اکبر معارفی – سقوط نهایی جمهوری اسلامی به دست مردم ایران، با حمایت ایالات متحده و اسرائیل، پایان تهدیدهایی نخواهد بود که ایران و اسرائیل با آن روبرو هستند. برعکس، این تحول میتواند آغازگر مرحلهای جدید و پیچیدهتر از چالشهای ژئوپلیتیکی برای هر دو کشور باشد. دقیقا به همین دلیل است که تأسیس یک انجمن دوستی ایران و اسرائیل نهتنها مطلوب، بلکه ضروری است.
ایرانِ پس از جمهوری اسلامی با چالشهای فوری و سنگین داخلی مواجه خواهد شد: تأمین امنیت ملی، حفظ یکپارچگی سرزمینی، و بازسازی زیرساختهای حیاتی. سالها سوءمدیریت و سرکوب، سامانههای آب، زنجیرههای تأمین غذا، شبکههای بهداشت و درمان، و زیرساختهای انرژی کشور را در وضعیتی قرار داده است که نیاز فوری به بازسازی دارند. تثبیت این بخشها نهتنها به انسجام داخلی، بلکه به مشارکتهای راهبردی بینالمللی نیز وابسته خواهد بود.
در همین حال، اسرائیل نیز با چشماندازی در حال تغییر در منطقه روبرو خواهد شد. یکی از مهمترین تحولات میتواند گسترش نفوذ ترکیه در میان گروههای فلسطینی باشد که احتمالا خلأ بجامانده از ایران را پر خواهد کرد. برخلاف جمهوری اسلامی، ترکیه ترکیبی از قدرت نظامی، عضویت در ناتو، و مشروعیت قابل توجه در جهان اسلام را در اختیار دارد. این پویایی جدید میتواند چالشی پیچیدهتر و گستردهتر برای امنیت اسرائیل ایجاد کند.
فراتر از بازیگران منطقهای، هر دو کشور باید با جریانهای ایدئولوژیک گستردهتری نیز مقابله کنند. واکنش برخی کشورهای اروپایی به رویدادهای اخیر—بویژه پیامدهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و واکنش کمرنگ به کشتارهای گسترده در ایران در ژانویه ۲۰۲۶—نشاندهندهی نوعی تناقض نگرانکننده است. این امر بازتابدهندهی مسئلهای عمیقتر است: افزایش نفوذ یک چارچوب ایدئولوژیک جهانی که اغلب خود را در تقابل با منافع امنیتی اسرائیل و آرمانهای مردم ایران برای دستیابی به آزادی قرار میدهد. در این معنا، ایران و اسرائیل نهتنها با دشمنان مشترک، بلکه با روایتهای مشترکی مواجه هستند که مشروعیت آنها را در عرصه بینالمللی تضعیف میکند.
تهدیدهای مشترک تنها بخشی از پایههای طبیعی و قدرتمند برای شکلگیری یک رابطه پایدار و عمیق میان دو کشور است. عوامل مهم دیگری به شکلگیری این فرایند کمک میکنند. مهمترین آن حضور بیش از ۳۰۰ هزار یهودی ایرانی در اسرائیل است؛ جامعهای که بعنوان پلی زنده میان دو ملت عمل میکنند. علاوه بر این، دههها تعامل میان ایرانیان خارج از کشور و جامعه علمی، دانشگاهی و حرفهای اسرائیل، زمینهساز احترام متقابل و همکاری شده است. همچنین، شماری از فعالان سیاسی غیر یهودی ایرانی نیز در اسرائیل فعالیت داشتهاند که این پیوندها را تقویت کردهاند.
شاید مهمتر از همه، این واقعیت است که در میان مردم عادی هر دو کشور، درک فزایندهای شکل گرفته است که آنها متحدان طبیعی یکدیگر هستند. این احساس، که ریشه در تجربیات تاریخی مشترک و منافع راهبردی همگرا دارد، بستر مناسبی برای توسعهی همکاریهای عمیقتر فرهنگی، اقتصادی و امنیتی فراهم میکند.
با این وجود، چنین رابطهای بدون مقاومت شکل نخواهد گرفت. در هر دو کشور ایران و اسرائیل، جریانهایی وجود دارند که—اغلب تحت تأثیر جزماندیشی ایدئولوژیک یا ملاحظات سیاسی کوتاهمدت—در پی ایجاد بیاعتمادی و مانعتراشی در مسیر همکاری هستند. اگرچه این گروهها ممکن است از حمایت گسترده مردمی برخوردار نباشند، اما تأثیر آنها در شکلدهی به افکار عمومی، بویژه از طریق رسانههای بینالمللی، نباید دستکم گرفته شود. مقابله با این روایتها مستلزم تعامل فرهنگی مستمر و تلاش فعالانه برای تقویت درک متقابل است.
اهمیت موضوع بسیار بالاست. گسترش مبادلات اقتصادی، همکاری مؤثر در حوزهی امنیت، و بهبود سطح زندگی مردم در هر دو کشور، تا حد زیادی به استحکام ارتباطات مردمی وابسته است. نگرش مثبت عمومی یک امر تجملی نیست؛ بلکه یک دارایی راهبردی است.
اگرچه این احساس مثبت ممکن است بطور طبیعی در طول زمان رشد کند، اما زمان خود یک عامل تعیینکننده است. هرگونه تأخیر در تقویت این ارتباطات، هزینههای ملموسی برای هر دو ملت به همراه خواهد داشت. به همین دلیل، ایجاد انجمن دوستی ایران و اسرائیل تا این اندازه فوری و حیاتی است. چنین نهادی میتواند بعنوان کاتالیزوری برای تعامل عمل کند و صدها هزار ایرانی و اسرائیلی را که به ساختن آیندهای مشترک متعهد هستند، گرد هم آورد.
این انجمن با ترویج گفتگوی فرهنگی، تسهیل همکاریهای اقتصادی، و تشویق به مشارکتهای راهبردی، میتواند حسننیتهای نهفته را به پیشرفتهای ملموس تبدیل کند. مهمتر از آن، میتواند نسل جدیدی از سفیران صلح را پرورش دهد—افرادی که این پیام را منتقل خواهند کرد که آیندهی خاورمیانه نه در تقابل، بلکه در همکاری رقم خواهد خورد.
در منطقهای که اغلب با شکاف و اختلاف تعریف میشود، همکاری میان یک ایران آزاد و اسرائیل میتواند نمونهای قدرتمند از آشتی و پیشرفت متقابل باشد. اکنون زمان آن فرا رسیده است که این بنیان گذاشته شود.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

