آیا بازی ترامپ و جمهوری اسلامی، انقلاب شیر و خورشید را متوقف کرد یا شعله‌ورتر ساخت؟

جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۰۸ مه ۲۰۲۶


س.روزبه – آیا جمهوری اسلامی توانسته با سایه‌ی جنگ، تهدیدهای نظامی، بحران تنگه هرمز و نمایش «دشمن خارجی»، خشم مردم ایران را مهار کند؟

و آیا مردم ایران هنوز چشم‌انتظار ترامپ، نتانیاهو یا قدرت‌های خارجی‌اند، یا به این آگاهی رسیده‌اند که پایان این حکومت تنها به دست خود ملت ایران رقم خواهد خورد؟

در ماه‌هایی که ایران میان تهدید جنگ، گرانی کمرشکن، کمبود دارو، رکود بازار، اجاره‌های سنگین و سوگ جاوید‌نامان و دهها مشکل دیگر سرگریبان هستند، مردم ایران بین بازی‌های هرروزه میان تهران و واشنگتن گرفتار شده، یک پرسش جدی در ذهن بسیاری از آنان شکل گرفته است: آیا این بحران‌ها، انقلاب شیر و خورشید را عقب انداخته، یا برعکس، عطش سرنگونی را در عمق جامعه بیشتر و شعله‌ورتر ساخته‌اند؟

پاسخ ساده نیست. در کوتاه‌مدت، جنگ‌طلبی جمهوری اسلامی و بازی‌های سیاسی ترامپ ممکن است حرکت خیابانی را کندتر کرده باشد و با توجه به اعلام شاهزاده مردم به خیابان‌ها نیایند. به این دلیل که جنگ، ترس می‌آورد. ترس، مردم را محتاط می‌کند. خانواده‌ای که نگران نان، دارو، اجاره‌ی خانه، فرزند، سربازی، بمباران و …آینده است، طبیعی است که برای مدتی به‌جای خیابان، به حفظ جان و زندگی روزمره فکر کند. حکومت نیز دقیقا از همین نقطه استفاده می‌کند؛ هر اعتراض داخلی را زیر سایه‌ی «خطر خارجی» می‌برد و هر صدای مخالف را با برچسب «همکاری با دشمن» خاموش و با اعترافات اجباری و … اعدام می‌سازد.

اما این فقط یک روی ماجراست. روی مهمتر آن است که همین بحران‌ها چهره‌ی واقعی جمهوری اسلامی را آشکارتر کرده‌اند. مردم بیش از گذشته می‌بینند که این حکومت نه امنیت می‌آورد، نه اقتصاد را نجات می‌دهد، نه ایران را حفظ می‌کند. هر چند روز یک بازی تازه در میان است؛ یک روز تهدید بستن تنگه هرمز، روز دیگر مانور موشکی، روز بعد سخن از مذاکره، سپس دوباره تهدید آمریکا، بعد ادعای پیروزی، سپس بحران تازه. این چرخه‌ی دائمی بحران، نه تنها جامعه را آرام نکرده، بلکه اعتماد عمومی را نیز فرسوده‌تر کرده است.

مردمی که امروز با گرانی، کسادی کار و کاسبی، کمبود دارو، سقوط ارزش پول ملی و فشار زندگی روبرو هستند، دیگر فقط از «دشمن خارجی» نمی‌پرسند. پرسش اصلی آنها این است: چرا کشوری با این همه ثروت، منابع، تاریخ و نیروی انسانی، باید همیشه در وضعیت اضطراری زندگی کند؟چرا مردم شغل‌های خود را از دست می‌دهند و بیکار شده‌اند، چرا اینترنت در ماه سوم قطعی می‌باشد و چرا زندگی مردم باید گروگان بقای یک حکومت ایدئولوژیک باشد؟

از سوی دیگر، بخشی از جامعه شاید روزی تصور می‌کرد که ترامپ، نتانیاهو یا فشار خارجی می‌تواند کار جمهوری اسلامی را تمام کند. از لحاظ انسان‌دوستانه کمک به مردم ایران و تضعیف رژیم به نفع مردم و انقلاب شیر و خورشید است. اما تجربه‌ی منطقه نشان داده هیچ قدرت خارجی آزادی را در سینی نقره به ملتی هدیه نمی‌دهد. آمریکا منافع خود را دارد، اسرائیل منافع خود را دارد، اروپا نیز محاسبات خودش را دنبال می‌کند. آنها ممکن است بر جمهوری اسلامی فشار بیاورند، اما جای مردم ایران نمی‌توانند تصمیم بگیرند و کار را تمام کنند.

