جان چو دیگر شد جهان دیگر شود؛ روایت گذار جامعه ایران از تقلید به انتخاب

شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۰۷ فوریه ۲۰۲۶


سیامک صفاتی – انقلاب پنجاه و هفت برخاسته از جامعه‌ای بود که به رغم تجربه مشروطیت و نوسازی در بسیاری از ساختارها و رویکردها توسط رضاه شاه و محمد‌رضا شاه پهلوی و ایجاد مدارس و بیمارستان و راه‌آهن و دادگستری و جاده و ارتش مدرن و دانشگاه های نوین و پوشیدن کت و شلوار و دامن و کراوات بجای دستار و برقع و عبا، کم وبیش ادامه‌دهنده جامعه قاجاری بود. منهای اقلیتی روشن‌اندیش و عاقبت‌سنج که صدایشان در هیاهوی فریادها گم شد، برای عموم مردم، دانش به بینش تبدیل نشده بود.

جامعه‌ای که حتی معلمش که به نظر باید از فرهیخته‌ترین اقشار جامعه باشد، در آن عکس خمینی را در ماه می‌دید. و دین و ایدئولوژی را برتر از جان انسان می‌پنداشت. در هوای مبارزه با امپریالیست و استکبار جهانی بود. آزادی و لیبرالیسم را اتهام و غرب‌زدگی تلقی می‌کرد و توسعه و رفاه را نه حق انسان، بلکه به بی‌بند و باری فرو می‌کاهید. حقوق بشر را تجملاتی و محصول غرب برای استعمار می‌دید. و آزادی‌خواهی را هم پیوند با ایدئولوژی دینی و غیر آن می‌جست.

و تصوری از این نداشت، که جایی که ایدئولوژی‌های محاسبه‌ناپذیر هست، باید با آزادی و برابری و عدالت و کرامت و حقوق انسان خداحافظی کرد. معلوم است که این جامعه بسیار از نظر فکری، فقیر و به لحاظ اندیشه در فضای پیشامدرن و تقلید و انفعال و تکلیف و صغارت و برتر نشاندن ایده بر انسان به‌سر می‌برد که با سبدی در دست می‌خواست ستارگان را شکار کند. بدیهی است که ره به تاریکی می‌برد.

غلبه سنت بر مدرنیته و تقدم شرع بر مظاهر تجدد (مشروعه بر مشروطه) از دیگر وجوه جامعه قاجاری و امتدادش در زمان پهلوی بود. جامعه به رغم ظاهری مدرن، باطنی غیر مدرن داشت. شاید بتوان گفت که طلوع و برآمدن پهلوی اول و دوم اتفاقی زود‌هنگام در جامعه سنت‌زده و گرفتار شریعت ایران در آن زمان بود. در واقع حکومت اسلامی، به لحاظ تطابق و تقارن تاریخی با چنین جامعه‌ای همپوشانی داشت تا پهلوی.

اما جامعه امروز به مدد جامعه مدنی و شبکه‌های اطلاع رسانی و آگاهی‌بخشی چون اینترنت و ماهواره و مسافرت‌های متعدد ایرانیان به خارج از کشور و تجربه زیسته سخت و نفسگیر در ذیل نظام شریعت محور و سنت‌گرا و ایدئولوژیک و به یاری نسل جوان و به‌خصوص زنان، جامعه‌ای بیدار و آگاه به حقوق حقه خود شده است. و بدین لحاظ به جامعه‌ای مطالبه‌گر، چند‌صدایی، حق‌محور تبدیل شده که انفعال نمی‌طلبد و نمی‌خواهد مقلد و رعیت باشد. چه، این تقلید در غالب شریعت باشد یا در نظم سیاسی.

زمان اینکه بتوان او را صغیر نگاه داشت گذشته است. ولایت در هر قلمروی از نگاه قاطبه ایرانیان بی‌بنیاد گشته است.

در چنین جامعه‌ای که مردمانش بیدار و آگاه شده‌اند، و زیست جهانشان به کلی دیگر شده‌است، نظم سیاسی موجود و مستقر به لحاظ عدم تطابق و تقارن تاریخی، به انتهای خط رسیده‌است. اصرار بر اینکه مطالبه و پرسشگری و نقد و نفی ساختار و نخواستن و نه گفتن به حاکمان و سیاست‌های ایران‌سوز و مردم‌ستیز و فقر‌گستر و وحشت‌افکن را که حق اولیه هر انسانی است، مانند همیشه به خارج و دشمن ارتباطش دهند و با سرکوب به خفقان رهنمون کنند، گذشته است.

