زمان فیلی- جنگ میان مردم و اشغالگران در اکثر شهرهای ایران همچنان ادامه دارد. در این جنگ نابرابر که وارد هفتهی سوم خود شدهاست، دامنهی گسترش آن هر روز وسیعتر میشود تا جاییکه، مردم شهرهای کوچک نیز به آن میپیوندند. در طول دو هفتهی اخیر، مزدوران سرکوبگر جمهوری اسلامی طبق روال معمول در مقابل مردم بیدفاع، تمام توان خشونتِ جهادی-سیستمی خود را بهکار بسته و علی خامنهای هم در سخنرانی خود با تایید و تاکید بر اعمال جنایت، از عبارت «سر جای خود نشاندن مردم»، برای مقابله همهجانبه با آنان استفاده کرد.
پدیدارشناسی رخدادهای اجتماعی در ایران، بر پایهی نشانههای کف خیابان و واقعیتهای عینی، نشان میدهد،خیزش کنونی در تمام سطوح با جنبشهای پیشین – «دیماه ۹۶»، «آبانماه ۹۸» و «جنبش زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ – تفاوتی بنیادین دارد و تنها نقطهی اشتراک این دورهها، خشونت عریان، کشتار، دستگیریهای فلّهای و ایجاد فضای ارعاب از سوی نیرویهای امنیتی-اطلاعاتی است.
تسخیر میلیونی خیابانها توسط مردم در سراسر ایران، بیانگر یک همبستگی ملی فراتر از دغدغههای روزمرهای است که بخواهند بهعنوان یک مطالبه خواستار آن باشند. مردم در دو هفتهی اخیر، با دریافتن این موضوع پراهمیت، به سطحی از شعور سیاسی-ملی رسیدهاند که، مملکت در وضعیت اشغال است و جمهوری اسلامی در هیبت یک اقلیت اشغالگر، چهل و هفت سال زندگی میلیونها نفر ایرانی را بههمراه منافع ایران، قربانی آمال تروریستی خود کرده است.
نسل جوان ایران، با دسترسی به تاریخ معاصر از رهگذر جهان ارتباطات، با آزادی و کرامتی که پیش از اشغال ایران توسط اسلامگرایان در سال ۱۳۵۷ وجود داشت روبهرو میشود. همزمان، سالها دروغپردازی، تخریب و عقدهگشایی جمهوری اسلامی و همپیمانانش را که مشروعیت خود را هنوز از آن اشغال تاریخی میگیرند، تجربه کرده است. از اینرو، تنها به کرامت انسانی و سربلندی کشورش میاندیشد و فریاد میزند:
«ما ملت کبیریم؛ ایران را پس میگیریم.»
موج همبستگی ملی با «نمادهای ایران» که خمینی و همفکرانش آن را منحوس اعلام کردند، امروز در خیابانهای ایران و جهان که در دستان نسل قربانی ۵۷، چشمها را مینوازد و توجه رسانهها و سیاستمداران، خصوصا رییسجمهور آمریکا را نیز به خود معطوف کرده است. این بازگشت شکوهمند ملت به ارزشهای ایرانی خود بدین معناست که انقلاب ملی-میهنی آنان، نه فقط جمهوری اسلامی، بلکه مفهوم «انقلاب اسلامی» را – بهعنوان بنیان و رمز اشغال ایران و دیگر سهامدارانش – نشانه گرفته است.
از «جاوید شاه» تا «این آخرین نبرده پهلوی برمیگرده» یا «گم شو برو اجنبی، داره میاد پهلوی» حکایت از نوید یک واقعهی بزرگ تاریخی برای نجات ایران است و ضامن آن پرچم شیروخورشید نشان است که همراه با جمهوری اسلامی، به دنبال دفن تفکر نیستیانگاران ۵۷ نیز میباشد؛ تفکری که زندگی پنج نسل را تاکنون در دوزخ سالهای دگماندیشی و تباهی، قربانی کرده است.
جمهوری اسلامی در برابر خیزش ملیگرایانهٔ مردم درمانده شده است. نه تهدیدهای خامنهای اثرگذار بوده و نه کشتار وحشیانه باعث ترس و خاموش شدن مردم شده است. قطع اینترنت و برق، و حتی وعدهٔ کالابرگ و یارانه، نیز نتوانسته عزم مردم را برای بازپسگیری ایران از اشغالگران تروریست سست کند؛ بلکه این اقدامات، ارادهٔ آنان را استوارتر ساخته است.
پس از دو هفته نبرد مشترک در خیابان، مردم یکدیگر را بازیافتهاند. نظام تروریستی و لاتپرور جمهوری اسلامی همواره کوشیده بود با تفرقه و گسست اجتماعی، آنان را از هم جدا کند. اکنون اما، جمعیت میلیونی با شعار محوری «جاوید شاه» دریافتهاند که پیکری واحدند؛ رنجشان یکی است و شادیشان نیز تنها در کنار هم معنا مییابد.