اینجاست که امید واقعی از توهم جدا می‌شود. امید واقعی یعنی مردم بدانند که تنها نیستند، اما منتظر ناجی بیرونی هم نمانند. امید واقعی یعنی فشار خارجی اگر هست، باید در خدمت مردم ایران باشد، نه جایگزین مردم ایران. شاهزاده رضا پهلوی نیز بارها بر همین نکته تاکید کرده است که آینده‌ی ایران باید توسط خود مردم ایران تعیین شود. نه با جنگ خارجی، نه با اشغال، نه با تحمیل از بیرون، بلکه با اراده‌ی ملت ایران.

جنگ شاید خیابان را برای مدتی خلوت کند، اما خشم جامعه را از میان نمی‌برد. جنگ، انقلاب را دفن نمی‌کند؛ اگر مردم بفهمند که جنگ نیز بخشی از ابزار بقای حکومت است، همان ترس می‌تواند به آگاهی سیاسی تبدیل شود. جمهوری اسلامی شاید بتواند زمان بخرد، اما بهای این زمان، فرسایش بیشتر مشروعیت خود اوست.

انقلاب شیر و خورشید اگر تنها یک شعار خیابانی بود، شاید با ترس و سرکوب خاموش می‌شد. اما وقتی به نماد بازپس‌گیری ایران تبدیل شده و عجین گردیده، دیگر فقط یک پرچم نیست؛ نشانه بازگشت به هویت ملی، تاریخ ایران، و آینده‌ای بدون حکومت ایدئولوژیک است. این امید، اگر با سازماندهی، نافرمانی مدنی، اعتصاب، آگاهی‌رسانی و پیوند داخل و خارج همراه شود، می‌تواند از احساس به نیرو تبدیل شده و مانند سیلی عظیم و خروشان شالوده این رژیم جنایتکار را بیخ و بن از بین خواهد برد .

بشر با امید زنده می‌ماند، اما ملت‌ها با امیدِ سازمان‌یافته حرکت می‌کنند. امید مردم ایران نباید به ترامپ و نتانیاهو گره بخورد؛ باید به خود ایران، به مردم ایران و به اراده‌ی ملی برای پایان دادن به این وضعیت گره‌بخورد. مردم در ایران و خارج کشور باید این امید را در دل‌ها زنده نگه‌داشته و شعله‌ورتر نمایند.

«امید سازمان‌یافته» با خوش‌بینی ساده فرق دارد.خوش‌بینی می‌گوید: «یک روز همه‌چیز درست می‌شود.»

اما امید سازمان‌یافته می‌گوید: «اگر جامعه آگاه، متصل، هدفمند و پیگیر بماند، امکان تغییر وجود دارد.»

امیدِ بدون ساختار، بعد از چند شکست فرو می‌ریزد؛ اما امید سازمان‌یافته حتی بعد از سرکوب، زندان، گرانی یا شکست‌های مقطعی دوباره خود را بازسازی می‌کند.

در واقع، حکومت‌ها معمولا فقط با باتوم حکومت نمی‌کنند؛ با «بی‌فایده نشان دادن تلاش» حکومت می‌کنند. یعنی مردم را به این نقطه برسانند که:

«هیچ چیز تغییر نمی‌کند»
«همه شبیه هم هستند»
«هیچکس پشت ما نیست»
«اعتراض فایده ندارد»
«همه چیز تمام شده»
امید سازمان‌یافته دقیقا نقطه مقابل این فرسایش ذهنی است.

امید زمانی زنده می‌ماند که مردم احساس کنند هنوز «کنشگر» هستند، نه فقط «تماشاگر».

جامعه‌ای که فقط منتظر ترامپ، جنگ، تحریم یا دخالت خارجی بماند، به‌تدریج فرسوده می‌شود. اما جامعه‌ای که باور کند حتی در شرایط سخت نیز می‌تواند اثر بگذارد، آرام‌آرام از ترس عبور می‌کند.به همین دلیل، امید سازمان‌یافته فقط یک احساس نیست؛ نوعی مقاومت ذهنی، اجتماعی و تاریخی است

پرسش نهایی این نیست که آیا جمهوری اسلامی توانسته انقلاب را برای مدتی عقب بیندازد یا نه. پرسش مهمتر این است: آیا همین بحران‌ها مردم را به این نتیجه نرسانده که ریشه‌ی همه این رنج‌ها در خود جمهوری اسلامی است؟

شاید خیابان برای مدتی آرام‌تر به نظر برسد، اما زیر پوست جامعه، پرسش بزرگ‌تر شده است: «ایران تا کی باید هزینه‌ی بقای حکومتی را بدهد که نه صلح می‌آورد، نه نان، نه امنیت، نه آینده؟»

و درست در همین نقطه است که امید، دیگر شعار نیست؛ آغاز تصمیم است.

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۰ / معدل امتیاز: ۴٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=401688