س. روزبه
در روزهایی که جنگ، ناامنی، فشار اقتصادی و داغ عزیزان بر شانههای مردم سنگینی میکند، سخن گفتن از امید، چه دلیلی دارد؟
آیا میتوان از شجاعت حرف زد، وقتی بسیاری از مردم خستهاند؛ خسته از سالها بیثباتی، ترس و نگرانی برای فردا؟
و مهمتر از همه، امید چیست؟ آیا تنها یک شعار است یا نیرویی واقعی که میتواند سرنوشت انسانها و ملتها را تغییر دهد؟
در روزی که شاهزاده رضا پهلوی در سخنان خود از «شجاعت»، «مسئولیتپذیری» و «امید» سخن گفت، شاید بیش از هر زمان دیگری لازم باشد درباره خود امید تأمل کنیم.و بهنظرم بهموقع و لازم بود ، زیرا آنچه امروز بسیاری از ایرانیان تجربه میکنند، تنها خستگی اقتصادی نیست؛ نوعی فرسودگی جمعی و حتی نوعی ناامیدی جمعی است.
جنگ، ناامنی، نگرانی از آینده، مهاجرت، زندان، اعدام، فشارهای اقتصادی و از دست دادن عزیزان، آزار و اذیت حکومت و تبلیغات دروغین و …روح و روان جامعه را فرسوده کرده است. هزاران خانواده داغدارند و میلیونها نفر زیر بار مشکلات معیشتی و اضطراب زندگی میکنند. در چنین شرایطی، طبیعی است که بسیاری بپرسند: «آیا هنوز امیدی باقی مانده است؟»
اما روانشناسان میگویند امید، خوشبینی کورکورانه نیست.
ویکتور فرانکل، روانپزشک و بازمانده اردوگاههای مرگ نازی، معتقد بود کسانی که دلیلی برای ادامه دادن داشتند، بیشتر از دیگران دوام آوردند. او نوشت:
«آنهایی که چرایی زندگی را یافتهاند، تقریبا هر چگونهای را تاب میآورند.»
امید، انکار رنج نیست. امید یعنی باور به اینکه آینده هنوز نوشته نشده و انسان میتواند در نوشتن آن سهم داشته باشد.اصولا بشر بدون امید قادر به ادامه زندگی نیست و امید، نور و قدرت ادامه زندگی در بدترین شرایط است.
روانشناس آمریکایی، چارلز اسنایدر، امید را ترکیبی از دو عنصر میدانست: داشتن هدف و باور به یافتن راه رسیدن به آن هدف. از نگاه او، امید یک احساس منفعل نیست؛ نوعی مهارت ذهنی و رفتاری است که انسان را به حرکت وا میدارد.
شاید بتوان امید را به چهار بخش تقسیم کرد:
نخست، امید فردی؛ نیرویی که باعث میشود انسان صبح از خواب برخیزد، کار کند، بیاموزد و تسلیم نشود.
دوم، امید خانوادگی؛ همان نیرویی که مادر و پدر را وادار میکند با وجود همه دشواریها برای آینده فرزندانشان تلاش کنند.
سوم، امید اجتماعی؛ زمانی که مردم درمییابند تنها نیستند و دردها و آرزوهای مشترکی دارند.
و سرانجام، امید ملی؛ باور به اینکه یک ملت، با وجود همه زخمها، هنوز میتواند آیندهای بهتر برای خود بسازد.
اما امید چگونه ساخته میشود؟
نه با شعارهای توخالی و وعدههای بیپشتوانه.
امید واقعی بر چهار ستون استوار است: گفتن حقیقت، همدلی با مردم، ارائه برنامه و مشارکت دادن شهروندان در ساختن آینده.
شاید امروز مردم ایران بیش از هر چیز نیاز دارند این سخن را بشنوند:
«رنج شما را میبینیم. صدای شما را میشنویم. میدانیم که خستهاید. اما باور داریم که این تاریکی، پایان داستان نیست. فردای ایران هدیه کسی به ما نخواهد بود؛ آن را با مسئولیتپذیری، همبستگی و شجاعت خواهیم ساخت.»
حافظ قرنها پیش سرود:
«یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور»
و سعدی یادآوری کرد:
«به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
که گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم»
شاید امید، در نهایت، همین باشد؛ نه نادیده گرفتن تاریکی، بلکه خاموش نکردن چراغ.
امید یعنی با آنکه سنگلاخ راه را از بر شدهایم و رد زخمهای این سالهای بیامان را چون نقش آتشی بر جان و تن خود حمل میکنیم، باز هم قدم در مسیر بگذاریم؛ زیرا در ژرفای دل باور داریم که سپیده، همچون پرندهای رها از قفس تاریکی، سرانجام از دل سیاهترین شبها بال خواهد گشود و نور آزادی بر شانههای خسته این سرزمین خواهد نشست.
ما آزادی را میبینیم؛ شاید هنوز آن را به تمامی در آغوش نکشیده باشیم، اما افق روشنش چون نواری از طلا بر کرانه چشمهایمان میدرخشد. آن را حس میکنیم؛ در استواری مادران داغداری که اشکهایشان بذر مقاومت شده است، در جسارت جوانانی که قلبشان به وسعت فردا میتپد، در صبوری پدرانی که قامتشان زیر بار اندوه خم نشده، و در سینه میلیونها ایرانی که با وجود همه رنجها، هنوز رؤیای فردایی روشنتر را چون شعلهای مقدس در پناه جان خود حفظ کردهاند.
بیایید اندکی دیگر صبور باشیم و نگذاریم چراغ امید در تندباد روزگار خاموش شود. روزهای خوب خواهند آمد؛ روزهایی که کودکان این سرزمین، ترس را تنها در قصههای دور خواهند شناخت و ایران، همچون باغی که پس از زمستانی طولانی دوباره شکوفه میدهد، طعم آرامش، آزادی و سربلندی را از نو خواهد چشید.
شاید راه دشوار باشد، اما هیچ شبی آنقدر بلند نیست که خورشید را برای همیشه پنهان یا محو نماید «پایان شب سیه سپید است».
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




