توافق با جمهوری اسلامی؛ ثبات یا تنفس مصنوعی یک نظام فرسوده؟

دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۲۷ آپریل ۲۰۲۶


س.روزبه

آیا می‌توان با حکومتی که پایگاه مردمی خود را با کشتار، زندان، تبعید و سرکوب از دست داده، توافقی پایدار ساخت؟

آیا غرب و آمریکا می‌تواند روی ویرانه‌های اقتصادی، سیاسی و اخلاقی ایران، بنایی به نام «ثبات» بسازد؟

و مهمتر از همه، توافقی که در آن از کشته‌شدگان اعتراضات، زندانیان سیاسی، خانواده‌های دادخواه و خواست مردم ایران پرسشی نشود، توافق با چه کسی است و به چه قیمتی؟

مسئله فقط این نیست که جمهوری اسلامی امروز زیر فشار خارجی، بحران اقتصادی، فرسایش درونی و بی‌اعتمادی اجتماعی قرار دارد. مسئله اصلی این است که این نظام دیگر نمی‌تواند خود را نماینده‌ی مردم ایران معرفی کند. حکومتی که پاسخ اعتراض را با گلوله داده، خیابان را با نیروهای سرکوب پر کرده، فرزندان مردم را کشته، جوانان را زندانی کرده و خانواده‌های دادخواه را زیر فشار گذاشته، شاید بتواند مدتی با زور بماند، اما نمی‌تواند آینده بسازد.

توافق با چنین نظامی، اگر بدون توجه به مردم ایران باشد، نه صلح است و نه ثبات. این فقط خریدن زمان برای حکومتی است که مسئله اصلی آن نه تحریم است، نه مذاکره، نه دشمن خارجی؛ مسئله اصلی آن فروپاشی مشروعیت در داخل کشور است.

سعدی قرن‌ها پیش این حقیقت را روشن گفته است:

«نه آن شوکت و پادشاهی بماند    نه آن ظلم بر روستایی بماند»

این بیت فقط پند اخلاقی نیست؛ قانون تاریخ است. هیچ قدرتی که بر ظلم بنا شود، پایدار نمی‌ماند. دیکتاتورها ممکن است مدتی با ترس حکومت کنند، اما ترس هرگز جای اعتماد را نمی‌گیرد. مزدور، جیره‌خوار و نیروی سرکوب شاید خیابان را برای مدتی کنترل کند، اما ملت را نمی‌تواند به حکومت بازگرداند.

غرب اگر سکوت کند و آمریکا اگر گمان کند با امضای یک توافق می‌تواند جمهوری اسلامی را به یک بازیگر قابل اعتماد تبدیل کند، دوباره دچار همان خطای قدیمی شده است: اشتباه گرفتن سکوت با ثبات. جامعه‌ای که سرکوب شده، خاموش نیست؛ انباشته شده است. خشم، دادخواهی، فقر، بی‌آیندگی و تحقیر ملی، آتش زیر خاکستر مانده‌اند، نه اینکه از میان رفته باشند.

پرسش اصلی این است: روی ویرانه‌های ایران چه می‌خواهند بنا کنند؟

یک حکومت اصلاح‌شده؟ چنین چیزی با ساختار فعلی جمهوری اسلامی ناسازگار است.

یک ثبات منطقه‌ای؟ حکومتی که بقای خود را در بحران‌سازی می‌بیند، نمی‌تواند ضامن ثبات باشد.

یک توافق امنیتی؟ امنیتی که مردم ایران در آن سهمی نداشته باشند، فقط امنیت حکومت است، نه امنیت کشور.

مولوی نیز همین معنا را با زبان دیگری می‌گوید: ظلم با تاریکی زنده است و با روشن شدن حقیقت فرو می‌ریزد. جمهوری اسلامی سال‌ها کوشیده با تبلیغات، ترس، دروغ و دشمن‌سازی خود را نگه دارد، اما امروز جامعه‌ی ایران از آن عبور کرده است. فاصله میان حکومت و مردم دیگر یک شکاف سیاسی ساده نیست؛ یک گسست تاریخی است.

پس پاسخ روشن است: توافق با جمهوری اسلامی، اگر بر پایه‌ی نادیده گرفتن مردم ایران باشد، ناپایدار است. چون طرف اصلی بحران، نه آمریکا و نه اروپا، بلکه مردم ایران‌اند. بدون پاسخ به دادخواهی، بدون توقف سرکوب، بدون آزادی زندانیان، بدون پذیرش حق مردم برای تعیین سرنوشت، هر توافقی فقط کاغذی است روی زخم باز یک ملت.

نتیجه این است: غرب می‌تواند با جمهوری اسلامی معامله کند، اما نمی‌تواند از دل این معامله مشروعیت بسازد. می‌تواند بحران را عقب بیندازد، اما نمی‌تواند آن را حل کند. می‌تواند به یک حکومت فرسوده نفس مصنوعی بدهد، اما نمی‌تواند آن را دوباره زنده کند. جمهوری اسلامی بر پایه‌ی زور ایستاده، نه رضایت؛ و هر بنایی که بر زور، خون و دروغ ساخته شود، دیر یا زود فرو خواهد ریخت.

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵ / معدل امتیاز: ۴٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=401169