وال‌استریت ژورنال: حملات متقابل، موازنه قدیمی اعراب و جمهوری اسلامی را برهم زد

-قدرت‌های عرب خلیج فارس اکنون در تلاش‌ هستند که موازنه بازدارندگی را در برابر جمهوری اسلامی بازسازی کنند. حکومتی که پس از دگرگونی‌های اخیر، اهرم‌های تازه‌ای برای اعمال فشار و گسترش نفوذ به‌ دست آورده است. -به گزارش وال استریت ژورنال، امارات‌متحده‌عربی و عربستان‌سعودی اکنون در پی آنند که در برابر جمهوری اسلامی، بازدارندگی فروریخته را از نو برقرار سازند. حکومتی که نه‌ تنها بیش از گذشته از مصالحه و عقب‌نشینی فاصله گرفته، بلکه با در اختیار داشتن اهرم فشار بر تنگه هرمز و نیز انبارهای عظیم موشکی و پهپادی، به‌ قدرتی بیشتر علیه رقیبان خود دست یافته است.   
- به گفته منابع آگاه، امارات‌متحده‌عربی از همان هفته نخست جنگ، وارد درگیری شد و در هماهنگی با اسرائیل و ایالات متحده، بارها با استفاده از جنگنده‌ها و پهپادهای ساخت چین، مواضعی را هدف حمله قرار داد. 
- ممالک عرب خلیج فارس پیوندهای دفاعی عمیقی با ایالات متحده دارند و دهه‌ها در کنار نیروهای آمریکایی آموزش و همکاری نظامی دیده‌اند. آنها ده‌ها میلیارد دلار برای نوسازی و تقویت توان نظامی خود سرمایه‌ گذاری کرده‌اند و همزمان میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه نیز هستند. 
- دانا استرول: « به باور من، این جنگ نقطه عطف و سرنوشت‌سازی در نقش نیروهای هوایی کشورهای خلیج فارس به‌‌ویژه عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی بود. کشورهایی که قدرتمندترین نیروی هوایی منطقه را در اختیار دارند و اکنون برای نخستین‌بار، این توان را نه فقط برای دفاع، بلکه در عملیات تهاجمی نیز به‌کار گرفته‌اند.» 
- به گفته‌ی منابع آگاه، امارات‌متحده‌عربی در میان کشورهای عرب منطقه، سختگیرانه‌‌ترین و تهاجمی‌ترین موضع را در برابر جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. از جمله با حمله به یک پالایشگاه نفتی ایران در واکنش به حملات تهران علیه زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات ملی این کشور. 
- اما هنوز روشن نیست که امارات‌متحده‌عربی تا چه اندازه توان بازدارندگی در برابر دشمنی بسیار بزرگتر، نزدیکتر و پیچیده‌‌تر چون جمهوری اسلامی را دارد. این رویکرد تهاجمی، خطر آن را نیز به‌ همراه دارد که امارات بیش از پیش به هدف مستقیم درگیری‌ای بدل شود که اکنون به جنگی فرسایشی و طولانی، همراه با شعله‌ور شدن‌های مقطعی، تبدیل شده است. 
- عربستان‌سعودی از آن زمان، رویکردی محتاطانه‌تر و آشتی‌‌جویانه‌تر در پیش‌گرفته و بیش از گذشته بر راه‌حل‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ تأکید می‌کند. جنگی که در شرایط افزایش فشارهای مالی و اقتصادی داخلی، تأسیسات عظیم نفتی این کشور را نیز در معرض خطر قرار داده است.

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۱۸ مه ۲۰۲۶


به گزارش وال استریت ژورنال، امارات‌متحده‌عربی و عربستان‌سعودی اکنون در پی آنند که در برابر جمهوری اسلامی، بازدارندگی فروریخته را از نو برقرار سازند. حکومتی که نه‌ تنها بیش از گذشته از مصالحه و عقب‌نشینی فاصله گرفته، بلکه با در اختیار داشتن اهرم فشار بر تنگه هرمز و نیز انبارهای عظیم موشکی و پهپادی، به‌ قدرتی بیشتر علیه رقیبان خود دست یافته است. این توان نظامی، ذخایر دفاعی و تسلیحاتی کشورهای عرب خلیج فارس را  که برای رهگیری این حملات به کار گرفته می‌شود، به‌‌سرعت فرسوده و موازنه امنیتی منطقه را بیش از پیش به خطر انداخته است.

حمله موشکی جمهوری اسلامی به انبارهای سوخت در بندر فجیره، امارات متحده عربی، در جریان جنگ اسفند ۱۴۰۴

حملات امارات‌متحده‌عربی و عربستان‌سعودی پس از آن صورت گرفت که تهران تأسیسات انرژی و زیرساخت‌های غیرنظامی در هر دو کشور را هدف حمله قرار داده بود.

