در حالیکه دستمزد کارگران حتی برای تأمین خوراک ضروری در طول یک ماه کافی نیست، گزارشها از تداوم پرداخت حقوق و مزایای نجومی به مدیران دولتی و نیمهدولتی حکایت دارد.

احسان سهرابی فعال کارگری افشا کرده که پرداختی به مدیران شهرداری در یکی از کلانشهرا با عنوان «سرانه رفاهی پرداختی» در یک بازه ۲۳ روزه حدود ۱۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بوده است. او افزوده «با احتساب پوشاک سازمانی، مزایای مدیریتی و اعتبارات رفاهی، این رقم به بیش از ۲۴ میلیون تومان در کمتر از یک ماه از سال ۱۴۰۴ رسیده است؛ آن هم جدا از ژتونهای غذایی، رستورانهای اختصاصی و خریدهای اعتباری که از ردیفهای خاص مدیریتی تأمین میشود.»
این فعال کارگری افزوده «در همین بازه زمانی، نیروهای غیرمستقیم یا کارگران پیمانکاری همان مجموعه شهرداری نهتنها از این مزایا برخوردار نبودهاند، بلکه همواره از بدیهیترین امکانات رفاهی محروم ماندهاند. این در حالی است که همزمان با جهش شاخص نقطهای قیمت خوراکیها به مرز ۹۰ درصد، با تصمیمی کاملاً غیرمنصفانه، اضافهکار آنها کاهش یافته و در نتیجه بین ۳ تا ۴ میلیون تومان از حقوق ماهانهشان کاسته شده است. این کارگران بار اصلی خدمات شهری را به دوش میکشند، اما اولین قربانی مدیریت کسری بودجه میشوند چرا که معمولاً دیده نمیشوند.»
پرداختهای تبعیضآمیز به مدیران چه در سازمانهای دولتی و چه در شرکتهای نیمهدولتی سالهاست به یکی از محورهای مورد اعتراض از سوی فعالان کارگری تبدیل شده است.
فیشهای نجومی افشا شده از مدیران حکومتی نشان از دریافت چند ده و چند صد میلیون تومانی حقوق و دریافتهای نجومی دیگر به بهانه پاداش و حق مسکن و حق مأموریت و … دارد. اینهمه در حالیست که کارگران و بخش زیادی از کارمندان دولت مبالغی ناکافی، و نامتناسب با نرخ تورم، دریافت میکنند.
برای نمونه در حالیکه آخرین محاسبات نشان میدهد رقم سبد معیشت که شامل هزینههای ضروری زندگی یک خانواده چهار نفره است در شهر تهران از مرز ۶۰ میلیون تومان عبور کرده و در شهرهای کوچک نیز کمتر از ۴۰ میلیون تومان نیست اما رقم حقوق کارگران در صورت دریافت همه مزایای شغلی حدود ۱۶ میلیون تومان است.
حقوق اکثر بازنشستگان و بخش زیادی از کارمندان دولت نیز کمتر از ۲۵ میلیون تومان در ماه است. این ارقام نشان از فاصله عمیق میان درآمد و هزینه زندگی در میان بیش از نیمی از جمعیت کشور دارد.
خبرگزاری «ایلنا» در گزارشی تکاندهنده درباره وضعیت معیشتی خانوارهای کارگری نوشته نان نیست، رفاه نیست، هوا نیست، تورم بیداد میکند، دارو و درمان گران است و گرانتر هم میشود، آینده ناایمن است و خانوادههای مزدبگیر و دست به دهان، با کوچکترین تلنگری از هم میپاشند. امروز شاغل هستی و نان خالی میتوانی بخوری، شب به خانه میروی و سر بر بالین بیم و امید میگذاری اما فردا صبح دیگر شغلی نیست، نان خالی هم نمیتوانی بخری…… سیاههی بیسروسامانیهای زندگی با همین چند جمله به پایان نمیرسد؛ «زندگی» دشوار است، گاهی حتی غیرممکن.
در این گزارش آمده کارگر پول ندارد ماهی دو کیلو گوشت برای خانه بخرد، پول ندارد شب عید به سر و وضع خانواده برسد یا حتی برای فرزندان کوچکش یک دست رخت و لباس نو بخرد. کارگر پول ندارد خرج دوا و درمان بدهد و گاهی برای پول داروهای یک سرماخوردگی ساده مجبور میشود، قرض بگیرد یا حتی کالابرگ یک میلیون تومانیاش را در فضای مجازی آگهی کند و ۶۰۰ هزار تومان بفروشد. کارگر در هر شیفت کاری هشت ساعت و گاهی دو شیفت در روز یعنی ۱۶ ساعت تمام، دقیقاً همه اوقات بیداری را کار میکند، اما بازهم برای اجارهخانه و پول برنج و تخم مرغ و نان نگران است. ثانیههای زندگیاش همه با حسرت عجین است و وقتی این حسرت به خشم و نارضایتی بدل میشود، راهی برای فوران نمییابد. پاسخ اعتراض «سرکوب» است.
خبرگزاری «ایلنا» در ادامه نوشته اخراج، بیکار شدن و قرار گرفتن در لیستهای سیاه پیمانکاران، احضار به دادگاه به جرمِ «مختل کردن تولید، ایجاد اغتشاش و لیدری با هدف برهم زدن نظم کارخانه» -مشابه اتفاقی که برای پنج کارگر معدن ذغالسنگ هشونی رخ داده- و در نهایت، جریمه و توبیخ و زندان، نمودهای متداول این برخوردها هستند.
«ایلنا» افزوده بعد از اعتراضات مردم در ۱۸ و ۱۹ دیماه، مسعود پزشکیان، بارها اعلام کرده «ما نوکر مردم هستیم و صدای اعتراض را میشنویم»؛ اما حاصل این شنیدن، یک جلسه بینتیجه با نمایندگان اصناف بوده و تورمی که روز به روز بالاتر رفته است. رئیس جمهوری که خودش ادعا میکند حقوق ماهانهاش ۱۰۰۰ دلار است و نمایندگان و مسئولانی که رانتها و حقوقهای کلان دارند، کجا و چطور صدای فروخوردهی مزدبگیرانی را میشنوند که نهایتاً ۱۲۰ دلار در ماه حقوق میگیرند!
علیرضا خرمی فعال کارگری نیز در واکنش به ادعای مسعود پزشکیان گفته «کارگر یک زندگی آرام و بیدغدغه میخواهد، سفرهای میخواهد که هر روز تهیتر نشود؛ میخواهد خودش در تعیین سرنوشتش مشارکت داشته باشد، میخواهد زندگیاش هر روز دشوارتر نشود؛ چطور صدای ما را شنیدهاند؟ همه چیز به کنار، آیا تورم را میتوانند مهار کنند؟!»




