با «معامله» یا بدون «معامله»؛ سوال این است!

دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۰۲ فوریه ۲۰۲۶


بهروز فتحعلی – قیام ملی در ایران نشان می‌دهد که جامعه در آستانه یک نقطه‌عطف تاریخی قرار گرفته است. قیام ملی جاری دیگر یک واکنش مقطعی به بحران‌های اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه بیانگر یک گسست ساختاری عمیق از نظام اسلامی است. ملت ایران امروز به‌روشنی نشان داده است که به عبور از این نظام، به‌مثابه انتخابی قطعی و غیرقابل بازگشت رسیده است. جامعه دیگر جمهوری اسلامی را نماینده هویت، آینده یا اراده خود نمی‌داند و بنابراین هرگونه تلاش برای احیای مشروعیت آن، در تعارض مستقیم با واقعیت اجتماعی ایران قرار می‌گیرد.

در مقابل، اقلیت حاکمی را می‌بینیم که سال‌ها بقای خود را بر سرکوب و بحران‌سازی بنا کرده است و اکنون در یک بن‌بست راهبردی کامل گرفتار شده است. خشونت و کشتار امروز آن، نشانه قدرت نیست، بلکه حاصل ترس از آینده‌ای است که در آن جایی برای خود متصور نیست. این اقلیت حاکم به‌خوبی آگاه است که در ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، از هرگونه افق سیاسی، اجتماعی یا تاریخی برای ادامه حیات محروم خواهد بود.

در چنین شرایطی، سناریوی موسوم به «معامله با پرزیدنت ترامپ» به یکی از متغیرهای اصلی صحنه سیاسی ایران بدل شده است. اگر این «معامله» محقق شود، به‌معنای پذیرش عملی شکست پروژه حکومت ایدئولوژیک در ایران و فروپاشی کامل دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی، چه در داخل کشور و چه در سطح بین‌المللی، خواهد بود. با تحقق این «معامله»، همه ادعاها و لاف‌زنی‌های سالیان گذشته رژیم، چه برای مخاطبان داخلی و چه برای حامیان خارجی آن، بی‌اعتبار خواهد شد و رسوایی و تضعیف بیش از پیش این حاکمیت را به همراه خواهد داشت.

اگر هم «معامله با پرزیدنت ترامپ» محقق نشود، مسیر برای اعمال فشارهای گسترده‌تر، هماهنگ‌تر و مشروع‌تر جهانی علیه جمهوری اسلامی و به نفع ملت ایران هموارتر خواهد شد.

بنابراین نتیجه حاصل از هر دو حالت یکی است: جمهوری اسلامی بازنده قطعی این معادله شده و فروپاشی آن تنها مسئله زمان و هزینه خواهد بود.

در این بستر تاریخی، در میان شعارها و نمادهایی که از دل ملت ایران برخاسته است، «جاوید شاه» در جایگاه شعار تعیین‌کننده در شکل‌دهی به آینده قرار دارد. «جاوید شاه» امروز زبان اصلی اعتراض و نماد همبستگی ملی است. این شعار، فراتر از یک یادآوری تاریخی، نمادی است که در خود هم مبارزه برای بازپس‌گیری میهن و هم هدف بازگشت به ایرانِ قانون‌محور و سکولار را در بر دارد. «جاوید شاه» تأکید ملت بر حق او برای تعیین سرنوشت خویش است و بیانگر اراده بخش گسترده‌ای از جامعه برای پایان بخشیدن به گسست تاریخی تحمیل‌شده توسط جمهوری اسلامی و تداوم دوباره دولت – ملت ایران است.

این روزها بیش از هر زمان دیگری، ضرورت همبستگی و سازمان‌یابی آگاهانه احساس می‌شود. حفظ و گسترش همبستگی ملی، از راه همدلی با جان‌فداهای میهن، همدردی با خانواده‌های آنان و تقویت شبکه‌های مردمی می‌گذرد. ملت ایران در حال بازسازی قوای خویش است و به‌زودی مرزهای جدیدی از کنش ملی، آگاهی جمعی و آینده‌سازی را ترسیم خواهد کرد.

کمک جهانی، چه در قالب «معامله» و چه در قالب فشار، می‌تواند نقش مهمی ایفا کند، اما عامل تعیین‌کننده نخواهد بود. عامل تعیین‌کننده را اراده ملت ایران و باور او به توانایی خود برای در دست گرفتن مقدرات کشور تشکیل می‌دهد.

ایران امروز، در آستانه تصمیمی تاریخی ایستاده است. عبور از جمهوری اسلامی، به یک واقعیت اجتماعی تثبیت‌شده بدل گشته و بازگشتی برای آن متصور نیست. آینده ایران، از آن ملتی است که از ترس عبور کرده، به هویت ملی خود بازگشته و مسئولیت تعیین سرنوشت خویش را پذیرفته است.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۲ / معدل امتیاز: ۴٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=396164