از هولوکاست تا کشتارهای ایران در ۲۰۲۶ ؛ وقتی جهان می‌دانست و سکوت کرد

- برآوردها از سی‌وشش تا پنجاه هزار کشته تنها در دو بعدازظهر پیاپی، در بیش از چهارصد شهر حکایت دارد. نزدیک به دویست هزار نفر زخمی شدند.به‌گزارش روزنامه‌ی «جروزالم پست»، تنها رویداد قابل مقایسه در تاریخ معاصر، کشتار بابین‌یار در سال ۱۹۴۱ است؛ زمانی که طی دو روز، سی‌وسه هزار یهودی در حومه‌ی کی‌یف قتل‌عام شدند.
- به‌گزارش روزنامه‌ی «جروزالم پست»، تنها رویداد قابل مقایسه در تاریخ معاصر، کشتار بابین‌یار در سال ۱۹۴۱ است؛ زمانی که طی دو روز، سی‌وسه هزار یهودی در حومه‌ی کی‌یف قتل‌عام شدند.
- گزارش‌ها از تک‌تیراندازانی که مستقیماً به سوی جمعیت شلیک می‌کردند، خودروهای مجهز به تیربار،  بیمارستان‌هایی مملو از اجساد، آمبولانس‌هایی که اجازه‌ی حرکت نداشتند و گلوله‌هایی که به سر و سینه شلیک می‌شد، حکایت دارد.
- وجود ویدیوهای قاچاق‌شده از جلسات داخلی نظامی نشان می‌دهد که این خشونت، خودجوش نبوده است. در این ویدیوها، فرماندهان به نیروهای زیرمجموعه دستور می‌دهند: با حداکثر خشونت عمل کنند، هیچ مجروحی را زنده نگذارند، آن‌قدر بکشند که «هیچ‌کس فردا جرأت بیرون آمدن نداشته باشد».
- ابعاد فاجعه به خیابان‌ها محدود نماند. مجروحانی که برای درمان به بیمارستان منتقل شدند، به‌طور سیستماتیک اعدام شدند. اجسادی ثبت شده‌اند که همچنان الکترودهای قلبی، لوله‌های تنفسی و تجهیزات درمانی بر بدن داشتند، اما با شلیک گلوله به سر کشته شده بودند.
- آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد صرفاً سرکوب نیست؛ این نابودیِ سیستماتیکِ هر انسانی است که جرأت اعتراض دارد و جهان نظاره‌گر است؛ دقیقاً همان‌گونه که در سال ۱۹۴۲ بود.

چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۰۴ فوریه ۲۰۲۶


دکتر فرامرز نوروزی*  -در روزهای هشتم و نهم ژانویه‌ی سال ۲۰۲۶، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای بسیج؛ با اتکا به نیروهای شبه‌نظامی و مزدورانی که از عراق، لبنان، سوریه، سودان، چچن، پاکستان و افغانستان به ایران منتقل شده بودند یکی از خون‌بارترین کشتارهای دوران معاصر را رقم زدند.

برآوردها از سی‌وشش تا پنجاه هزار کشته تنها در دو بعدازظهر پیاپی، در بیش از چهارصد شهر حکایت دارد. نزدیک به دویست هزار نفر زخمی شدند.

به‌گزارش روزنامه‌ی «جروزالم پست»، تنها رویداد قابل مقایسه در تاریخ معاصر، کشتار بابین‌یار در سال ۱۹۴۱ است؛ زمانی که طی دو روز، سی‌وسه هزار یهودی در حومه‌ی کی‌یف قتل‌عام شدند.

اما هولناک‌ترین شباهت، خودِ تعداد قربانیان نیست، بلکه واکنش جهان – یا دقیق‌تر، نبودِ واکنش – است.

هولوکاست: سه سال آگاهی، بدون اقدام: جهان از همان ابتدا می‌دانست

در سال ۱۹۴۱، سرویس اطلاعاتی بریتانیا گزارش‌های آلمان نازی را شنود می‌کرد.

در سال ۱۹۴۲، یان کارسکی شهادت‌های شاهدان عینی را از لهستان به خارج منتقل کرد. در همان سال، متفقین سیاست نابودی یهودیان را محکوم کردند.

با این حال، هنگامی که پیشنهاد شد خطوط راه‌آهن منتهی به اردوگاه آشویتس بمباران شود، این پیشنهاد رد شد.سه سال میان دانستن و اقدام فاصله افتاد.و در این فاصله، میلیون‌ها انسان جان باختند.