به گفته منابع آگاه، امارات‌متحده‌عربی از همان هفته نخست جنگ، وارد درگیری شد و در هماهنگی با اسرائیل و ایالات متحده، بارها با استفاده از جنگنده‌ها و پهپادهای ساخت چین، مواضعی را هدف حمله قرار داد.

به گفته یکی از مقام‌های آگاه، نیروی هوایی عربستان‌سعودی چندین حمله علیه اهدافی از جمله پایگاه‌های پرتاب موشک و پهپاد جمهوری اسلامی انجام داد. برخی منابع نیز گفتند جنگنده‌های سعودی مواضعی در عراق، وابسته به گروه‌های شبه‌ نظامی مورد حمایت تهران، را هدف قرار دادند.

سلطان‌نشین‌های عرب منطقه خلیج فارس از دیرباز جمهوری اسلامی را بزرگترین تهدید امنیتی خود می‌دانستند، اما در عین حال پیوندهای اقتصادی و اجتماعی عمیقی نیز با ایران داشتند. روی آوردن آنها به اقدام نظامی، پس از هزاران حمله موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی، نشان می‌دهد که بازگشت به موازنه و همزیستی پیشین، اکنون تا چه اندازه دشوار و شاید ناممکن شده است.

آنا جیکوبز، پژوهشگر وابسته به «مؤسسه کشورهای عرب خلیج فارس» در واشنگتن، گفته است: «همه این کشورها، به‌تدریج به درون بحرانی کشیده شدند که اساسا خواهان آن نبودند، اما پس از آغاز این جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل، ناچار شدند تصمیم‌هایی بسیار دشوار بگیرند. در حالی که عملا هیچ گزینه‌ی مطلوبی پیش روی خود نداشتند.»

او افزود: «اکنون حتی در میان کشورهای عرب منطقه نیز نشانه‌هایی از اختلاف‌نظر درباره‌ی چگونگی تعامل و رویارویی با جمهوری اسلامی دیده می‌شود.»

هنوز روشن نیست که حملات عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی تا چه اندازه خسارت مؤثر و قابل‌ توجهی به جمهوری اسلامی وارد کرده یا تأثیری پایدار بر رفتار تهران در جریان جنگ گذاشته باشد. وزارت دفاع آمریکا و همچنین سفارت عربستان‌سعودی در واشنگتن از اظهار نظر درباره‌ی این گزارش خودداری کردند.

با آنکه هر دو کشور دست به حملات نظامی زدند، عربستان‌سعودی از آن پس بیشتر به‌ سوی رویکردی دیپلماتیک در قبال جمهوری اسلامی گرایش پیدا کرده است. حال آنکه امارات‌متحده‌عربی مناسبات خود با ایالات متحده و اسرائیل را بیش از پیش گسترش داده و خواهان برخوردی سختگیرانه‌تر و تهاجمی‌تر با حکومت ایران شده است.

کشورهای عرب ثروتمند حاشیه‌ی خلیج فارس از دیرباز روابطی دشوار و آمیخته به بی‌اعتمادی با ایران داشته‌اند. همسایه آنها، با تکیه بر پیوندهای راهبردی با روسیه و چین و نیز حمایت از شبکه‌ای از گروه‌های شبه‌ نظامی عمدتا شیعه، تلاش کرده است جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای خود را گسترش دهد. شبکه‌ای که طی سال‌های گذشته به یکی از عوامل اصلی بی‌ثباتی و تنش در خاورمیانه بدل شده است.

ممالک عرب خلیج فارس پیوندهای دفاعی عمیقی با ایالات متحده دارند و دهه‌ها در کنار نیروهای آمریکایی آموزش و همکاری نظامی دیده‌اند. آنها ده‌ها میلیارد دلار برای نوسازی و تقویت توان نظامی خود سرمایه‌ گذاری کرده‌اند و همزمان میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه نیز هستند.

دانا استرول، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه، گفت: «این جنگ از بسیاری جهات نقطه عبور از مرزهایی بود که تا پیش از آن شکست ناپذیر به‌نظر می‌رسید.»

او افزود: « به باور من، این جنگ نقطه عطف و سرنوشت‌سازی در نقش نیروهای هوایی کشورهای خلیج فارس به‌‌ویژه عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی بود. کشورهایی که قدرتمندترین نیروی هوایی منطقه را در اختیار دارند و اکنون برای نخستین‌بار، این توان را نه فقط برای دفاع، بلکه در عملیات تهاجمی نیز به‌کار گرفته‌اند.»

