افزایش کوتاه‌مدت قیمت انرژی هزینه‌ای راهبردی یا گامی به سوی جنگ جهانی سوم؟

-اگر عبور حکومت ایران از خطوط قرمز هسته‌ای بدون واکنش باقی می‌ماند، ممکن بود نشانه‌ای از کاهش بازدارندگی آمریکا تلقی شود. چنین برداشتی می‌توانست محاسبات پکن درباره استفاده از زور علیه تایوان را تغییر دهد.
-در مقابل، اقدام قاطع نظامی پیامی متفاوت ارسال کرد: ایالات متحده حاضر است حتی با وجود هزینه‌های اقتصادی داخلی، برای حفظ خطوط قرمز امنیتی خود اقدام کند. این پیام نقش مهمی در تقویت بازدارندگی دارد.

یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ مارس ۲۰۲۶


فرد صابری- جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته نقش مهمی در تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ و بی‌ثبات‌سازی منطقه ایفا کرده است. از رقابت تاریخی میان بریتانیا و روسیه در قرن‌های گذشته تا ورود چین به معادلات انرژی اوراسیا در حدود سه دهه اخیر، ایران همواره یکی از نقاط کلیدی در سیاست انرژی جهانی بوده است.

در این چارچوب، سیاست‌های انرژی و صادرات نفتی ایران نه‌تنها پیامدهای اقتصادی، بلکه آثار سیاسی و امنیتی گسترده‌ای در سطح بین‌المللی داشته و فشار و چالش‌های جدی بر محاسبات راهبردی غرب و ثبات منطقه ایجاد کرده است.

شوک انرژی ۲۰۲۶ و مناقشه جهانی

در مارس ۲۰۲۶، هم‌زمان با عبور قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار برای هر بشکه  در پی عملیات نظامی به رهبری ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران  بحثی گسترده در سطح جهانی شکل گرفت. پرسش اصلی این بود که آیا هزینه‌های این وضعیت، از افزایش قیمت سوخت و فشارهای تورمی گرفته تا اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی، قابل توجیه است یا خیر.

بسیاری از رسانه‌های جریان اصلی این جنگ را ماجراجویی خطرناکی توصیف کردند که شدیدترین شوک انرژی جهان از دهه ۲۰۱۰ تاکنون را رقم زده است. از این منظر، افزایش قیمت انرژی نشانه شکست دیپلماسی و ورود جهان به دوره‌ای تازه از بی‌ثباتی تلقی می‌شود.

با این حال، یک ارزیابی واقع‌گرایانه‌تر تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. درگیری‌ای که با مجوز رئیس‌جمهور دونالد ترامپ آغاز شد، از نگاه برخی تحلیلگران نه‌تنها قابل دفاع، بلکه اقدامی پیشگیرانه برای جلوگیری از بحران‌های بزرگ‌تر بوده است. اگر ایالات متحده در خاورمیانه به‌طور قاطع وارد عمل نمی‌شد، مسیر جنگ اوکراین، محاسبات راهبردی چین درباره تایوان و حتی ثبات کلی نظام بین‌الملل می‌توانست به شکلی خطرناک تغییر کند.

در این چارچوب، افزایش قیمت نفت هرچند دردناک  می‌تواند به‌عنوان هزینه‌ای کوتاه‌مدت برای حفظ بازدارندگی جهانی تلقی شود.

انرژی؛ شریان حیاتی قدرت‌های تجدیدنظرطلب

نقطه آغاز این استدلال آن است که انرژی همچنان شریان حیاتی قدرت‌های تجدیدنظرطلب در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. تهاجم تمام‌عیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ نشان داد که درآمدهای نفتی و انرژی چگونه می‌توانند جنگی فرسایشی را تأمین مالی کنند.

توانایی مسکو در تغییر مسیر صادرات نفت به کشورهایی مانند هند و چین ـ حتی با ارائه تخفیف ـ به روسیه اجازه داد درآمدهای کافی برای حفظ ماشین جنگی خود را تأمین کند، در حالی که تحریم‌های غربی نتوانستند به‌طور کامل این روند را متوقف سازند.

تا اوایل سال ۲۰۲۵، قیمت‌های بالای نفت به‌طور ناخواسته به افزایش درآمدهای کرملین کمک می‌کرد و امکان ادامه حملات گسترده نظامی و بسیج نیروهای جدید را فراهم می‌ساخت؛ روندی که ضدحمله‌های اوکراین را با دشواری مواجه کرده بود.

بحران ایران در سال ۲۰۲۶

در همین زمان، بحران برنامه هسته‌ای ایران به مرحله‌ای حساس رسید. گزارش‌ها حاکی از آن بود که ایران به میزان قابل‌توجهی اورانیوم غنی‌شده دست یافته و فاصله آن تا توانایی تسلیحاتی به‌شدت کاهش یافته است. هم‌زمان، همکاری نظامی تهران و مسکو ـ از جمله انتقال پهپادها و سامانه‌های موشکی ـ به‌طور مستقیم بر میدان نبرد اوکراین اثر می‌گذاشت.

حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای و نظامی ایران، با هماهنگی اسرائیل، از دید حامیان این اقدام دو هدف را دنبال می‌کرد: کاهش خطر فوری هسته‌ای و اختلال در شبکه همکاری میان مسکو، تهران و پکن که به‌عنوان نوعی محور اقتدارگرایانه در حال شکل‌گیری تلقی می‌شد.

تأثیر بر جنگ اوکراین

پیامدهای راهبردی این تحول به‌ویژه در جنگ اوکراین قابل مشاهده است. افزایش قیمت نفت، هرچند فشارهایی بر اقتصاد جهانی وارد کرد، اما هم‌زمان موجب تغییراتی در معادلات مالی و لجستیکی روسیه شد.

