روشنک آسترکی – آمارها نشان میدهد شکاف جنسیتی در بازار کار ایران عمیقتر از پیش شده و نرخ بیکاری زنان بیش از دو برابر مردان است، سهم زنان از کل شاغلان تنها ۱۶ درصد است و کمتر از یکپنجم پستهای مدیریتی و قانونگذاری در اختیار زنان قرار دارد. در آنسو زنان در اکثر مشاغل در اولویت «اخراج نیروی کار» از سوی کارفرمایان قرار دارند؛ روندی که طی سالهای گذشته با تشدید رکود تورمی مدیران را ناچار به کاهش نیروی انسانی برای کاهش هزینههای بنگاههای اقتصادی کرده است.

پس از اعتراضات دی۴۰۴ و با قطع سه هفتهای اینترنت و پابرجا بودن اختلال اینترنت خسارت گستردهای در بخشهای مختلف اقتصادی که فروش و بازاریابی آنها به اینترنت وابسته بوده ایجاد شده است. از سوی دیگر افزایش نرخ ارز، افزایش احتمال وقوع جنگ نظامی با آمریکا، کاهش رشد اقتصادی، کاهش قدرت خرید خانوارها و پابرجا بودن بحران کمبود انرژی و مشکلات ساختاری اقتصاد، سبب شده سطح فعالیت اقتصادی در کشور کاهش چشمگیری پیدا کند. در این شرایط آمار بیکاری و اخراج نیروی کار نیز بیشتر از پیش شده است. در این میان آمارها همچنان نشان میدهد اشتغال زنان قربانی نخست همه این بحرانها است.
سرکوبهای حکومتی پس از اعتراضات دامن برخی مشاغل از جمله کافیشاپها را گرفته است. علی زعفری نایب رئیس اتحادیه کافی شاپدارها میگوید «در سه ماه گذشته ۲۵ درصد از کافهها تعطیل شدند. بعد از اعتراضات هم وضعیت بدتر شده و تلاشهای اتحادیه برای حمایت از کافیشاپها به سختی نتیجه میدهد.»
مهتاب و خواهرش مالک و مدیر یک کافه در شهر مشهد هستند و با توجه به رکود سنگین و خسارتی که متحمل میشوند تصمیم گرفتهاند کافه را تعطیل کنند؛ تصمیمی که او در گفتگو با «کیهان لندن» میگوید دشوارترین و تلخترین تصمیم زندگیاش بوده اما در حال حاضر هیچ روزنه امیدی برای پایداری وجود ندارد.
او به «کیهان لندن» درباره دلائل تشدید رکود کسبوکارش توضیح داده «بعد از اعتراضات فضای امنیتی برقرار است و شرایط خیابانها هنوز با به حالت عادی برنگشته و در این بین کافهها بیشترین رصد از طرف نیروهای امنیتی را متحمل میشوند. وضعیت طوری است که غیر از بازرسیها و سرکشیهای معمول، با لباس مبدل هم به کافهها میروند. آنطور که ما شنیدهایم از یک طرف دنبال شناسایی احتمالی افرادی هستند که در اعتراضات تصویر آنها در دوربینهای مدار بسته یا دوربینهای نهادهای امنیتی ضبط شده و از طرف دیگر نگران هستند کافهها به محل سازماندهی تبدیل شود.»
مهتاب میگوید «مردم هم دل و دماغ کافه آمدن ندارند. مشتریهایمان خیلی کم شده و بیشتر مشتریها قهوهشان را تِیکاِوِی میکنند و در کافه نمینشنینند.»
او میگوید به غیر از خودش و خواهرش، چهار نفر دیگر در کافه مشغول به کار بودهاند و به همکارانش هم اطلاع داده از ابتدای فروردین دیگر بیکار خواهند بود: «در واقع همین الان هم در زیان هستیم و قاعدتا باید از اول اسفند کافه جمع میشد اما دلم نیامد بچههایی که اینجا شاغل هستند شب عید جیبشان خالی باشد و تصمیم گرفتیم تا آخر اسفند کافه را دایر نگه داریم.»
وضعیت کافهها در دیگر شهرها هم مانند کافه مهتاب و خواهرش در مشهد است. بر اساس آماری که یکی از فعالان صنفی در اختیار «کیهان لندن» قرار داده حدود دو هزار نیروی شاغل در کافهها از جمله باریستاهای حرفهای در هفتههای گذشته از کار بیکار شدهاند؛ اخراجها بعد از اعتراضات دی۴۰۴ و فضای سنگین امنیتی حاکم بر این صنف سرعت پیدا کرده است.
در این میان اما زنان باریستا حتی پس از اخراج نیز فرصت یافتن درآمد جایگزین را کمتر از باریستاهای مرد دارند. این موضوع را پریا به «کیهان لندن» میگوید؛ دانشجوی ۲۴ سالهای که سه سال سابقه باریستایی حرفهای دارد و پیش از آن هم از ۱۷ سالگی به صورت نیمهوقت در کافه کار میکرده است.
