ایرانیان و همسایگان ایران

- در تاریخ نیم قرن گذشته، دو گروه از بازیگران سیاسی -اگر آنها را در قلمرو سیاسی فرض کنیم- برای پیشبرد اهداف خود، به استخدام بیگانگان و بهره‌گیری از آنان متوسل شده‌اند: جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق؛ دلیل اصلی استفاده از این ترفند، ناتوانی آنان در جذب طرفداران قابل اطمینان در میان ایرانیان است.
- اگر رژیم آدمکش جمهوری اسلامی برای کشتار آزادی‌خواهان ایران ـ که «رضا، رضا، پهلوی» می‌خوانند و «مرگ بر خامنه‌ای» سر می‌دهند ـ از مزدوران حزب‌الله لبنانی، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانستانی، زینبیون پاکستانی و دیگران بهره می‌گیرد، سازمان مجاهدین خلق نیز برای فریب کاسبکاران سیاسی غربی، در تظاهرات مصنوعی و نمایش قدرت کاذب خود، شهروندان سایر کشورها را به استخدام درمی‌آورد.
- دوران درخشان پهلوی سهم خدمات فرهنگی ایران را از طریق نوسازی، آموزش و دیپلماسی منطقه‌ای شتاب بخشید. کشورهای همسایه از نوسازی سریع ایران در دوران پهلوی، به عنوان یک مدل منطقه‌ای بهره بردند و از ماشین بوروکراسی مدرن، ارتش ملی، صنعتی شدن و اصلاحات قانونی سکولار در ایران اقتباس کردند.

شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶


نادر صدیقی – اخیرا، در واکنش به نوشته‌ای کوتاه از یک کاربر ایرانی در فیسبوک که با شعار «جاوید شاه» همراه بود، نکته‌ای تازه توجه مرا جلب کرد؛ و آن، واکنش انبوه چندصدنفره‌ای از کاربران افغانستانی به این نوشته بود؛ واکنشی که در آن، جملگی حملاتی کلیشه‌ای و مکرر علیه «رضا پهلوی» به‌کار برده بودند و این حملات عموما با صفت «قاتل!» همراه بود.

حضور فاطمیون پایگاه بسیج پیشوا در جنوب تهران در راهپیمایی حکومتی «۲۲بهمن»

در نخستین نگاه، شاید برای بسیاری این پرسش مطرح بشود که چرا این افغانستانی‌ها چنین بی‌محابا به دشمنی با شاهزاده ایرانی برخاسته‌اند و به موضوعی پرداخته‌اند که به آنها ارتباطی ندارد؟ البته برای افرادی چون من که بیشترین بخش عمر خود را در بحبوحه نابهنگام تاریخ سپری کرده‌ایم و از واقعیت‌های تلخ روزگار تجربه‌ها آموخته‌ایم، شاهین اندیشه را برفضای واقعیت‌ها به پرواز در می‌آوریم تا پاسخ به این پرسش را در بطن رویدادها بیابیم.

در تاریخ نیم قرن گذشته، دو گروه از بازیگران سیاسی – اگر آنها را در قلمرو سیاسی فرض کنیم- برای پیشبرد اهداف خود، به استخدام بیگانگان و بهره‌گیری از آنان متوسل شده‌اند: جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق؛ دو جریانی که در رقابت در این «حرفه»، شانه‌به‌شانه یکدیگر می‌سایند.

دلیل اصلی استفاده از این ترفند، ناتوانی آنان در جذب طرفداران قابل اطمینان در میان ایرانیان است. اگر رژیم آدمکش جمهوری اسلامی برای کشتار آزادی‌خواهان ایران ـ که «رضا، رضا، پهلوی» می‌خوانند و «مرگ بر خامنه‌ای» سر می‌دهند ـ از مزدوران حزب‌الله لبنانی، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانستانی، زینبیون پاکستانی و دیگران بهره می‌گیرد، سازمان مجاهدین خلق نیز برای فریب کاسبکاران سیاسی غربی، در تظاهرات مصنوعی و نمایش قدرت کاذب خود، شهروندان سایر کشورها را به استخدام درمی‌آورد؛ از سیاهان آمریکایی و لاتین‌تبارهای پناهنده به ایالات متحده گرفته تا الجزایری‌ها، سوری‌ها و افغان‌های آواره و بیکار در اروپا.

به ضرس قاطع نمی‌توانم بگویم در ماجرای هجوم لشگری چندصد نفره از افغان‌ها به فیسبوک، آنها در استخدام کدامیک از این دوگروه ستیزه جو و دشمنان زبون «پهلوی» بوده‌اند؛ که با دریافت چند یورو، موظف شده‌اند تا جملاتی شکسته، کلیشه‌ای و تکراری علیه نماد تاریخی ایرانیان بکار ببرند و کشتارهای «علی خامنه‌ای» را به «پهلوی» نسبت دهند! ولی در این میان یک نکته روشن است و از ظواهر امر برمی‌آید: بدلیل نوع بکارگیری زبان پارسی دری و غلط‌های مشهود در نوشته‌ها، اکثریت قریب با تفاق این مزدوران، از قوم «پشتون» هستند.

