لحظه‌ی تلاقی تاریخی؛ کنش فراگیر ملت ایران، سرکوب عریان و ضرورت همکاری جهانی برای پایان جمهوری اسلامی

-تحولات اخیر ایران، به‌ویژه پس از جنگ ۱۲روزه، صرفاً تشدید یک بحران داخلی یا تکرار چرخه‌ی اعتراض سرکوب نیست. آن‌چه این مقطع را متمایز می‌کند، هم‌زمانیِ یک دگرگونی اجتماعی درون ایران با جابه‌جایی معنادار در میدان رقابت قدرت‌هاست
- تداوم نهادی پادشاهی ایرانی، که امروز در قالب کنش سیاسی و مدنیِ شهریار ایران، شاهزاده رضا پهلوی، به‌صورت فعال در میدان عمومی حضور دارد، امکان گذار کنترل‌شده و پرهیز از خلأ قدرت را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد و چارچوب «کمک» خارجی را نه‌تنها غیرضروری، بلکه بالقوه مخرب می‌سازد.
- گذار از جمهوری اسلامی بیش از آن‌که محصول فروپاشی یک نظم باشد، نتیجه‌ی هم‌زمانی کنش فراگیر ملی و تنظیم خارجی است. پنجره‌ی تاریخی کنونی محدود و شکننده است
- همکاری در این معنا، نه کمک از بالا و نه ساختن ایران از بیرون، بلکه هم‌راستا کردن منافع و ابزارها با مسیر کنش فراگیر ملت ایران برای گذار کنترل‌شده، جلوگیری از خلأ قدرت و آغاز بازسازی دولت ملی میهنی آبادگر است.

چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۲۱ ژانویه ۲۰۲۶


آریا چَمروش – تحولات اخیر ایران، به‌ویژه پس از جنگ ۱۲روزه، صرفاً تشدید یک بحران داخلی یا تکرار چرخه‌ی اعتراض سرکوب نیست. آن‌چه این مقطع را متمایز می‌کند، هم‌زمانیِ یک دگرگونی اجتماعی درون ایران با جابه‌جایی معنادار در میدان رقابت قدرت‌هاست؛ میدانی که در آن جمهوری اسلامی پس از چهار دهه، نه‌تنها مشروعیت داخلی بلکه کارکرد ژئوپلیتیکی خود را نیز به‌تدریج از دست می‌دهد. بنابراین مسئله‌ی اصلی، فقط «چگونگی پایان یک نظام سیاسی» نیست؛ مسئله این است که گذار از جمهوری اسلامی در چه محیط رقابتی بین‌المللی ممکن، پایدار و کم‌هزینه‌تر می‌شود.

جنگ ۱۲روزه بیش از آن‌که رویدادی نظامیِ مستقل باشد، نقش یک کاتالیزور را ایفا کرد: شکنندگی انباشته‌ی نظم موجود را هم برای جامعه‌ی ایران و هم برای بازیگران خارجی آشکار ساخت. از یک سو، کنش اجتماعی به سطحی فراگیر و ملی رسیده که صرفاً نفی حاکمیت نیست، بلکه با ارجاع آگاهانه به نشانه‌ها و نهادهای دولت ملی، افق یک آلترناتیو سیاسی را برجسته می‌کند. از سوی دیگر، سرکوب عریان و کم‌پرده، فاصله‌ی میان «مدیریت بحران» و «حذف سیاسی» را از میان برده و امکان هرگونه اصلاح درون‌سیستمی را بیش از پیش منتفی ساخته است. هم‌زمان، افول نقش پشتیبان روسیه و تغییر محاسبات امنیتی غرب، وضعیتِ مبتنی بر مهار و تعلیق تصمیم را به گزینه‌ای پرهزینه بدل کرده است.