از آنجا که حاکمیت برایند خواست و تجلی عزم و اراده عموم مردم است لذا نظم موجود حتی از منظر درون دینی، نظمی غیر‌توحیدی به معنی عدم تطابق آرمان‌ها و مطلوبات مردم و نوع نگاه حاکمیت و در تباین نظم اندام‌وار است و نمی‌شود بر مردمانی که بیش و پیش از هر رویکردی ذهنیتشان تغییر پیدا کرده و تا حد بسیاری مدرن شده‌است و از تقلید دینی و سیاسی و تحمیل و سلطه در همه جلوه‌هایش رسته است، مجددا رویکرد و نگاه و ذهنیت و ساختاری را تحمیل نمود که اساسا به جامعه و ادبیات پیشامدرن تعلق دارد.

لذا به همین دلیل است که تداوم و استمرار ساختارهای پیشامدرن در جامعه محق و محقق، و فعال و مختار، و ناظر به آزادی و برابری به مقاومت و ایستادگی منجر می‌شود. جامعه راه خود را پیدا کرده‌است، می‌خواهد فردیتش جدا از ساختارهای بازتولید‌کننده نظم کهن به رسمیت شناخته شود. مالک فکر و بدن خود باشد. می‌خواهد حکومت در خصوص ارزش‌های جامعه بی‌طرف باشد.

حق متفاوت زیستن و حق دین‌داری و تغییر دین و حق تعیین سبک زندگی و حق تعیین سرنوشت در همه قلمروها داشته باشد. دموکراسی و برابری جنسیتی و آزادی و برابری و رواداری را خواستار است. حق تشکل و تجمع و تحزب را فریاد می‌زند. و می‌خواهد خود تصمیم بگیرد که چه بخورد و چه بیاشامد و در چه قلمروی صحبت کند و چه بنویسد. چه موسیقی و فیلم و تئاتری را بسازد و ببیند و گوش دهد. کتاب و اینترنت و ماهواره و مطبوعات و جامعه مدنی و سندیکا و حزب و موسیقی و فیلم و تئاتر را بدون سانسور و فیلتر طلب می‌کند. نه با دستور و امر و نهی و مداخله خود متولیان خود بزرگ پندار. اقتصاد را مال خر نمی‌داند. حق اشتغال را بصورت آزاد و برابر مطالبه می‌کند، تا مانند عده‌ای در هوس آب و برق و اتوبوس مجانی، زندگی‌شان تباه نشود.

دین را یک پدیده فردی و اجتماعی در کنار سایر پدیده‌های اجتماعی می‌داند، نه همه آن. حتی دین و معرفت دینی را دیگر در انحصار به اصطلاح علمای دینی نمی‌داند. حوزه عمومی را از آن همگان می‌داند، نه در انحصار تک‌گویان و ایدئولوژیست‌ها. جامعه نمی‌خواهد منقاد و مطیع و مکلف و مقلد به ارزش‌هایی باشد که مراجع اقتدار سیاسی و دینی برای آنان مقرر و تحمیل کرده‌اند.

مردم خاصه نسل جوان دیگر پرسش‌ها و دغدغه‌ها و شیوه زندگی خود را نه از مراجع تقلید و ولایت، بلکه از مراجع آگاهی بخشی چون اینترنت و ماهواره و کتاب و رسانه‌های آزاد در ساحات و قلمروهای متفاوت جستجو می‌کنند. هوش مصنوعی جهان را تغییر داده و خود مرجع بسیاری از امور گشته‌است. روزگاری که مردم پای منبر می‌نشستند و اطلاعات و زندگی خود را با نصایح و توصیه‌های منبر‌نشینان سامان می‌دادند سپری شده‌است. اینک حتی در مراسم ختم که روزگاری صحنه گردانانش روحانیون بودند، دیگر استقبالی از آنان نمی‌شود.

سخن کوتاه، آن که جامعه پرسشگر و بیدار و مطالبه‌گر به حاکمان متخصص و غیر‌ایدئولوژیک و کارآمد و شایسته و پاسخگو احتیاج دارد. جهان مدرن و حق‌محور و آزاد و برابر و چند صدایی و متکثر و متفاوت و مبتنی بر حقوق بشر و آزادی های بنیادین، حاکمانی بر این نحله می‌خواهد، که دغدغه‌اش نه سنت و شریعت و ولایت و دین و ایدئولوژی و هر چیز دیگری غیر از انسان باشد. بلکه مطالباتش حق زندگی با‌کیفیت و دموکراسی و حقوق شهروندی و رفع تبعیض در همه ساحات و قلمروها و دغدغه‌اش انسان و برآوردن حقوق و آزادی ها و برابری و رفاه و منزلت او فارغ از دین و نژاد و مذهب و قومیت و جنسیت و غیره باشد.

جامعه امروز به هیچ وجه قابل قیاس با جامعه بهمن پنجاه و هفت نیست. فردی که بزرگ شده‌است را دیگر نمی‌توان با تکیه بر زور و سلطه، در گهواره خواباند. وقتی جان انسان‌ها دگرگون شد، جهان آنان نیز دگرگون می‌شود.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۹ / معدل امتیاز: ۴٫۱

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=396550