تغییر پارادایم سیاست خارجی آمریکا: از اقتصاد تنش به منطق ثبات

چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۰۴ فوریه ۲۰۲۶


چرا جمهوری اسلامی در نظم جدید منطقه‌ای جایی ندارد؟

دکتر رضا سعیدی فیروزابادی – سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه طی دهه‌های گذشته بر الگویی نانوشته اما پایدار استوار بوده است: مدیریت بحران، موازنه تنش و فروش تسلیحات. این الگو اگرچه در کوتاه‌مدت منافع اقتصادی و امنیتی مشخصی برای واشنگتن و متحدانش ایجاد کرد، اما در بلندمدت به بازتولید بی‌ثباتی، جنگ‌های نیابتی و فرسایش اعتماد منطقه‌ای انجامید.
اکنون نشانه‌های روشنی از تغییر این پارادایم دیده می‌شود؛ تغییری که از منطق «امنیت از مسیر تنش» به سوی «امنیت از مسیر ثبات، تجارت و همگرایی اقتصادی» حرکت می‌کند.

از جنگ سرد منطقه‌ای به اتصال اقتصادی

پیمان‌های عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی، توسعه کریدورهای تجاری، پروژه‌های مشترک انرژی، و سرمایه‌گذاری‌های کلان در فناوری و زیرساخت، همگی بیانگر چرخشی راهبردی هستند:«خاورمیانه‌ای که به‌جای میدان جنگ، به گره‌گاه تجارت جهانی تبدیل شود.»
برای آمریکا، این تغییر چند هدف کلیدی دارد:
– کاهش هزینه‌های نظامی مستقیم
– مهار نفوذ چین و روسیه از مسیر اقتصاد، نه صرفاً قدرت سخت
– ایجاد ثبات پایدار برای امنیت انرژی و زنجیره تأمین جهانی
در این چارچوب، فروش سلاح دیگر هدف اصلی نیست، بلکه ابزاری فرعی در خدمت معماری ثبات منطقه‌ای است.

نقش اسرائیل و کشورهای عربی: شرکای ثبات، نه مصرف‌کنندگان بحران

اسرائیل و بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به‌ویژه پس از تجربه هزینه‌های واقعی بی‌ثباتی، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که امنیت پایدار بدون رشد اقتصادی و همکاری منطقه‌ای ممکن نیست.
این همگرایی – که زمانی غیرقابل تصور بود – اکنون به ستون فقرات نظم جدید منطقه‌ای بدل شده است. آمریکا نیز نه به‌عنوان نیروی مداخله‌گر، بلکه به‌عنوان تضمین‌کننده چارچوب همکاری در این نظم ایفای نقش می‌کند.

جمهوری اسلامی: بازیگری ناسازگار با نظم جدید

در چنین ژئوپولیتیکی، جمهوری اسلامی ایران نه یک بازیگر حاشیه‌ای، بلکه یک عنصر ناسازگار ساختاری است.
– مدل بقا و نفوذ جمهوری اسلامی مبتنی است بر:
– بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای
– جنگ‌های نیابتی
– دشمن‌سازی دائمی با آمریکا و اسرائیل
– اقتصاد تحریمی–نظامی

این مدل نه‌تنها با منطق جدید آمریکا و شرکای منطقه‌ای‌اش ناسازگار است، بلکه هزینه‌ای مضاعف بر دوش ملت ایران نیز تحمیل کرده است؛ ملتی که می‌توانست یکی از بزرگ‌ترین برندگان ثبات و تجارت منطقه‌ای باشد.
مسئله ایران، مسئله رژیم است نه کشور
نکته کلیدی آن است که این نظم جدید، ذاتاً ضدایرانی نیست؛ بلکه ضد جمهوری اسلامی است.
ایرانِ آزاد و نرمال، با موقعیت ژئوپولیتیک بی‌نظیر، جمعیت تحصیل‌کرده و منابع عظیم، می‌تواند یکی از ستون‌های اصلی این معماری ثبات باشد.
اما تحقق این نقش، مستلزم تغییر بنیادین در نظام حکمرانی است – نظامی که بقای خود را در تضاد دائمی با جهان تعریف کرده است.

تغییر اجتناب‌ناپذیر است

تحولات جاری نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی نه قربانی یک توطئه خارجی، بلکه قربانی ناتوانی در تطبیق با واقعیت‌های نوین ژئوپولیتیک است.
جهانی که به‌سوی اتصال اقتصادی، رقابت فناورانه و ثبات نسبی حرکت می‌کند، جایی برای رژیمی که از آشوب تغذیه می‌کند باقی نمی‌گذارد.

انتخاب روشن است:
یا ایران با تغییر نظام حکمرانی خود به این نظم جدید می‌پیوندد، یا جمهوری اسلامی با اصرار بر سیاست‌های کهنه، خود را بیش از پیش منزوی و فرسوده خواهد کرد.
تاریخ نشان داده است که چنین نظام‌هایی سرانجام تغییر می‌کنند – نه لزوماً به‌دلیل فشار خارجی، بلکه به‌سبب ناسازگاری درونی با جهان پیرامون.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۳٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=396259