پس از دو هفته رزم مشترک در کف خیابان، مردم ایران یکدیگر را پیدا کردهاند. نظام لاتپرور و تروریستی، همواره در تلاش بوده تا با ایجاد گسست و تفرقهافکنی با انحاء مختلف آنان را از هم دور نماید. حال دست در دست هم با شعار محوری «جاوید شاه»، جمعیت میلیونی دریافتهاند که پیکری واحدند، رنجشان یکی است و شادیشان نیز تنها در کنار هم معنا مییابد.
بر پایهی همین اصل مردم ایران، گمشدهی خویش را یافتهاند. آنان در جنبش ملی-میهنی «نجات ایران» از اشغال، دو هدف را با یک تیر مورد هدف قرار دادهاند: نخست برانداختن جمهوری اسلامی بهعنوان یک سیستم فاسد، غیرایرانی و اشغالگر که مردم سالهاست با آن در طلاق عاطفی قرار دارند. هدف دوم، امر مهمتری است که این همبستگی نشان میدهد، چه چیز را میخواهند.
در کنار دو هدف برجسته شده از سوی ملت ایران که مبارزان میدانی «گارد جاویدان» عاملیت میدانی آن را در شهرهای مختلف در دست دارند، وجود رهبری راهبردی شاهزاده رضا پهلوی ستون فقرات این خیزش ملی شده و همین باعث هدفمند شدن ضربات متعدد مردم بر اهریمن جمهوری اسلامی شده است.
استقبال عمومی از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در روزهای ۱۸ تا ۲۱ دیماه، علاوه بر استحکام همبستگی ملی سراسری، حضور مردم را در ده روز قبل از فراخوان، معنا بخشید که یکپارچه با پرچمهای شیر و خورشید، با انواع کلمات موزون نام او را را فریاد میزدند.
اکنون، انقلاب ملی ایران دارای رهبری است. خیابانها در تسخیر میلیونی مردم است. مردم شاد و خوشحال هستند و با دست خالی در مقابل آخرین نیروهای سرکوب اشغالگران، مشغول جنگی نابرابر هستند. با پیامهای شاهزاده رضا پهلوی و آمادگی او برای بازگشت به ایران، انتظار میرود فشار خیابانی مردم با تسخیر اماکن دولتی-حکومتی تکمیل گردد و تهران و شهرهای دیگر بهدنبال هم، از کنترل حاکمیت خارج و به دست مردم و گارد جاویدان ( رهبران میدانی) بیافتد.
آنچه باعث شده تمام دنیا ایران را به نظاره بنشیند، انقلابی است برآمده از شعور ملی نسلی که با شجاعت، میراث تمدنی خود را مطالبه میکند و شور بیخردانهٔ خمینیگرایانِ ۵۷ – که هنوز در خدمت استمرار جمهوری اسلامیاند- را در دادگاه تاریخ به محاکمه میکشد.اگرچه با هزینه، اما ایران را از جهنم تروریسم اسلامگرایی بیرون آورده و نجات خواهد داد.
خروش ملت ایران بیگمان، فراتر از یک انقلاب صرف است. آن گونه که شاهزاده رضا پهلوی به عنوان رهبر آن را «بازپسگیری» ایران مینامد، این جنبش بازپسگیری هویت، فرهنگ و تمدن یک ملت است؛ در واقع بازگشت به زندگی پس از ۴۷ سال چپاول و اغتشاش اسلامگرایان.
در تاریخ معاصر، شاید تنها نمونهای که بتوان با آن قیاس کرد، پایان «رکونکیستا» در اسپانیاست: بازپسگیری سرزمین و بازگشت به مدنیت.
در شرایط کنونی ایران برای یافتن مورد مشابه بازپسگیری تمدن و روی آوردن به مدنیت، یک مورد تاریخی وجود دارد؛ پایان دادن به دورهی «Reconquista» رکنکیستا در اسپانیا قابل تامل است.
در سال ۱۴۹۲ اسپانیاییها به رهبری پادشاه فردیناند دوم (آراگون) و ملکه ایزابلا اول (کاستیل) با فتح گرانادا به هشتصدسال اشغال مسلمانان بر جزیرهی ایبری پایان دادند و عملا اسپانیای متحد و مدرن را بنا نهادند.
ایران بعداز چهل هفتسال اشغال توسط اسلامگرایان، امروز با خواست نسل جوان خود که اقلیتی ضدایرانی و چپاولگر، طی این سالها جز مرگ و نیستی برایش به ارمغان نیاورده، میخواهد در عصر ایآی تاریخسازی کند و ایران را بار دیگر وارد دروازههای تمدن جهانی کند.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.



