مهدی نوذر – در حافظهی تاریخی ما ایرانیان، «شهید گمنام» واژهای آشناست؛ واژهای که ما را به سالهای جنگ ایران و عراق میبرد. سالهایی که میدان نبرد، میدان جنگ کلاسیک بود: تانک، توپ، بمباران هوایی و تسلیحات سنگین. در آن جنگ، گاه شدت انفجارها بهحدی بود که پیکر برخی از رزمندگان قابل شناسایی نمیماند. آنها بینام دفن میشدند، نه از سر بیهویتی، بلکه از شدت خشونتِ جنگی که با دشمن خارجی بود.
آن روزها من کودکی بودم که «شهید گمنام» برایم فقط یک واژه بود، بیدرک عمق فاجعه. هرگز تصور نمیکردم روزی بزرگ شوم و معنای این کلمه را نه در تاریخ، بلکه در زندگی روزمره لمس کنم.
امروز، چهار دهه بعد، باز هم با «شهدای گمنام» روبرو هستیم؛ با یک تفاوت تکاندهنده:دیگر دشمن پشت مرزها نیست.
امروز نه جنگی کلاسیک در جریان است، نه بمباران هوایی، نه توپخانهی دشمن خارجی!
امروز این جمهوری اسلامی است که سلاح را به سمت مردم خود گرفته؛ مردمی که نه در سنگرند و نه مسلح، نه مهاجماند و نه اشغالگر. با این حال، شدت و شیوهی سرکوب بقدری خشن، بیرحمانه و حسابنشده است که باز هم پیکرهایی باقی میماند که قابل شناسایی نیستند؛ پیکرهایی که بینام دفن میشوند، بیمزار، بیسوگواری، بیحقیقت.
در جنگ با عراق، بینام ماندن شهدا نتیجه فناوری ویرانگر جنگ بود؛ اما در جنگ جمهوری اسلامی با مردمش، گمنام شدن قربانیان نتیجهی پنهانکاری، حذف، انکار و جنایت سیستماتیک است.
آن روز دشمن، جوان ایرانی را با گلوله و بمب میکشت؛ امروز حاکمیت، همان جوان را با گلوله جنگی، ضربوشتم، شکنجه، شلیک از فاصلهی نزدیک، یا رها کردن پیکر بیجانش در بیابان و رودخانه از بین میبرد.
آن روز، شهید گمنام نماد مقاومت ملی بود؛ امروز، قربانی گمنام، نماد فروپاشی اخلاقی یک حکومت است.
در گذشته، خانوادهها میدانستند فرزندشان برای دفاع از خاک کشور جان داده؛ امروز، خانوادهها حتی اجازه ندارند بدانند فرزندشان کِی، کجا و چگونه کشته شده است. نه تحویل پیکر، نه گواهی شفاف، نه حق عزاداری.
شهدای گمنامِ دیروز، قربانیان جنگ بودند؛ گمنامهای امروز، قربانیان حکومتیاند که بقای خود را در حذف مردمش میبیند.
در کنار این کشتارهای خیابانی، چوبههای دار نیز هر روز بیوقفه برپا هستند. اعدامهایی که نه در میدان جنگ، بلکه در زندانها و پشت دیوارهای بسته انجام میشوند؛ بیهیچ شفافیتی، بیدادرسی عادلانه و گاه حتی بدون اطلاعرسانی به خانوادهها.
امروز مرگ، فقط در خیابانها و در لحظهی سرکوب نیست؛ بلکه در سکوت زندانها، بهصورت روزانه و سیستماتیک تکرار میشود. انگار حاکمیتی که از صدای مردم هراس دارد، حذف فیزیکی را به ابزاری عادی برای بقا تبدیل کرده است.
و این، شاید دردناکترین بخش تاریخ معاصر ایران باشد: وقتی «دشمن» دیگر خارجی نیست، و جنگ، بیاعلان اما دائمی، علیه خود ملت جریان دارد.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