اقداماتی مانند آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت آمریکا، کاهش برخی محدودیت‌های صادراتی و تضمین امنیت عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز مانع از فروپاشی بازار انرژی شد. در عین حال، درگیری ایران بخشی از منابع و ظرفیت صنعتی این کشور را از حمایت نظامی خارجی منحرف کرد.

کاهش جریان تسلیحاتی و افزایش هزینه‌های تولید نظامی، روند جایگزینی تلفات روسیه را کندتر ساخت و فرصت بیشتری برای اوکراین و متحدانش ایجاد کرد. بدون چنین تحولاتی، روسیه می‌توانست هم از درآمدهای انرژی بهره‌مند شود و هم از حمایت نظامی مستمر تهران برخوردار بماند.

پیام راهبردی به چین و مسئله تایوان

بُعد دوم این بحران به شرق آسیا و مسئله تایوان مربوط می‌شود. رهبران چین تحولات جهانی را با دقت دنبال می‌کنند و تصمیم‌های راهبردی خود را بر اساس ارزیابی از اراده و توانایی ایالات متحده تنظیم می‌کنند.

اگر عبور ایران از خطوط قرمز هسته‌ای بدون واکنش باقی می‌ماند، ممکن بود نشانه‌ای از کاهش بازدارندگی آمریکا تلقی شود. چنین برداشتی می‌توانست محاسبات پکن درباره استفاده از زور علیه تایوان را تغییر دهد.

در مقابل، اقدام قاطع نظامی پیامی متفاوت ارسال کرد: ایالات متحده حاضر است حتی با وجود هزینه‌های اقتصادی داخلی، برای حفظ خطوط قرمز امنیتی خود اقدام کند. این پیام نقش مهمی در تقویت بازدارندگی دارد.

افزون بر این، وابستگی شدید اقتصاد چین به واردات انرژی باعث می‌شود هرگونه اختلال در مسیرهای انرژی خاورمیانه فشار مضاعفی بر محاسبات راهبردی پکن وارد کند.

خطر گسترش درگیری جهانی

در پس این تحولات، نگرانی از شکل‌گیری یک درگیری جهانی گسترده‌تر نیز مطرح است. افزایش همکاری‌های نظامی و فناوری میان روسیه، ایران، چین و برخی کشورهای دیگر نشان‌دهنده شکل‌گیری شبکه‌ای از همکاری‌های راهبردی بوده است.

رسیدن ایران به آستانه توانایی هسته‌ای می‌توانست روند اشاعه تسلیحات هسته‌ای را تسریع کند و محیط امنیتی جهانی را بی‌ثبات‌تر سازد. اقدام نظامی پیشگیرانه، هرچند پرریسک، از نگاه حامیان آن تلاشی برای مهار این روند در مرحله‌ای محدودتر بوده است.

هزینه‌ها و واقعیت اقتصادی

منتقدان به‌درستی به هزینه‌های انسانی و اقتصادی اشاره می‌کنند. افزایش قیمت سوخت، فشار بر خانوارها، رشد هزینه‌های حمل‌ونقل و آسیب‌پذیری بیشتر اقتصادهای فقیر از پیامدهای فوری این بحران بوده است.

برخی تحلیلگران هشدار می‌دهند که مداخلات نظامی می‌تواند چرخه‌ای از بی‌ثباتی انرژی ایجاد کند و خود به عامل بحران‌های اقتصادی تازه تبدیل شود. این نگرانی‌ها نشان می‌دهد که هزینه‌های کوتاه‌مدت چنین تصمیم‌هایی واقعی و قابل توجه هستند.

با این حال، حامیان این رویکرد استدلال می‌کنند که این هزینه‌ها موقتی و قابل مدیریت‌اند. آزادسازی ذخایر استراتژیک، افزایش تولید جهانی و تعدیل تدریجی بازار می‌تواند فشار قیمتی را در میان‌مدت کاهش دهد؛ در حالی که پیامدهای جایگزین ـ شکست اوکراین، بی‌ثباتی شرق آسیا و گسترش تسلیحات هسته‌ای ـ می‌توانست بسیار پایدارتر و خطرناک‌تر باشد.

جمع‌بندی

از منظر راهبردی، بحران انرژی ۲۰۲۶ نشان داد که بازار انرژی صرفاً یک متغیر اقتصادی نیست، بلکه ابزاری مرکزی در رقابت قدرت‌های بزرگ به شمار می‌رود. پرداخت هزینه‌ای محدود اما سنگین در کوتاه‌مدت ممکن است به ایجاد بازدارندگی، خرید زمان راهبردی و حفظ ثبات بلندمدت نظام بین‌الملل کمک کند.

در چنین شرایطی، احتمال موفقیت اوکراین افزایش می‌یابد، محاسبات چین درباره تایوان محتاطانه‌تر می‌شود و خطر لغزش جهان به سوی یک جنگ گسترده کاهش پیدا می‌کند.

تصمیم دونالد ترامپ ممکن است محبوب یا بدون هزینه نبوده باشد، اما در چارچوب رقابت قدرت‌های بزرگ، شاید در آینده به‌عنوان نمونه‌ای از اقدام پیشگیرانه در سیاست بین‌الملل مورد ارزیابی قرار گیرد.

قیمت بالاتر نفت دردناک است؛ اما تاریخ بارها نشان داده است که بهای بی‌عملی می‌تواند به‌مراتب سنگین‌تر باشد.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵ / معدل امتیاز: ۴٫۲

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=398844