پریا میگوید از اول بهمن بیکار شده و به گفته خودش مدیر کافه با شرم و ناراحتی ناچار شده نیروی کارش را کاهش دهد تا شاید بتواند دوام بیاورد و کافهاش در شرق تهران که سالها برایش زحمت کشیده تعطیل نشود.
پریا امیدی ندارد بتواند به زودی شغلی پیدا کند: «همکار من پسر بود، باریستا بود و هم سن و سال بودیم. او از دو روز بعد از اخراج به عنوان پیک موتوری مشغول کار شد و حالا هم قرار است در اسنپ [تاکسی اینترنتی] مشغول به کار شود. درست است کار حرفهای او باریستایی بوده و حالا به مشاغل دیگری مشغول است اما میخواهم بگویم او به سرعت توانست کار پیدا کند اما من فقط چون زن هستم فرصتهای شغلی محدودتری دارم. در این مدت خیلی تلاش کردم کار پیدا کنم؛ حتی شغلی که از بعد از نوروز مشغول به کار شوم اما خبری از کار نیست.»
پریا میگوید «در هیچ شغلی استخدام خاصی وجود ندارد. انگار همه منتظر هستند تکلیف جنگ روشن شود و به خاطر مشکل اقتصادی نمیخواهند و شاید نمیتوانند کسبوکارشان را گسترش بدهند یا نیروی جدید بگیرند.»
اخراجها دامنه گستردهای دارد؛ شاغلان در بخش گردشگری نیز از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با جمهوری اسلامی امنیت شغلی خود را از دست داده و بسیاری از آنها بیکار شدهاند. در این صنف هم زنان میگویند در ابتدای فهرست کارفرمایان برای اخراج قرار دارند.
فرانک با ۱۵ سال سابقه کار در دفاتر هواپیمایی از ابتدای بهمن بیکار شده است و به «کیهان لندن» میگوید اخراجش «زیر سایه جنگ و قطع اینترنت» رخ داده است.
«فروش دفاتر هواپیمایی امسال نسبت به سالهای قبل افتضاح شد. از یکطرف خیلی از مردم پولی برای مسافرت با هواپیما و تور و سفر ندارند و یک بخشی از مشتریها هم ترجیح میدهند دیگر با هواپیما سفر نکنند. کشوری که آسمانش سوراخ شده باشد و هر لحظه در تهدید جنگ قرار بگیرد مردمش میترسند سوار هواپیما شوند. تورهای زمینی هم حتی فروش ندارد؛ چه با قطار و چه با اتوبوس. بعد از اعتراضات دی که دوباره اینترنت سه هفته قطع شد و بعدش هم درستبشو نبود، من و چند نفر از همکارانم اخراج شدیم.»
او مجرد است و تنها زندگی میکند: «با اینکه من عملا سرپرست خودم هستم و کسی خرجم را نمیهد اما کارفرمای ما ترجیح داد متأهلها و مردان را نگه دارد. شما در وضعیت بقا که قرار میگیرید ناچار میشوید انتخابهای ناعادلانه کنید و البته برایش توجیههای ظاهرا عادلانه دارید. این موضوع برای بسیاری از همکاران زن من به شدت سنگین و حتی توهینآمیز قلمداد میشود وقتی مدیر میگوید ما ناچاریم نیروهایمان را تعدیل کنیم و آقای فلانی چون سرپرست خانواده است میماند و شما بروید.»
فرانک میگوید به زبان انگلیسی و فرانسه مسلط است؛ با زبانهای اسپانیایی و عربی آشنایی دارد، تحصلکرده است و سالها برای پیشرفت در شغلش زحمت کشیده، دوره دیده و سطح دانش و مهارت خود را بالا برده است اما به ناگهان به علتی که اختیارش در دست او یا مدیرش نبوده باید خانهنشین شود. او میگوید این موضوع برایش بیشتر دردآور و ناامیدکننده بوده که با نادیده گرفتن مهارت و تعهد، او را به علت جنسیتاش در فهرست اخراجیها قرار دادهاند.
فرانک همچنین به نکته مهم دیگری اشاره میکند: «اغلب کارمندان هیچ پساندازی ندارند که در صورت بیکاری بتوانند مدتی هزینههایشان را مدیریت کنند. خصوصا از یک سال پیش که قیمتها خیلی بالا رفت هر کسی هم پسانداز و اندوختهای داشت خرجش کرد. من هم مثل بقیه. ناچار شدهام از خانوادهام پول قرض کنم تا ببینم بعد از نوروز میتوانم کاری پیدا کنم یا نه. اگر نتوانم، باید خانهام را پس بدهم به خانه پدری برگردم. این را میدانم که خیلیها، چه دختر و چه پسر، خانوادههایشان هم توان کمک مالی ندارند و با اخراجشان در عمل بیپول میمانند.»
