دکتر نیکراد مهرکانون – پس از نزدیکی راهبردی چرچیل به استالین برای شکست ماشین جنگی آلمان نازی با استفاده از پل پیروزی – ایران رضاشاه – سیاستی ناشناخته بهدست آمریکا در برابر شوروی طراحی شد: تقویت نیروهای اسلامگرا در خاورمیانه برای جلوگیری از گسترش و نفوذ اندیشهی استالینی-کمونیستی به حوزههای نفت و گاز در خاورمیانه. در نتیجه، رقابت سیاسی و نظامی میان شوروی و آمریکا در خاورمیانه یکی از مهمترین نیروهای تاثیرگذار در تصمیمهای سیاسی کشورهای خاورمیانه شد. پس از ۷۰ سال از آرایش خاورمیانه با نیروهای اسلامگرا در برابر روسیه، رقیبی سرسخت به نام چین به حوزه انرژی و چاههای نفت در خاورمیانه وارد شده است. ایرانِ جمهوری اسلامی به عنوان حیات خلوت روسیه در دستان عمامه سفید و سیاهها، به آخرین خاکریزِ روسیه و چین در برابر آمریکا و اروپا تبدیل شده است؛ خاکریزی که خشونت سیاسی-نظامی-امنیتی میان چین،روسیه و آمریکا را در خاک ایران به نمایشگاه جهان میبرد.
پس از گذشت نزدیک به ۷۰ سال از ساخت خاکریزهای اسلامی در ایران و همسایگان آن، گسترش خطر بروز جنگ میان روسیه و اروپا از دروازه اوکراین، گسترش نیروهای اسلامگرای تروریستی در جهان باختر، نزدیکی اقتصادی چین به آمریکا در حوزههای تولید انرژی در خاورمیانه، و نزدیکی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی، فقط یک پیام مهم را از سوی دستگاه جنگ در روسیه-چین به آمریکا میفرستد: ما عقب نمینشینیم، حتی به قیمت جنگ با تو در خاک ایران!! تواتر نظامی-سیاسی چرچیل و روزولت اکنون به پایان سیکل رسیدهاست و هیچ راهی در برابر روسیه و آمریکا – با داشتن بازیگری هوسباز (چین) – جز جنگ نیست. آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه و پشتیبانی ضمنی ناتو و بخش راستگرای اروپا و بخش نظامی بریتانیا از تصمیمهای دستگاه جهانداری آمریکا، نشان میدهد که آمریکا و متحدانش به درستی آوای ناقوس «یا جنگ یا جنگ» را از پافشاری روسیه-چین در خاک ایران برای حفظ جمهوری اسلامی شنیدهاند.
از این رو، میلیونها ایرانی خود را همبسته با ایران در برابر جمهوری اسلامی میدانند و برای عبور از جمهوری اسلامی، هزینههای بسیار زیادی را در ۴۷ سال گذشته پرداختهاند. آمریکا نیازمند مشروعیت منطقهای است تا بتواند در خاک ایران با روسیه و چین به میدان نبرد برود؛ پس جهان باید خیابانهایش را برای جنگ سده ۲۱ آماده نماید. حضور ۲ میلیون از ایرانیان در خیابانهای جهان پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و درخواست سناتورهای بانفوذ دستگاه سیاست کشورداری در آمریکا از ملت ایران برای ادامه خیزشها و اعتراضات، همگی در راستای داغ نگاه داشتن جبهه آمریکا در برابر جبهه «چین، روسیه، جمهوری اسلامی» در خاک ایران است. آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه، ورود صدها موشک چینی و روسی و سوختهای مایع و جامد برای موشکهای جمهوری اسلامی در کنار سامان بخشیدن به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی و نیروهای طالبان در ایران، یک پیام برای ایرانیان دارد: جمهوری اسلامی و روسیه و چین آماده جنگ با آمریکا در خاک ایران هستند.
ایران پس از ۷۵ سال در جایگاه پل پیروزی/شکست برای نیروهای باختر و خاور قرار گرفته است!
آرایش نظامی آمریکا (و هموندان تالار جنگ) در برابر «روسیه، چین، اهریمن جمهوری اسلامی» برای نبرد در خاک ایران نشان میدهد که ایران همان سرزمین رهرو است که نیروهای ابرقدرت برای جلوگیری از بروز جنگ جهانی سوم، به آزمایش سلاحهای نظامی در سرزمینی که جانش بهدست تازیان گرفته شده است، میپردازند تا از قدرت بازدارندگی یکدیگر در میدان نبرد آگاهی پیدا نمایند. کلوپ هستهای ـ موشکی ـ نیابتی و انبارداری جمهوری اسلامی در خاک ایران برای اربابانش در مسکو و چین نمیتواند در مرزهای مهمترین ذخایر انرژی جهان برای آمریکای سده ۲۱ پذیرفتنی باشد. این دیدگاه، گمانهزنی درباره رویارویی نظامی میان جهانداران در خاک ایران را بسیار افزایش میدهد.
نیروی ملت ایران میتواند پرده از نیروی پنجمی بردارد که در هنگام جنگ روسیه، چین، آمریکا و جمهوری اسلامی در خاک ایران بتواند میداندار ایران باشد و به ماندگاری ایران نیرو برساند تا که ایران نسوزد و نمیرد. شاهزاده رضا پهلوی در میانه همین میدان قرار دارد و با همه محدودیتهای پس و پیش جهانی، کوششی ستودنی برای نیرو رساندن به رهایی ایران از جمهوری اسلامی انجام میدهد؛ اما اکنون رهایی ایران نیازمند نیرویی ساختاری، ویژه و پیشرفته است: دستگاه دیپلماسی جنگِ یکهسالار. این دستگاه دیپلماسی جنگ میتواند در میان رویارویی نظامی آمریکا و «روسیه، چین، جمهوری اسلامی» در خاک ایران، از جبهه ایران و گهواره شهرگانی ایران پدافند نماید تا که سرزمین سوخته در برابر چشمان ایرانیان و فرزندان شاهنامه پدیدار نشود.
دستگاه دیپلماسی جنگِ یکهسالار میتواند از راههای رسیدنِ ایران به سرزمین سوخته جلوگیری نماید. میتوان به درستی باور داشت که مردان و زنان دلیری در میان ایرانیان یافت میشوند که آمادهاند به آتش رستاخیز ایران، دماوند دماوند، هیزمهای خشک بریزند تا که ایران در برابر اهریمن جمهوری اسلامی و اربابانش پیروز شود. اکنون هنگام توانمندسازی جبهه ایران در برابر ناایران است. جبههای که با نیروی دستگاه دیپلماسی جنگِ یکهسالار بتواند پشتیبان ایران در برابر جنگ «جمهوری اسلامی، روسیه، چین» و آمریکا باشد. جبههای که ایران را از جهان ناپاک جدا کند و به چهار نیروی دیگر در خاک ایران، فرمان عقبگرد بدهد. چنین نیرویی را میبایست با آفرینش دستگاه دیپلماسی جنگِ یکهسالارِ ایران ساخت. در باور سیاسی هر ایرانی، فقط ایرانی میتواند ایرانِ هزاره هفتم را برای ایرانی بسازد – ایران نمیتواند پلی برای پیروزی/شکستِ نیروهای جهانی باشد.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




