دکتر مهدی میرسعیدی – گاهی تاریخ نه در میدانهای جنگ، بلکه در اتاقهای اورژانس نوشته میشود. جایی که پزشکی با دستانی خسته اما مصمم، تلاش میکند انسانی را که خون از بدنش میرود، به زندگی برگرداند. در آن لحظه، سیاست معنایی ندارد. ایدئولوژی معنایی ندارد. تنها یک چیز اهمیت دارد: زنده ماندن یک انسان.
اما امروز، گزارشهایی بسیار دردناک از ایران شنیده میشود که برای هر انسانی، و بویژه برای هر پزشک، تکاندهنده است. گزارشهایی که نشان میدهد تعدادی از پزشکان هموطن تنها به دلیل رسیدگی به مجروحان انقلاب شیروخورشید، بازداشت شدهاند. این گزارشها ثابت میکند که ما با چیزی فراتر از سرکوب سیاسی روبهرو هستیم. ما با شکستن یکی از قدیمیترین و انسانیترین اصول تمدن بشری مواجه شدهایم.
شاید بهترین واژه برای این جنایات «پوگروم ایرانی» است؛ اصطلاحی برای توصیف الگویی از خشونت سازمانیافته و هدایتشده علیه شهروندان. واژهای با بار سنگین سیاسی، اما متناسب با روایتهایی که از حجم خشونت و فشار حکومتی منتشر شده است.
پشت این اعداد، انسانها هستند
دسترسی به آمار دقیق در شرایط کنونی ایران دشوار است، اما گزارشهایی وجود دارد که از دهها هزار کشته و صدها هزار مجروح سخن میگویند. اینها فقط عدد نیستند؛ هر کدام یک زندگی، یک خانواده و یک داستان نیمهتمام هستند.
در بسیاری از شهرها، بیمارستانها ناگهان به میدان جنگ تبدیل شدند؛ نه با سلاح، بلکه با موج بیپایان مجروحان. پزشکان و پرستارانی که سوگند خوردهاند جان انسانها را نجات دهند، مجبور شدند در شرایطی کار کنند که ترس، فشار امنیتی و کمبود امکانات همزمان بر آنها سایه انداخته بود.
بیمارستان باید پناهگاه باشد
بیطرفی پزشکی یک ایده انتزاعی نیست. این اصل بعد از فجایع انسانی قرن بیستم شکل گرفت؛ این باور که حتی در بدترین شرایط، باید جایی وجود داشته باشد که انسان صرفاً «بیمار» باشد، نه «دشمن»، نه «مجرم»، نه «تهدید امنیتی».
قوانین بینالمللی، از جمله کنوانسیونهای ژنو، بهصراحت تأکید میکنند که درمان بیمار نباید جرم تلقی شود. پزشک نباید به خاطر نجات جان انسان مجازات شود و بیمارستان نباید محل ترس و تعقیب باشد.
پزشک؛ میان وجدان و ترس
تصور کنید پزشکی را که مقابل بیماری ایستاده که در حال خونریزی است. او دو انتخاب دارد: درمان کند و خطر بازداشت را بپذیرد، یا درمان نکند و شاهد مرگ انسان باشد.
هیچ جامعهای نباید پزشکانش را در چنین موقعیتی قرار دهد. درمان خونریزی، جراحی برای آسیب مغزی، یا کمک به بیماری که نمیتواند نفس بکشد، «موضع سیاسی» نیست؛ اینها سادهترین و بنیادیترین شکل انسان بودن است.
وقتی ترس وارد بیمارستان میشود
هدف قرار دادن کادر درمان فقط به پزشکان آسیب نمیزند. این کار کل جامعه را زخمی میکند. وقتی مردم بترسند به بیمارستان بروند، مرگهای قابل پیشگیری افزایش مییابد.
همزمان، وقتی پزشکان نتوانند آنچه را میبینند ثبت کنند، بخشی از حقیقت تاریخ از بین میرود. پزشکی فقط درمان نیست؛ شاهد بودن است، ثبت کردن و یادآوری کردن است.
سکوت، بیطرفی نیست
تاریخ نشان داده است که جامعه پزشکی جهانی در برابر نقض گسترده حقوق بشر همواره سکوت نکرده است. در آفریقای جنوبی دوران آپارتاید، در میانمار و در سوریه، پزشکان و سازمانهای پزشکی فقط درمان نکردند؛ شهادت دادند.
امروز هم پرسش همان است: وقتی درمان کردن جرم شود، سکوت چه معنایی دارد؟
شاید در نهایت، مسئله تنها مسایل کنونی ایران نباشد. مسئله این است که آیا هنوز باور داریم بعضی ارزشها باید بالاتر از سیاست بایستند؟ اگر پاسخ «بله» باشد، آنگاه دفاع از بیطرفی پزشکی دیگر فقط وظیفه پزشکان نیست؛ وظیفه همه ماست.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