مشاهده این‌گونه رقابت‌های به‌اصطلاح سیاسی، که بسیار بی‌قدر و بی‌ارزش‌اند، موجب تأسف عمیق می‌شود که چرا عرصه سیاست ایران تا این حد تهی از ارزش‌ها و آلوده به فریبکاریهای بی‌مقدار است. چه خوب می‌بود که رقابت‌های سیاسی، بر روش‌های معقول و مقبول متکی می‌بود و نه توهین و اتهام زنی‌های کثیف و تلاش برای شست‌و‌شوی مغزها؟

این تأسف، دامنه وسیعتری دارد و اینکه ما ایرانیان به رغم کمک‌های بی‌شماری که طی قرن‌ها در زمینه‌های مادی و معنوی به  همسایگان خود ارزانی کرده‌ایم، چرا همواره مورد بی‌مهری آنها قرار گرفته‌ایم؟

نمونه‌هایی را یادآور می‌شوم، ازجمله  اینکه سهم ایران در مشارکت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با همسایگان، بی‌هیچ گزافه‌ای بسیار عمیق، طولانی مدت و چند بعدی بوده‌است. وقتی به دوران پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹) نگاه می‌کنیم، این سهم حتا بیشتر نمایان می‌شود زیرا دولت شاهنشاهی بگونه‌ای فعال ،کمک‌های فرهنگی و اقتصادی و سیاسی خود  را به همسایگانی چون افغانستان، پاکستان، ترکیه و کشورهای جنوب خلیج فارس و ماورای این جغرافیای آشنا، ارزانی می‌داشت.

در طول قرن‌ها، فرهنگ ایرانی، زبان، ادبیات، هنر و روش‌ها و سنت‌های اداری، هویت بسیاری از جوامع همسایه را شکل داده‌است. فارسی به عنوان زبان ادبی و اداری در سراسر آسیای مرکزی، شبه قاره هند، قفقاز و بخش‌هایی از امپراتوری عثمانی مورد استفاده بوده است. سروده‌های سرایندگان ایرانی مانند فردوسی، مولوی، حافظ و سعدی و دیگران به متون بنیادی فرهنگ این سرزمین‌ها راه یافته‌اند.

تأثیر معماری و هنرهای ایرانی بر منطقه وسیعی از شهرها و زیستگاه‌های همسایگان از بخارا تا دهلی تردید‌ناپذیر است. نقاشی، مینیاتور، فرشبافی و خوشنویسی ایرانی به سنت‌های هنری مشترک در سراسر منطقه تبدیل شدند.

این صادرات رایگان فرهنگی بلندمدت، فضای تمدنی مشترکی ایجاد کرد که تا دوران مدرن ادامه یافت. دوران درخشان پهلوی سهم خدمات فرهنگی ایران را از طریق نوسازی، آموزش و دیپلماسی منطقه‌ای شتاب بخشید. کشورهای همسایه از نوسازی سریع ایران در دوران پهلوی، به عنوان یک مدل منطقه‌ای بهره بردند و از ماشین بوروکراسی مدرن، ارتش ملی، صنعتی شدن و اصلاحات قانونی سکولار در ایران اقتباس کردند.

ایران در عرصه دیپلماسی فرهنگی، با ایجاد مراکز فرهنگی، ترویج آموزش زبان فارسی و حمایت از پژوهش‌های باستان‌شناسی و تاریخی در سراسر منطقه سرمایه‌گذاری کرد.

نوسازی ایران در دوران پهلوی‌ها، اثرات مستقیمی بر کشورهای همسایه داشت. ایجاد جاده‌ها، راه آهن و بنادر مدرن نه تنها نقش ایران را به عنوان مرکز ترانزیت منطقه‌ای آشکار کرد بلکه موجب گسترش داد و ستدهای همسایگان با ملت‌های دیگر شد و سیستم‌های مالی، اداری و حقوقی را ایجاد کرد که داد و ستد فرامرزی را تسهیل می‌ساختند. تشویق ایران به مشارکت کشورهای همسایه در سازمان‌های اقتصادی منطقه‌ای و توافق‌نامه‌های دوجانبه، به ادغام و گسترش اقتصادی منطقه کمک کرد.

در دوران توسعه صنعتی پهلوی‌ها، ایران کارگرانی از کشورهای همسایه جذب کرد و هم‌زمان، کارشناسان ایرانی ـ از مهندسان و معلمان گرفته تا پزشکان ـ در افغانستان، قفقاز و کشورهای حوزه خلیج فارس، در توسعه امور عمومی و عمرانی آنان سهیم بودند. زمانی، بهداشت و درمان بیماران امارات متحده عربی از طریق اعزام بیمارستان سیار سازمان شیر و خورشید سرخ ایران تأمین می‌شد؛ خدماتی که بعدها با ایجاد نخستین بیمارستان بزرگ و مجهز در این کشور گسترش یافت و این بیمارستان هنوز هم به ساکنان امارات خدمات درمانی ارائه می‌دهد. امروزه نیز ایرانیان در پروژه‌های اولترامدرن امارات متحده عربی نقش و سهمی بسیار ارزنده بر عهده دارند. همچنین خدمات پزشکی ایرانیان در افغانستان، که از دوران محمدظاهرشاه فقید تاکنون ادامه یافته، نمونه‌ای دیگر از این همکاری‌های درخشان است.

با وجود این نمونه‌های کوتاه از کمک‌های همه‌جانبه ایران به همسایگانش، سزاوار نیست که مردمان این کشورها، پیشینه روابط مسالمت‌آمیز تاریخی خود را به چند اسکناس کم‌مقدار بفروشند و ملعبه دست کسانی شوند که در دشمنی با ایران، ایرانیان و تاریخ ایران، از بیگانگان نیز فراتر رفته‌اند.

و سرانجام، با تأمل در رویدادهای تأسف‌بار و متعدد اخیر، شعر ناصرخسرو قبادیانی به ذهن خطور می‌کند:«از ماست که بر ماست…»

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۷ / معدل امتیاز: ۳٫۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=395379