ۸ ژانویه پیوستند.
۴- این فقط اعتراض نیست؛ نبردی برای بقاست
پس از این بسیج گسترده، رژیم سرکوب را بهطور کمسابقهای تشدید کرد؛ شلیک مستقیم به سر و صورت معترضان و یورش به بیمارستانها برای بازداشت مجروحان. در پاسخ، جنبش از اعتراض به دفاع فعال گذار کرد.
تا ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۲۶:
– گزارشها از ۲۶۸ تا بیش از ۲۰۰۰ کشته حکایت دارد (بسته به منبع)
– هزاران نفر بازداشت شدهاند
– بیمارستانها بارها صحنهی درگیری برای نجات مجروحان بودهاند
با وجود خاموشی کامل ارتباطات، تصاویر این مقاومت از طریق استارلینک به جهان مخابره شد و روایت رسمی حکومت را فرو ریخت.
۵- رژیم در دام یک الگوی شکستخوردهی چنددههای
در کنار سرکوب، رژیم همان الگوی تکراری را بهکار گرفت: انکار، فرافکنی و فریب رسانهای. اما این بار، این الگو شکست خورد. لغو پروازها توسط شرکتهای خارجی و هشدار رسمی «سفارت مجازی آمریکا» به شهروندانش برای ترک فوری ایران، نشان داد بحران از مرزهای داخلی فراتر رفته است.
جمعبندی: گرگومیش یک استبداد
این پنج واقعیت نشان میدهد رژیم نهتنها کنترل خیابانها، بلکه کنترل روایت، مشروعیت و اعتماد را نیز از دست داده است. آنچه در ایران جریان دارد، صرفاً یک اعتراض نیست؛ بحرانی سراسری با پیامدهای منطقهای و بینالمللی است.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.



