سیاست مماشات اروپا با جمهوری اسلامی و راهبرد اپوزیسیون

شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۲۵ آپریل ۲۰۲۶


دکتر رضا سعیدی فیروزابادی – در گفتمان سیاسی فارسی، رفتار دولت‌های اروپایی در قبال جمهوری اسلامی اغلب با واژه‌ی «مماشات» توصیف می‌شود؛ واژه‌ای که بار اخلاقی سنگینی دارد و یادآور تجربه‌هایی مانند سیاست‌های پیش از جنگ جهانی دوم است. اما آیا این قیاس دقیق است؟ یا آنچه رخ می‌دهد بیشتر محصول محاسبه‌ای سرد از منافع، محدودیت‌ها و نبود گزینه‌های جایگزین است؟ برای پاسخ، باید از سطح شعار فاصله گرفت و منطق راهبردی اروپا و کاستی‌های اپوزیسیون را هم‌زمان بررسی کرد.

منطق اروپا: مدیریت بحران، نه رضایت سیاسی

برای بسیاری از دولت‌های اروپایی، ایران نه یک «پرونده‌ی ارزشی» بلکه یک پرونده‌ی امنیتی پیچیده است. تجربه‌ی دهه‌های اخیر نشان داده که بی‌ثباتی در خاورمیانه بسرعت به داخل اروپا سرریز می‌کند: موج‌های مهاجرتی، تهدیدات امنیتی، و اختلال در بازار انرژی. بنابراین، اولویت نخست اروپا پیش‌بینی‌پذیر نگه‌داشتن وضعیت است؛ حتی اگر این به معنای تعامل محدود با حکومتی باشد که از نظر ارزشی با آن فاصله دارد.

در این چارچوب، توافق‌هایی مانند برجام نه نشانه‌ی اعتماد، بلکه ابزاری برای مهار ریسک بودند. پس از خروج ترامپ از این توافق، اروپا تلاش کرد آن را حفظ کند، زیرا از دید آنها، فروپاشی کامل سازوکارهای نظارتی می‌توانست خطر رویارویی نظامی یا گسترش برنامه‌ی هسته‌ای را افزایش دهد.

به بیان دیگر، اروپا در حال «انتخاب میان گزینه‌های بد» است:

نه رضایت از وضع موجود، بلکه ترجیح یک وضعیت کنترل‌پذیر به یک بحران غیرقابل کنترل.

محدودیت‌های واقعی: چرا سیاست اروپا تغییر نمی‌کند؟

سه محدودیت کلیدی در رفتار اروپا نقش دارند:

۱- ترس از خلأ قدرت: تجربه‌ی کشورهایی مانند عراق، لیبی یا سوریه این نگرانی را تقویت کرده که فروپاشی ناگهانی حکومت‌ها بدون جایگزین سازمان‌یافته می‌تواند به هرج‌ومرج طولانی‌مدت منجر شود. اروپا نمی‌خواهد در ایران با سناریویی مشابه مواجه شود.

۲-  نبود آلترناتیو قابل اتکا: در سیاست بین‌الملل، مشروعیت نه فقط از مخالفت با یک نظام، بلکه از توانایی اداره‌ی کشور پس از آن ناشی می‌شود. از نگاه بسیاری از تصمیم‌گیران اروپایی، اپوزیسیون ایران هنوز پراکنده است و برنامه‌ای اجرایی و مورد اجماع ارایه نکرده است؛ این خلأ، مهمترین عامل احتیاط اروپا است.

۳-  اولویت‌های رقابتی: اروپا هم‌زمان با بحران‌هایی چون جنگ اوکراین، رقابت با چین و مسائل داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در چنین شرایطی، ایران برای آنها یک «مسئله مهم» است، اما نه لزوما اولویت اولی که هزینه‌های بزرگ برای تغییر بنیادین آن بپردازند.