آمارها نیز آنچه امثال فرانک و پریا به آن اشاره دارند را تأیید میکنند. ترکیب نرخ بیکاری و تورم، شاخصی به نام «نرخ فلاکت» را میسازد که گویای عمق فشارهای معیشتی بر جامعه است. با استناد به آخرین گزارش مرکز آمار در دی و بهمن ۱۴۰۴، در حالی که نرخ تورم سالانه ۴۴/۶ درصد بر کل اقتصاد سایه افکنده است، محاسبه این شاخص با تفکیک جنسیتی، تصویری ناعادلانه را نشان میدهد. بر این اساس شاخص فلاکت برای مردان ۵۰/۸ واحد است، این رقم برای زنان به ۵۸/۹ واحد جهش یافته است.
این شکاف ۸ واحدی نشان میدهد که زنان نه تنها با تورم افسارگسیخته در تأمین هزینههای زندگی دستوپنجه نرم میکنند، بلکه به دلیل نرخ بیکاری دو برابری، از حاشیه امنیت اقتصادی کمتری برای مقابله با این موجهای تورمی برخوردار هستند و موج فلاکت آنها را بیش از مردان در خود میبلعد.
شکاف جنسیتی و تبعیض چهار دهه است بر بازار کار ایران سایه افکنده و همین موضوع سبب شده زنان با وجود اینکه نرخ تحصیلات تکمیلی بالایی دارند و در سالهای گذشته بیش از مردان کرسیهای دانشگاهی را از آن خود کردهاند اما همواره سهم ناچیز و ناعادلانهای در بازار کار داشته باشند.
آمارهای مرکز آمار ایران نشان میدهد در پاییز سال ۱۴۰۴ نرخ بیکاری به ۷/۸ درصد رسید. همزمان، نرخ مشارکت اقتصادی با کاهش قابل توجهی به ۴۰/۷ درصد و نسبت اشتغال به ۳۷/۵ درصد سقوط کرده است. کاهش نرخ مشارکت به این معناست که افراد در سن و شرایط اشتغال، به دلائلی چون ناامیدی از یافتن شغل مناسب، یا دستمزدهای ناعادلانه بازار کار را ترک میکنند.
همچنین در پاییز امسال تعداد شاغلان نسبت به پاییز سال قبل ۱۲۶ هزار و ۸۱۸ نفر کاهش یافته است. مرکز آمار اعلام کرد جمعیت غیر فعال از نظر اقتصادی شامل افراد محصل، خانهدار، دارای درآمد بدون کار مانند بازنشستگان و … ۳۹ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بوده که نسبت به فصل مشابه سال قبل تقریبا ۸۰۰ هزار نفر افزایش داشته است.
شکاف جنسیتی در بازار کار ایران در آمارهای سالهای گذشته برجسته بوده است. این در حالیست که طی همین سالها نرخ زنان دارای تحصیلات تکمیلی و تخصصی با افزایش روبرو بوده اما همچنان آنها در بازار کار با تبعیض روبرو هستند. در سال ۱۴۰۳ نرخ بیکاری مردان ۶/۲ درصد و نرخ بیکاری زنان ۱۴/۳ درصد بوده است.
یکی از موارد مهم در آخرین گزارش مرکز آمار ایران درباره بازار کار، افزایش ۲/۳ واحد درصدی نرخ بیکاری زنان و رسیدن این نرخ به ۱۶ درصد است. در پاییز امسال بیش از ۷۵ هزار زن به جمعیت بیکار افزوده شده و بیش از ۲۱۲ هزار نفر از زنان از جمعیت فعال خارج شدهاند. در مجموع، بیش از ۲۸۷ هزار شغل زنان از بین رفته است.
آمارها نشان میدهد از اواخر بهار امسال و از وقوع جنگ ۱۲ روزه میان اسرائیل و جمهوری اسلامی وضعیت بازار کار در ایران آشفتهتر شده است. روند اخراج نیروی کار سرعت گرفته و بنگاههای اقتصادی ناچار هستند به علت بالا بودن ریسکهای اقتصادی، و تشدید رکود تورمی، نیروی کار خود را کاهش دهند تا هزینهها کاهش یابد و از ورشکستگی جلوگیری شود.
قابل توجه اینکه حضور آنان در پستهای تصمیمگیری و مدیریتی بسیار محدود است. بر اساس آمار، سهم زنان از گروه شغلی «قانونگذاران، مقامات عالی رتبه و مدیران» در کل کشور تنها ۲۰.۳ درصد است. این رقم در مناطق شهری ۲۰/۹ درصد و در مناطق روستایی به ۱۲/۳ درصد کاهش مییابد که نشاندهنده شکاف عمیقتر در مناطق کمتربرخوردار است.