پس از خیزش‌های موسوم به «بهار عربی» در سال ۲۰۱۱، کشورهای عرب خلیج فارس از نیروهای مخالف حکومت سوریه حمایت کردند، در حالی که جمهوری اسلامی با اعزام نیروهای شبه‌ نظامی و پشتیبانی نظامی، به حفظ حکومت سرکوبگر بشار اسد یاری رساند.

دو جبهه همچنین سال‌هاست در لبنان از گروه‌ها و جریان‌های رقیب پشتیبانی می‌کنند. کشوری که جمهوری اسلامی در آن از حزب‌الله، سازمانی نظامی و سیاسی که درگیر جنگ با اسرائیل است، حمایت همه‌ جانبه به‌ عمل می‌آورد.

عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی همچنین در یمن علیه حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی وارد جنگ شدند. حمله موشکی و پهپادی سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان، که بسیاری انگشت اتهام را به‌ سوی تهران نشانه رفتند، در واقع پیش‌ درآمدی بر خشونت‌ها و رویارویی‌های گسترده‌ای بود که امروز منطقه را دربر گرفته است.

کشورهای عرب خلیج فارس در سال‌های اخیر، با مشاهده خطرهای فزاینده این تنش‌ها، کوشیده‌اند روابط خود با جمهوری اسلامی را تا حدی ترمیم و از شدت رویارویی‌ها بکاهند. چنانکه عربستان‌سعودی در سال ۲۰۲۳ بار دیگر روابط دیپلماتیک خود با تهران را برقرار کرد.

در ماه‌های پیش از آغاز جنگ نیز بیشتر دولت‌های عرب منطقه، به‌ویژه عربستان‌سعودی و قطر، تلاش داشتند دولت ترامپ را از ورود به جنگ بازدارند، زیرا نگران بودند که گسترش درگیری، خاورمیانه را وارد مرحله‌ای تازه از آشوب، بی‌ثباتی، ناامنی و بحران‌های گسترده کند.

زمانی که کارزار بمباران آمریکا و اسرائیل در اواخر ماه فوریه آغاز شد، جمهوری اسلامی در واکنش، موجی از حملات موشکی و پهپادی را علیه پایگاه‌های آمریکا و تأسیسات راهبردی نفت و گاز که برای اقتصاد جهانی اهمیت حیاتی دارند، به‌ راه‌انداخت. اما دامنه‌ی این حملات تنها به اهداف نظامی و انرژی محدود نماند و فرودگاه‌ها، بنادر، هتل‌های لوکس و برج‌های بلند و لوکس در کشورهای خلیج فارس را نیز دربر‌گرفت. حملاتی که هدف آنها ایجاد آشفتگی اقتصادی و ناامنی گسترده در منطقه عنوان شد.

هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی، برای امارات‌متحده‌عربی و عربستان‌سعودی عبور از یک خط قرمز آشکار بود. این حملات، همراه با بسته شدن تنگه هرمز، خطر وارد آمدن ضربه‌ای تاریخی و بلند مدت به اقتصاد کشورهای عرب خلیج فارس را به‌دنبال داشت. کشورهایی که از مهمترین صادرکنندگان انرژی در جهان به‌شمار می‌روند.

این حملات، سال‌ها سیاست موازنه‌ جویانه و حساب‌ شده کشورهایی چون امارات‌متحده‌عربی و عربستان‌سعودی را برهم زد. کشورهایی که مقام‌هایشان ناچار شدند نشست‌های روزانه بحران برگزار کنند تا وضعیت دفاعی و راهبرد نظامی خود را بار دیگر ارزیابی و بازنگری کنند.

کریستین اسمیت دیوان، پژوهشگر ارشد «مؤسسه‌ی کشورهای عرب خلیج فارس» در واشنگتن، گفت: «مهمترین نکته در این حملات، آن است که هر دو کشور به این جمع‌‌بندی رسیدند که حمایت آمریکا به‌ تنهایی کافی نیست و برای بازگرداندن بازدارندگی در برابر جمهوری اسلامی، باید خودشان نیز مستقیما وارد عمل شوند.»

او افزود: «دورانی که کشورهای خلیج فارس با اطمینان زیر چتر امنیتی آمریکا قرار داشتند، عملا به پایان رسیده است.»

به گفته‌ی منابع آگاه، امارات‌متحده‌عربی در میان کشورهای عرب منطقه، سختگیرانه‌‌ترین و تهاجمی‌ترین موضع را در برابر جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. از جمله با حمله به یک پالایشگاه نفتی ایران در واکنش به حملات تهران علیه زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات ملی این کشور.