ایران ۲۰۲۶: همان الگو، همان سکوت

وقتی خبر سی تا پنجاه هزار کشته در دو روز منتشر شد، بسیاری آن را غیرقابل باور دانستند. اما خشونت در بیش از چهارصد شهر رخ داد. اگر در هر شهر به‌طور میانگین صد تا پانصد نفر کشته شده باشند، و در کلان‌شهرها چند هزار نفر، این ارقام نه‌تنها ممکن، بلکه از نظر ریاضی کاملاً منطقی‌اند.

با این وجود، گزارش‌ها با تردید مواجه شدند. اینترنت در سراسر کشور قطع شد و جهان این تاریکی اطلاعاتی را به‌عنوان «وضعیتی نامشخص» پذیرفت.

سازمان‌های معتبر حقوق بشری، از جمله دیدبان حقوق بشر و سازمان عفو بین‌الملل، همراه با رسانه‌هایی چون ایران اینترنشنال و مجله‌ی تایم، این کشتارها را مستند کرده‌اند.
گزارش‌ها از تک‌تیراندازانی که مستقیماً به سوی جمعیت شلیک می‌کردند، خودروهای مجهز به تیربار،  بیمارستان‌هایی مملو از اجساد، آمبولانس‌هایی که اجازه‌ی حرکت نداشتند و گلوله‌هایی که به سر و سینه شلیک می‌شد، حکایت دارد.

اعدام در بیمارستان‌ها ؛ وقتی درمان به جرم تبدیل شد

ابعاد فاجعه به خیابان‌ها محدود نماند. مجروحانی که برای درمان به بیمارستان منتقل شدند، به‌طور سیستماتیک اعدام شدند. اجسادی ثبت شده‌اند که همچنان الکترودهای قلبی، لوله‌های تنفسی و تجهیزات درمانی بر بدن داشتند، اما با شلیک گلوله به سر کشته شده بودند.

حدود بیست نفر از کادر درمانی تنها به جرم مداوای زخمی‌ها بازداشت شده‌اند.

پزشکان و پرستارانی نیز در حین انجام وظیفه در بیمارستان‌ها اعدام شدند. در منطق سپاه، نجات جان انسان‌ها «همدستی با مجرم» تلقی شد.

این اقدامات، نقض آشکار کنوانسیون‌های ژنو و مصداق جنایت علیه بشریت است.

خشونتی برنامه‌ریزی‌شده

وجود ویدیوهای قاچاق‌شده از جلسات داخلی نظامی نشان می‌دهد که این خشونت، خودجوش نبوده است. در این ویدیوها، فرماندهان به نیروهای زیرمجموعه دستور می‌دهند: با حداکثر خشونت عمل کنند، هیچ مجروحی را زنده نگذارند، آن‌قدر بکشند که «هیچ‌کس فردا جرأت بیرون آمدن نداشته باشد».

همچنین شهادت‌های متعددی از تجاوز گروهی به دختران بازداشت‌شده به‌عنوان «غنیمت جنگی» وجود دارد و در مواردی قطع سر قربانیان برای ایجاد رعب گزارش شده است.

این‌ها موارد پراکنده نیستند. این‌ها خشونت دولتیِ آمرانه و برنامه‌ریزی‌شده هستند.

من در ایران به دنیا آمدم و خشونت این رژیم را در جوانی، شخصاً تجربه کرده‌ام. آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد صرفاً سرکوب نیست؛ این نابودیِ سیستماتیکِ هر انسانی است که جرأت اعتراض دارد و جهان نظاره‌گر است؛ دقیقاً همان‌گونه که در سال ۱۹۴۲ بود.

گامی رو به جلو ؛ اما بسیار دیر ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۹ سپاه را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد. کانادا در سال ۲۰۲۴ و استرالیا در سال ۲۰۲۵ اقدام کردند. وقتی جامعه‌ی جهانی سرانجام در پایان ژانویه‌ی ۲۰۲۶ واکنش نشان داد، سال‌ها از قتل، شکنجه و کشتار گذشته بود.

اعلام تروریستی بودن، گلوله را متوقف نمی‌کند. تک‌تیرانداز را پایین نمی‌آورد و کامیون‌های پر از جسد را متوقف نمی‌سازد.

سخن پایانی

در سال ۱۹۴۳، یان کارسکی به واشنگتن رفت تا رئیس‌جمهور ایالات متحده، فرانکلین روزولت، را از گتوها، تبعیدها و مرگ آگاه کند.

روزولت گوش داد و سپس، به‌جای واکنش یا اقدام، پرسید وضعیت پرورش اسب در لهستان چگونه است..

تاریخ کسانی را که دانستند و سکوت کردند به یاد نمی‌سپارد. تاریخ کسانی را به یاد می‌سپارد که عمل کردند.

 


دکتر فرامرز نوروزی، متخخصص بهداشت حرفه‌ای و پزشکی عمومی

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=396253