کوروش کلهر -در ادبیات سیاسی، لحظاتی وجود دارد که یک حکومت نه در میدان جنگ، بلکه در برابر واقعیتِ موازنهی قدرت شکست میخورد. سناریوی پذیرش کامل خواستههای ایالات متحده از سوی جمهوری اسلامی – حتی تا سطح کنار رفتن علی خامنهای – اگرچه در نگاه نخست شبیه چرخشی غیرقابلتصور به نظر میرسد، اما در منطق بقا برای نظامهای ایدئولوژیک، نظیر جمهوری اسلامی، ناممکن نیست. تاریخ نشان داده است که حکومتها گاه برای حفظ حیات، حاضر به قربانی کردن نمادهای خود میشوند.
چنین تصمیمی، پیش از هر چیز، به معنای اعتراف ضمنی به پایان یک راهبرد چهلوهفتساله خواهد بود. راهبردی که بر «مقاومت»، تقابل با غرب و صدور نفوذ منطقهای استوار بوده است. پذیرش همهی مطالبات آمریکا عملاً به معنای عبور از ستون فقرات هویتی نظام جمهوری اسلامی است. در این نقطه، جمهوری اسلامی دیگر آن نظامی نخواهد بود که عنوان شده است؛ بلکه به ساختاری تبدیل میشود که میکوشد با تغییر چهره، از فروپاشی خود جلوگیری کند.
با این حال، برکناری خامنهای – چه بهصورت کنارهگیری مدیریتشده و چه در قالب انتقال قدرت – لزوماً به معنای تغییر ماهیت حکومت نیست. نظامهای ایدئولوژیک معمولاً پیش از آنکه سقوط کنند، تلاش میکنند «شخص» را حذف و «ساختار» را حفظ کنند. این همان الگویی است که در بسیاری از نظامهای اقتدارگرا دیدهایم: بازتولید قدرت با ظاهری معتدلتر، بیآنکه دگرگونی بنیادینی رخ دهد.
بزرگترین خطر این سناریو، توهم تغییر است
اگر جهان این دگردیسی را بهعنوان «اصلاحی واقعی؟» بپذیرد، احتمال دارد فشارهای سیاسی و اقتصادی بهسرعت کاهش یابد، سرمایه بتدریج بازگردد و نوعی تنفس اقتصادی شکل گیرد. اما پرسش کلیدی این است: آیا این گشایش به آزادی سیاسی نیز منجر خواهد شد، یا صرفاً به تقویت دولتی خشنتر در کنترل جامعه؟
برای ایران، این سناریو میتواند دو مسیر کاملاً متفاوت ترسیم کند.
مسیر نخست، تبدیل شدن به نسخهای شبیه برخی دولتهای اقتدارگرای توسعهمحور است؛ کشوری با ثبات اقتصادی بیشتر اما با فضای سیاسی محدود. در چنین وضعی، خطر اصلی نه فروپاشی نظام، بلکه «انجماد تاریخی» خواهد بود؛ حالتی که در آن جامعه به سطحی از رفاه نسبی میرسد و انرژی تحولخواهی بهتدریج فرسوده میشود.
مسیر دوم، احتمال آغاز یک گذار واقعی است. عقبنشینی کامل در برابر آمریکا میتواند شکافهای عمیقی در درون حاکمیت ایجاد کند؛ شکافهایی که مهار آنها همیشه ممکن نیست. هنگامی که یک نظام روایت ایدئولوژیک خود را واگذار میکند، مشروعیتش نیز دچار فرسایش میشود. در چنین فضایی، جامعه ممکن است جسورتر شود و مطالباتی فراتر از توافقات ژئوپلیتیک مطرح کند. مطالباتی دربارهی حق انتخاب، حاکمیت قانون و مشارکت واقعی در قدرت.
پیامدهای جهانی این سناریو نیز کماهمیت نخواهند بود
برای آمریکا، چنین توافقی یک پیروزی راهبردی تلقی میشود؛ نه فقط بهدلیل مهار برنامهی هستهای، بلکه بهسبب تغییر رفتار یکی از مهمترین بازیگران ضدنظم غربی. این تحول میتواند توازن قدرت در خاورمیانه را بازتعریف کند، از شدت رقابتهای نیابتی بکاهد و احتمال درگیریهای گسترده را کاهش دهد.
اروپا نیز از منظر انرژی و امنیت نفس راحتتری خواهد کشید. کاهش تنش در خلیج فارس به معنای ثبات بیشتر در بازارهای جهانی و مهار یکی از منابع اصلی بیثباتی ژئوپلیتیک است.
در سوی دیگر، روسیه و چین با واقعیتی پیچیده روبهرو خواهند شد. نزدیکی تهران به غرب بخشی از معماری ضدغربی را تضعیف میکند و ممکن است موازنههای تازهای در اوراسیا شکل دهد. ایرانِ کمتر منزوی، دیگر شریک ناگزیر نخواهد بود، بلکه به بازیگری تبدیل میشود که قدرت انتخاب دارد.
با این حال، شاید مهمترین نتیجه نه اقتصادی باشد و نه نظامی، بلکه روانی: فرو ریختن این تصور دیرینه که جمهوری اسلامی هرگز عقبنشینی نخواهد کرد!!. چنین رخدادی میتواند پیام روشنی به سایر حکومتهای ایدئولوژیک بدهد، اینکه بقا گاه در گرو انعطاف است، نه تقابل.
با همهی اینها، باید به یک واقعیت بنیادین بازگشت: تغییر در سیاست خارجی الزاماً به معنای تغییر در قرارداد میان دولت و ملت نیست.
آیندهی ایران در این سناریو نه در واشنگتن تعیین میشود و نه بر میزهای مذاکره، بلکه در نسبت تازهای شکل میگیرد که میان جامعه و قدرت برقرار خواهد شد. اگر این نسبت دگرگون نشود، حتی بزرگترین توافقها نیز تنها صورت مسئله را تغییر میدهند، نه پاسخ آنرا.
شاید دقیقترین توصیف این سناریو چنین باشد: نه یک پیروزی کامل برای مردم، نه یک شکست کامل برای نظام؛ بلکه تعلیقی تاریخی . لحظهای که در آن، همهچیز به کیفیت «فردای توافق میان ملت و حکومت» وابسته است.
زیرا تاریخ بارها ثابت کرده است: حکومتها ممکن است در برابر جهان عقبنشینی کنند،اما سرنوشت ملتها زمانی تغییر میکند که توازن قدرت در درون مرزها دگرگون شود.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