اپوزیسیون و مسئله‌ی اعتبار: از اعتراض تا آلترناتیو

اگر بپذیریم که سیاست اروپا تابعی از منافع و ارزیابی ریسک است، آنگاه تغییر این سیاست بدون تغییر در «برداشت اروپا از اپوزیسیون» دشوار خواهد بود. اینجاست که پرسش اصلی شکل می‌گیرد: اپوزیسیون چگونه می‌تواند از یک نیروی اعتراضی به یک گزینه‌ی حکمرانی تبدیل شود؟

۱- وحدت حداقلی، نه حداکثری: تجربه‌های موفق گذار نشان می‌دهد که اپوزیسیون‌ها الزاما در همه چیز متحد نیستند، اما بر سر اصول بنیادین توافق دارند:دموکراسی، حاکمیت قانون، و چارچوب انتقال قدرت.

بدون این حداقل، هرگونه ادعای آلترناتیو بودن شکننده خواهد بود.

۲- تولید «برنامه»، نه صرفا «گفتمان»:اروپا به‌دنبال پاسخ به پرسش‌های عملی است:

-ساختار دولت انتقالی چگونه خواهد بود؟

-اقتصاد در دوره ی گذار چگونه مدیریت می‌شود؟

-سیاست خارجی آینده چه مسیری را طی می‌کند؟

-اپوزیسیونی که نتواند به این پرسش‌ها پاسخ دهد، در بهترین حالت «صدا» باقی می‌ماند، نه «گزینه».

۳- نهادسازی و حرفه‌ای‌سازی: قدرت سیاسی از طریق نهادها شکل می‌گیرد، نه صرفا افراد یا کمپین‌های رسانه‌ای.

تشکیل شوراها، اتاق‌های فکر، و سازوکارهای تصمیم‌گیری شفاف می‌تواند نشانه‌ای از بلوغ سیاسی باشد؛ چیزی که برای جلب اعتماد بازیگران خارجی ضروری است.

۴- بازتعریف رابطه با اروپا: انتقاد از «مماشات» اگرچه ممکن است از نظر اخلاقی قابل فهم باشد، اما در عرصه‌ی دیپلماسی کافی نیست. اپوزیسیون باید بتواند:

منافع مشترک با اروپا (ثبات، امنیت انرژی، کنترل مهاجرت) را برجسته کند

خود را بعنوان راه‌حلی برای این منافع معرفی کند، نه صرفا یک منتقد

۵- پیوند واقعی با داخل: هیچ نیرویی بدون پشتوانه‌ی اجتماعی در داخل کشور نمی‌تواند در سطح بین‌المللی اعتبار پایدار کسب کند. اپوزیسیون خارج از کشور اگر از مطالبات و واقعیت‌های جامعه‌ی ایران فاصله بگیرد، در نگاه اروپا نیز «نماینده‌ی واقعی» تلقی نخواهد شد.

تغییر نگاه اروپا از کجا آغاز می‌شود؟

سیاست اروپا در قبال جمهوری اسلامی، بیش از آنکه ناشی از «تمایل به مماشات» باشد، حاصل ترکیبی از ترس از بی‌ثباتی، نبود جایگزین، و اولویت‌بندی منافع است. در چنین چارچوبی، انتظار تغییر ناگهانی این سیاست بدون تغییر در شرایط عینی، واقع‌بینانه نیست.

بنابراین، اگر هدف، تغییر رفتار اروپا است، نقطه‌ی شروع نه در بروکسل یا پاریس، بلکه در بازسازی مفهوم اپوزیسیون نهفته است: گذار از پراکندگی به انسجام، از شعار به برنامه، و از اعتراض به قابلیت حکمرانی.

در نهایت، اروپا – همچون هر بازیگر دیگری – نه بر اساس همدلی، بلکه بر اساس منافع  و محاسبه تصمیم می‌گیرد؛ این اعتماد، باید ساخته شود.

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=401098