محمدعلی غیبی – با وجود آنکه در دو عملیات پیشین ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه رژیم جمهوری اسلامی، آسیبهای فراوانی به تأسیسات نظامی و هستهای ایران وارد شده اما نیروی متحد آمریکایی-اسرائیلی به هدف اصلی خود که تغییر رژیم در ایران بود نرسیدهاند. چنین سناریویی که پیش از جنگ هرگز تصور نمیشد بسیاری از ناظران را هم همانند ملت ایران متعجب ساختهاست.
از سوی دیگر، این وضعیت برای بخشی از تحلیلگران و کنشگران غربیِ مخالف دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، به فرصتی طلایی بدل شده است تا با برجستهسازی روایت «شکست»، موقعیت و منافع جناحی خود را در رقابتهای داخلی تقویت کنند.اما سؤال اصلی که مطرح میشود و باید هم مطرح شود این است که چرا نتیجهی شش هفته بمباران پرهزینه به چنین جایی رسیده است؟ وضعیتی که ناظران آنرا تلهای برای آمریکا بدانند و وندی شرمن آنرا سناریوی خودکشی ابرقدرتی بنام آمریکا معرفی کند؟ چه اشتباهاتی شد و ریشهی آنها چه بود و آیا میتوان با درس گرفتن از آنها، دور جدیدی از درگیری را آغاز کرد تا ورق برگردد و این وضع تغییر کند؟
آنچه عامل بینتیجه ماندن عملیات نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل بود نه ناتوانی نظامی آنها و نه توانمندی فراتر از انتظار جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. بلکه نوع تاکتیک جبههی مشترک آمریکایی-اسرائیل هوشمندانه نبود. متحدین آمریکایی-اسرائیلی سعی داشتند تلفات غیرنظامی در این جنگ از ایرانیان حداقل مقدار باشد که البته تلاشی ارزشمند بود. اما آنچه در این میان سبب اشتباه جبههی آمریکایی-اسرائیلی بود این بود که آنها طرفداران رژیم افراطی جمهوری اسلامی را با غیرنظامیان ایرانی اشتباه میگرفتند.
تاکتیک اولیهی جبههی آمریکایی-اسرائیلی این بود که با بمباران گسترده مراکز سرکوب شرایط لازم برای حضور اعتراضی مردم در خیابانها فراهم شود. اما طرفداران رژیم که عمدتا شبهنظامیان بسیجی یا اعضای سپاه و سایر نیروهای تروریستی ایرانی یا عراقی یا افغانستانی و پاکستانی منجمله فاطمیون، زینبیون، حشدالشعبی و چندین نیروی شبهنظامی سازمان یافته دیگر عراقی و … بودند هر شب خیابانهای تمام شهرها را اشغال میکردند. آنها از روی عمد صداهای گوشخراشی از عربدهکشی پشت میکروفون ایجاد میکردند تا مردم ایران را بترسانند. اما در نهایت تعجب ملت ایران، نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل کوچکترین آسیبی به تجمعات هر شب این نیروهای شبهنظامی سرکوبگر وارد نکرد. اگر تنها هزار نفر از این تجمعکنندگان در سراسر ایران کشته میشدند دیگر توان تجمع منظم و آسوده در هر شب را پیدا نمیکردند و جانبرکفان گارد جاویدان ملت ایران بهراحتی خیابانها را اشغال کرده و کار رژیم را یکسره میکردند.
اما در ادامه نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل و قوای پهپادی این دو کشور حتی بمباران ایستهای بازرسی بسیج را هم رها کردند و جنگ را به سمت بمباران زیرساختهای اقتصادی ایران پیش بردند که از همان جا اوضاع کاملا به نفع جمهوری اسلامی شد. از سوی دیگر آمریکاییها کشتار سران رژیم را هم متوقف کردند و بسیار سادهلوحانه، به امید مذاکره با قالیباف از کشتن او منصرف شدند. در حالیکه ترور او کلید پیروزی جبههی آمریکایی- اسرائیلی در جنگ اخیر بود. اما خودداری از کشتن او و همچنین دیگر سران سه قوه و همچنین زنده گذاشتن احمد وحیدی فرماندهی کل سپاه، علی عبداللهی فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا و امیر حاتمی فرماندهی کل ارتش، یک خودکشی نظامی و غیرمنتظره از سوی جبههی آمریکایی-اسرائیلی بود. نکتهای که حتی در تصور توان تصمیمگیری سیاستمداران دولت و ارتش آمریکا ایجاد تردید میکند. یا تردید دیگری که حاصل میشود این است که آنها اصلا هدف تغییر رژیم را واقعا در سر داشتند یا تنها به آن تظاهر میکردند؟
عدم اجرای این اقدامات لازم که کلید پیروزی در جنگ به شمار میرفت، آمریکا را در شرایطی قرار داد که نهایتا چارهای جز آتشبس نیابد و هماکنون عدم اقدامشان نه از روی استراتژی یا تاکتیک بلکه از روی استیصال مورد بررسی قرار گیرد. نکتهای که از اظهار نظر صدراعظم آلمان در مورد نبود استراتژی مؤثر از سوی ترامپ و پاسخ تند و تدافعی ترامپ به وی کاملا نمایان میگردد. بخصوص زمانی که مرتس مدعی میشود مقامات تهران، ترامپ را تحقیر میکنند.
بااینحال همچنان دیر نشده و میتوان دور دیگری از جنگ را با تاکتیکهای هوشمندانهتری آغاز کرد. آمریکاییها در مواجهه با شبهنظامیان طرفدار رژیم، که هر شب در خیابانها جمع میشوند و علیه آمریکا و اسرائیل و ملت ایران شعار مرگ میدهند، باید هر گونه ترحمی را کنار بگذارند. آنها باید به این توجه کنند که اعلام شکست آمریکا در جنگ بسیار خردکنندهتر از روایت یک بیرحمی دیگر از سوی سربازان یا نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل است. آنها باید بهخاطر بیاورند که این طرفداران رژیم، ملت ایران نیستند. بلکه همان نیروهای تروریست سرکوبگریاند که چهار ماه قبل، بیش از چهل هزار نفر از ملت رنجدیدهی ایران را در خیابان بطور خانوادگی قتلعام کردند.
لذا عدم بمباران تجمعات خیابانی طرفداران عربدهکش رژیم از سوی آمریکا، در واقع پایمالکردن خون جاویدنامان کشتهشدهی ملت ایران است. «غیرنظامی» خواندن و «مردم» نامیدن این شبهنظامیان سرکوبگر نیز اهانتی به ملت شایسته و تحصیلکرده و البته ستمدیده ایران است. دونالد ترامپ باید به این نکته توجه کند که این تنها راه عبور از وضعیت فاجعهبار پیش آمده است و ترحمی که به دشمنان خود میکند اقدامی است که اگر دشمنش در آن شرایط بود نسبت به وی چنان نمیکرد.
حملهی تروریستی برای ترور دونالد ترامپ که چند روز قبل در نشست خبرنگاران رخ داد اولین اقدام احتمالی رژیم جمهوری اسلامی برای کشتن او نبود و رژیم جمهوری اسلامی تابحال چندین بار برای ترور او در خاک آمریکا تلاش کرده و بعد از این هم خواهد کرد، اما رفتار جوانمردانه ترامپ با دشمن بیرحم و نامردش، یک مروت یکطرفه است و پاسخ این ترحم از سوی جمهوری اسلامی بسیار تحقیرکننده، ویرانکننده و خردکنندهتر از قبل خواهدبود.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




