مهدی نوذر – سالهاست عدهای با بیانصافیِ تمام و بدون کوچکترین مطالعهی تاریخی به محمدرضا شاه پهلوی برچسب «دیکتاتور» میزنند؛ برچسبی که اگر تنها یک نمونه از برخوردِ حکومتِ پهلوی با دانشجویان سیاسی بررسی شود، پوچیِ آن آشکار خواهد شد.
دکتر علی شریعتی دانشجویی فعال در عرصهی سیاست و مرتبط با گروهها و احزاب مسلح بود که سالها پیش، در اوج ناآرامیهای دههی ۴۰، بازداشت شد. اما پس از آزادی چه رخ داد؟
پس از آزادی، نه اخراج شد، نه «ستارهدار» شد و نه پروندهاش تا پایان عمر بهعنوان لکهای ننگین دنبالش باقی ماند. همان حکومت او را به دانشگاه بازگرداند و حتی بورسیهاش کرد و برای ادامهی تحصیل به فرانسه فرستاد؛ کشوری که در آن سالها مرکز فعالیت روشنفکران و چپگرایانِ ضدحکومتی بود.
در کجای جهان یک «دیکتاتور»، مخالفی ایدئولوژیک و فعال را نهتنها حذف نمیکند، بلکه او را به دانشگاه بازمیگرداند و با هزینهی دولت برای ادامهی رشد علمی به خارج از کشور میفرستد؟
اکنون صفحهی تاریخ را ورق بزنیم و به امروز نگاه کنیم؛ به کشوری که کوچکترین شعار یا اظهار نظر یک دانشجو میتواند آیندهاش را نابود کند.
امروز در جمهوری اسلامی، نه همکاری با گروهی مسلح، نه خرابکاری و نه اقدام سازمانیافته لازم است؛ تنها یک جمله، یک پست یا یک اعتراض ساده کافی است تا جوانی را ستارهدار کنند، از تحصیل محرومش کنند، او را از دانشگاه اخراج کنند و مسیر زندگیاش را برای همیشه تخریب نمایند.
جوانی که نه سلاحی داشته، نه گروهی تشکیل داده و نه حتی اقدامی خشونتآمیز انجام داده است؛ فقط نفس کشیده و اعتراض کرده است. همین کافی است تا با حکم یک کمیتهی انضباطی ـ امنیتی آیندهاش به خاکستر تبدیل شود.
در این میان، کسانی که امروز در برابر چنین ظلم آشکاری سکوت میکنند، همانهاییاند که دهههاست به شاه لقب «دیکتاتور» میدهند. اما کافی است همین یک مثال را در کنار وضعیت امروز قرار دهیم تا روشن شود که دیکتاتور خواندن شاه نه تحلیل سیاسی است، نه قضاوت تاریخی؛ بلکه نشانهای از بیانصافی و قدرنشناسی است.
حقیقت این است حکومتی که علیرغم فعالیتهای مسلحانهی یک دانشجو مانع ادامهی تحصیل او نمیشود و حتی برای وی بورسیهی خارج از کشور فراهم میکند، با حکومتی که بهخاطر یک شعار، جوانی دانشجو را از آیندهی تحصیلی محروم میکند، قابل مقایسه نیست.
در پایان لازم میدانم یادآور شوم مهمترین دلیلی که به شاهنشاه برچسب دیکتاتوری میزنند این است که به احزاب اجازهی فعالیت نمیداد. اما وقتی نیک به احزاب آن دوران مینگریم مانند چریکهای فدایی خلق، مجاهدین خلق و فداییان اسلام و … که رویکردی کاملا مسلحانه و تروریستی داشتند، درمییابیم که جلوگیری شاه از فعالیت این گروهها نه تنها دیکتاتوری نبود ، بلکه عین عقلانیت و لازمهی حفظ امنیت کشور بود.
و تاریخ روزی این حقیقت را با صدایی بلند فریاد خواهد زد.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