عبدالخالق عبدالله، تحلیلگر سیاسی اماراتی که از او به‌‌عنوان فردی نزدیک به محافل تصمیم‌گیری در ابوظبی یاد می‌شود، گفت: « افتخار می‌کنم که امارات‌متحده‌عربی ساکت نماند و تنها نظاره‌گر رویدادها نبود. به‌نظر می‌رسد این کشور از اعتماد به نفس و آمادگی لازم برای پاسخگویی برخوردار بود. ما نه طعمه‌ای بی‌دفاع هستیم و نه هدفی آسان.»

امارات‌متحده‌عربی سال‌هاست نشان داده که در مقایسه با بسیاری از دولت‌های عرب منطقه، آمادگی بیشتری برای پذیرش خطر و به‌‌کارگیری قدرت نظامی در راستای تأمین منافع راهبردی خود دارد. ابوظبی در سال‌های اخیر، در چارچوب سیاست مهار و عقب راندن رقیبان منطقه‌ای، به گروه‌های مسلح در لیبی و سودان سلاح رسانده و در جنگ یمن نیز از نیروهای مزدور و شبه‌ نظامی حمایت کرده است. اقداماتی که نقش فزاینده امارات در معادلات امنیتی خاورمیانه را آشکارتر ساخته است.

اما هنوز روشن نیست که امارات‌متحده‌عربی تا چه اندازه توان بازدارندگی در برابر دشمنی بسیار بزرگتر، نزدیکتر و پیچیده‌‌تر چون جمهوری اسلامی را دارد. این رویکرد تهاجمی، خطر آن را نیز به‌ همراه دارد که امارات بیش از پیش به هدف مستقیم درگیری‌ای بدل شود که اکنون به جنگی فرسایشی و طولانی، همراه با شعله‌ور شدن‌های مقطعی، تبدیل شده است.

در اوایل ماه مه، پس از آنکه نیروی دریایی آمریکا عملیاتی را برای شکستن کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز آغاز کرد، ایران یکی از بنادر مهم نفتی در امارت فجیره را هدف حمله قرار داد. حمله‌ای که بار دیگر نشان داد زیرساخت‌های حیاتی کشورهای خلیج فارس تا چه اندازه در برابر گسترش جنگ و تنش‌های منطقه‌ای آسیب‌پذیر هستند.

یاسمین فاروق، مدیر برنامه خلیج فارس و شبه‌ جزیره عربستان در «گروه بین‌المللی بحران»، گفت: «کشورهای عرب خلیج فارس در موقعیتی گرفتار شده‌اند که بدون سایه تهدید و فشار آمریکا بر فراز جمهوری اسلامی، عملا نمی‌توانند از منافع خود دفاع کنند.»

این جنگ، به‌‌جای آنکه کشورهای عرب خلیج فارس را در برابر دشمن مشترکشان متحد کند، شکاف و رقابت میان عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی را عمیق‌تر کرده است. به‌ گونه‌ای که دو کشور اکنون رویکردهایی متفاوت و گاه متضاد در قبال جمهوری اسلامی در پیش گرفته‌اند.

عربستان‌سعودی از آن زمان، رویکردی محتاطانه‌تر و آشتی‌‌جویانه‌تر در پیش‌گرفته و بیش از گذشته بر راه‌حل‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ تأکید می‌کند. جنگی که در شرایط افزایش فشارهای مالی و اقتصادی داخلی، تأسیسات عظیم نفتی این کشور را نیز در معرض خطر قرار داده است.

در مقابل، امارات‌متحده‌عربی مسیر متفاوتی را برگزیده و حتی در اوایل ماه مه، از سازمان کشورهای صادرکننده نفت «اوپک» که تحت نفوذ و رهبری عربستان‌سعودی قرار دارد،خارج شد. اقدامی که نشانه‌ای دیگر از فاصله گرفتن تدریجی ابوظبی از سیاست‌های ریاض ارزیابی می‌شود.

متیو هجز، پژوهشگر و نویسنده‌ی کتابی درباره‌ی ساختار سیاسی امارات‌متحده‌عربی، می‌گوید: «دیگر راه بازگشتی وجود ندارد. یا باید بیش از پیش در کنار ترامپ، اسرائیل و منافع غرب قرار بگیرید و این همان مسیری است که امارات برگزیده است. یا مسیر متفاوتی را در پیش بگیرید، مسیری که عربستان‌سعودی به‌تدریج و به‌صورت فزاینده به‌سوی آن حرکت کرده است.»

 

منبع: وال‌ا‌ستریت‌ژورنال
نوشته: جارد مالسین
ترجمه: کیهان لندن

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=402146