پرسش محوری این مقاله آن است که چرا در وضعیت کنونی، گذار از جمهوری اسلامی بدون هم‌زمان‌سازی کنش ملت ایران و تنظیم هدفمند محیط خارجی عملاً ناممکن یا ناپایدار می‌شود، و چرا عدمِ همکاری بازیگران جهانی و غربی در این لحظه، نه بی‌طرفی، بلکه نوعی مداخله‌ی منفعلانه به سود تداوم نظم موجود است. فرض راهنما این است که رقابت قدرت‌ها در ایران ماهیتی متفاوت از الگوهای کلاسیک شرق و غرب دارد: جمهوری اسلامی نه دولتی قابل ادغام است و نه نظمی قابل مهار پایدار؛ و در مقابل، کنش اجتماعی ایران از سطح اعتراض فراتر رفته و به سمت بازتعریف افق دولت ملی حرکت کرده است. ازاین‌رو، «نقطه‌ی طلایی» زمانی شکل می‌گیرد که همکاری مشروط و هدفمند میان این کنش داخلی و محاسبه‌ی منافع و امنیت بازیگران غربی برقرار شود؛ همکاری‌ای که نه رابطه‌ی عمودیِ «کمک»، بلکه هم‌راستاسازی راهبردی تعریف می‌شود.

رقابت قدرت‌ها در ایران را باید با دو الگوی متضاد فهم کرد: تضعیف و توانمندسازی. تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد رویکرد شوروی و سپس روسیه، به‌طور ساختاری بر تضعیف دولت ملی، انسداد توسعه‌ی مستقل و حذف ایران به‌عنوان رقیب بالقوه استوار بوده است؛ در این منطق، ایرانِ توانمند و پیوندخورده با بازارهای جهانی دارایی نیست، تهدید است. به‌ویژه در حوزه‌ی انرژی و رقابت گازی. در نتیجه، بی‌ثباتی، وابستگی و انزوای ایران نه پیامد ناخواسته، بلکه کارکرد مطلوب این الگو بوده است. جمهوری اسلامی، به دلیل ماهیت ایدئولوژیک و ضدتوسعه‌ای خود، در این چارچوب به شریکی کارآمد برای روسها بدل شد: نظمی که نه توان تولید رقابتی دارد، نه قابلیت ادغام در اقتصاد جهانی، و نه امکان تبدیل‌شدن به بازیگری مستقل.

در مقابل، رویکرد غرب با وجود خطاها و تناقض‌های تاکتیکی با منطق متفاوتی پیوند خورده است. غرب به‌طور ساختاری از ایرانِ ناتوان، منزوی و غیرمولد سود پایدار نمی‌برد. ثبات منطقه‌ای، امنیت انرژی، پیش‌بینی‌پذیری بازارها و پیوندهای تولیدی، مستلزم دولت‌های ملیِ کارآمد و اقتصادهای قابل پیش‌بینی است. از این منظر، تداوم جمهوری اسلامی برای غرب صرفاً مسئله‌ای هنجاری یا حقوق بشری نیست، بلکه به‌طور فزاینده‌ای به یک ریسک ساختاری راهبردی بدل شده است: نظمی که منبع مزمن بی‌ثباتی منطقه‌ای است، چرخه‌های نیابتی را بازتولید می‌کند، هزینه‌های امنیتی را افزایش می‌دهد و مدیریت بحران را جایگزین راهبرد بلندمدت می‌سازد. استمرار این وضعیت، ریسک‌های انرژی و بازار را تشدید کرده و امکان شکل‌گیری هرگونه شریک قابل پیش‌بینی در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان را از میان می‌برد. ازاین‌رو، جمهوری اسلامی نه یک مسئله‌ی «قابل مهار»، بلکه نقطه‌ی اصطکاک دائمی در نظم بین‌المللی است که تعلیق تصمیم درباره‌ی آن، به انباشت هزینه‌ها و کاهش گزینه‌های راهبردی می‌انجامد.

در این میان، قیاس مکانیکی ایران با عراق و افغانستان بیش از آن‌که روشنگر باشد، پرسش اصلی را به تعویق می‌اندازد. این قیاس‌ها معمولاً با وارونه‌سازی رابطه‌ی علّی، نقش فروپاشی‌های پیشینیِ نظم ملی پادشاهی در بستر نفوذ سیستم‌مند شوروی و ضعف‌های نهادیِ مزمن در آنها را پنهان می‌کنند.

ایران، با وجود آسیب‌های گسترده، نه جامعه‌ای فاقد تداوم نهادی است و نه از حافظه‌ی ملی و افق دولت ملی تهی شده است.

تداوم نهادی پادشاهی ایرانی، که امروز در قالب کنش سیاسی و مدنیِ شهریار ایران، شاهزاده رضا پهلوی، به‌صورت فعال در میدان عمومی حضور دارد، امکان گذار کنترل‌شده و پرهیز از خلأ قدرت را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد و چارچوب «کمک» خارجی را نه‌تنها غیرضروری، بلکه بالقوه مخرب می‌سازد.

تمایز «کمک» و «همکاری»در این‌جا صرفاً واژگانی نیست. «کمک» رابطه‌ای عمودی می‌سازد: انتقال مرکز تصمیم‌گیری به بیرون، تضعیف عاملیت داخلی و تولید وابستگی. در مقابل، «همکاری» رابطه‌ای افقی و مبتنی بر هم‌پوشانی منافع است: کنشگر خارجی جایگزین عاملیت داخلی نمی‌شود، بلکه محیط را طوری تنظیم می‌کند که کنش ملی بتواند به گذار مؤثر منجر شود. همکاری یعنی هم‌راستاسازی فشارها، مشوق‌ها و تضمین‌ها با مسیری که جامعه‌ی داخلی برگزیده است، نه ساختن نظم سیاسی از بیرون.

در سطح عملی، «نقطه‌ی طلایی همکاری» زمانی شکل می‌گیرد که هزینه‌های تداوم نظم موجود از هزینه‌های همراهی با گذار بیشتر شود؛ و نشانه‌های این جابه‌جایی در مورد جمهوری اسلامی آشکار است: فرسایش کارکرد ژئوپلیتیکی، افزایش هزینه‌های امنیتی منطقه‌ای، و شکست منطق مهار پایدار.

همکاری مؤثر می‌تواند بر چند اصل استوار شود: هدف‌گیری ساختار سرکوب به‌جای جامعه، پرهیز از برساختن بدیل‌های مصنوعی، به‌رسمیت‌شناختن کنش ملی فراگیر موجود به‌عنوان منبع اصلی مشروعیت، و فراهم‌کردن تضمین‌های حداقلی برای جلوگیری از خلأ قدرت و حفظ کارکردهای پایه‌ی دولت.

خطوط قرمز نیز روشن است: هرگونه جانشینی عاملیت داخلی با تصمیم‌سازی خارجی یا معامله‌گری کوتاه‌مدت با ساختار حاکم به بهای تضعیف مسیر گذار، همکاری را بی‌اعتبار و ناپایدار می‌کند.

نکته‌ی کلیدی آن است که در لحظه‌ی کنونی، عدمِ همکاری بی‌طرفی نیست. تعلیق تصمیم یا اتکا به فرسایش درونی، عملاً به تداوم سرکوب، افزایش هزینه‌های انسانی و بازتولید بی‌ثباتی کمک می‌کند. افزون بر این، تخریب همه‌جانبه‌ی ایران توسط نظام حاکم از زیرساخت و محیط‌زیست تا ظرفیت تولید و نهادهای اداری، بازسازی را به پروژه‌ای وابسته به سرمایه و فناوری پیشرفته بدل کرده است؛ امری که بدون پیوند ساختاری با اقتصاد جهانی و به‌ویژه غرب دشوار خواهد بود. این واقعیت، همکاری را از «مداخله‌ی اخلاقی» به تصمیمی راهبردی مبتنی بر تلاقی منافع ارتقا می‌دهد.

در جمع‌بندی، گذار از جمهوری اسلامی بیش از آن‌که محصول فروپاشی یک نظم باشد، نتیجه‌ی هم‌زمانی کنش فراگیر ملی و تنظیم خارجی است. پنجره‌ی تاریخی کنونی محدود و شکننده است؛ ارزش راهبردی آن دقیقاً در همین شکنندگی نهفته است. همکاری در این معنا، نه کمک از بالا و نه ساختن ایران از بیرون، بلکه هم‌راستا کردن منافع و ابزارها با مسیر کنش فراگیر ملت ایران برای گذار کنترل‌شده، جلوگیری از خلأ قدرت و آغاز بازسازی دولت ملی میهنی آبادگر است.

 

 


برای مطالعه بیشتر؛

  1. Levitsky, Steven, and Lucan A. Way. Competitive Authoritarianism: Hybrid Regimes after the Cold War. Cambridge University Press, 2010.
  2. Hale, Henry E. Patronal Politics: Eurasian Regime Dynamics in Comparative Perspective. Cambridge University Press, 2015.
  3. Magyar, Bálint. The Post-Communist Mafia State: The Case of Hungary. Central European University Press, 2016.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۹ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=395162