همزمان با گرم شدن هوا در ایران گزارشهایی از محدودیت تأمین آب آشامیدنی در شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران، کرج، مشهد، اراک، قم، اصفهان، یزد، همدان به علت کمبود منابع آب پشت سدها منتشر شده است. مدیریت ناکارآمد منابع آب، توسعه شتابزده ویلاسازی، رشد جمعیت، برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی و تداوم شش سال خشکسالی از جمله مهمترین دلائل تشدید بحران آب در برخی استانها از جمله تهران اعلام شده است.

خبرگزاری «ایسنا» با ارائه گزارشی از آمار خروجی سدهای کشور نوشته تأمین آب آشامیدنی در شهرهای وابسته به این منابع از جمله تهران، کرج، مشهد، اراک، قم، اصفهان، یزد، همدان و غیره با محدودیت مواجه است.
خبرگزاری «ایسنا» افزوده بر اساس آخرین آمار از وضعیت مخازن سدهای مهم کشور، میزان پرشدگی سدهای مهم کشور ۶۶ درصد است اما در پنج سد درصد همچنان پرشدگی کمتر از ۱۰ درصد است.
در این گزارش آمده بررسی موجودی مخازن سدهای کشور نشان میدهد که به دلیل الگوی مکانی بارشها سهم بارش مؤثر و نیز بارش از نوع برف در برخی مناطق علیرغم افزایش موجودی مخازن سدهایی نظیر سدهای حوضه آبریز کارون کرخه و مرزی غرب موجودی سدهایی مانند سدهای استان تهران مرکزی خراسان رضوی، قم، اصفهان زنجان و همدان در وضعیت نامطلوبی قرار دارند.
این گزارش بر اساس آخرین آمارها از شرکت مدیریت منابع آب ایران نوشته میزان ورودی مخازن کل کشور از ابتدای سال آبی (ابتدای مهرماه) تا دوم خرداد ماه، معادل ۳۸/۷۱ میلیارد متر مکعب بوده که در مقایسه با سال گذشته که عددی معادل ۲۲/۵۴ میلیارد مترمکعب بوده، ۷۲ درصد افزایش داشته است.
همچنین میزان کل خروجی سدهای کشور نیز نسبت به سال قبل ۱۳ درصد افزایش داشته است. حجم آب موجود مخازن اکنون ۳۴/۷۴ میلیارد مترمکعب ثبت شده که این عدد نسبت به سال قبل که عددی معادل ۲۶/۹۹ میلیارد مترمکعب بوده ۲۹ درصد افزایش داشته است. همچنین حجم پرشدگی سدهای کشور نیز تا این تاریخ ۶۷ درصد است.
عبدالله فاضلی فارسانی معاون حفاظت و بهرهبرداری حوضه آبریز فلات مرکزی و شرقی، روز سهشنبه پنجم خردادماه ۱۴۰۵ با تشریح وضعیت وخیم منابع آبی در نیمی از مساحت کشور، گفته سرانه آب تجدیدپذیر در این حوزه به ۴۸۰ مترمکعب رسیده که بسیار پایینتر از آستانه بحران (۹۰۰ مترمکعب) است.
معاون حفاظت و بهرهبرداری حوضه آبریز فلات مرکزی و شرقی افزوده «این حوضه کمآبترین حوضه آبریز کشور است، اما حدود ۴۸ درصد مساحت ایران و حدود ۳۸ تا ۴۰ درصد جمعیت کشور در آن متمرکز است؛ کلانشهرهایی مانند تهران، کرج، قم و مشهد و همچنین شهرهایی مانند کرمان در همین حوضه قرار دارند.»
او با اشاره به تفاوت چشمگیر میان متوسط کشور و وضعیت فلات مرکزی افزود: «سرانه آب تجدیدپذیر کشور به طور متوسط حدود ۱۳۲۰ مترمکعب در سال است، اما در فلات مرکزی این رقم به حدود ۴۸۰ مترمکعب رسیده است؛ یعنی در نیمی از کشور، سرانه بهمراتب پایینتر از آستانه ۹۰۰ مترمکعبِ بحران طبق شاخصهای بینالمللی است و از این منظر، این حوضه در «عمق بحران» قرار دارد.»
عبدالله فاضلی فارسانی همچنین تأکید کرده «اگرچه متوسط بارش کشور نسبت به سال گذشته رشد داشته، اما در حوضه فلات مرکزی، بارشها کمتر از متوسط بوده و سهم این حوضه از بارش ملی جبران نشده است. در برخی مناطق جنوب کرمان بارشهای لحظهای و سیلابی داشتهایم، اما این روانابها عمدتاً از دسترس خارج شده و تأثیر محسوسی بر تغذیه آبخوانهای فلات مرکزی ندارند.»
در این میان وضعیت استان تهران بحرانیتر از دیگر استانها گزارش شده است. به گفته کارشناسان خشکسالی در مناطق شرق و شمالشرق استان تهران وارد مرحلهای عمیقتر و پیچیدهتر با عنوان «خشکسالی هیدرولوژیک» شده که حتی بارشهای مقطعی و سنگین نیز توان احیای سفرههای زیرزمینی و بازگرداندن تعادل آبی در این مناطق را ندارند.
در حالی که بارشها نسبت به سال گذشته بیش از ۷۰ درصد افزایش یافته، استان تهران همچنان با کاهش ۲۹ درصدی نسبت به میانگین بلندمدت روبهرو است و این شرایط موجب فشار بر حوضههای تأمینکننده آب پایتخت شده است.
در چنین شرایطی، خط انتقال آب از سد طالقان به تهران فعال شده و روزانه حدود ۴۳۰ هزار مترمکعب آب به شبکه پایتخت تزریق میکند، اما این رقم تنها ۱۴ درصد از نیاز روزانه تهران را تأمین میکند.
گزارشها هشدار میدهند که عقبنشینی محسوس آب در دریاچه سد طالقان، کاهش حقآبه کشاورزان طالقان و قزوین و شکلگیری کارزار مردمی با بیش از شش هزار امضا برای توقف این طرح، نشانه تشدید بحران است.
کارشناسان حوزه آب معتقدند انتقال آب بدون اصلاح الگوی مصرف و شبکه فرسوده، راهکاری موقت و پرهزینه است و میتواند سرنوشتی مشابه دریاچه ارومیه و زایندهرود رقم بزند.
در همین رابطه مهدی زارع، پژوهشگر و استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی، با تشریح وضعیت منابع آب زیرزمینی شرق استان تهران، تأکید میکند: «وضعیت آبهای زیرزمینی در پهنه شمال شرق و شرق استان تهران، شامل شمیرانات و دماوند، به دلیل ویژگیهای خاص توپوگرافی، ساختار زمینشناسی و از همه مهمتر بارگذاری جمعیتی و توسعه ویلاهای تفریحی، نمادی از بحران خشکسالی هیدرولوژیک است.»
او درباره اثر بارشهای سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ توضیح میدهد: «اگرچه این بارندگیها روانآبهای سطحی موقتی ایجاد کردند، اما به دلیل کوهستانی بودن حوضهها و سرعت بالای تخلیه زهکشها، پتانسیل چندانی برای تغذیه آبخوانهای آسیبدیده نداشتند.»
مهدی زارع با اشاره به بارشهای دو سال اخیر تأکید میکند: «بارندگیهای فصلی سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ هرچند لایه سطحی خاک را مرطوب و چشمههای فصلی را موقتاً احیا کرد، اما به دلیل برداشت سنگین چاهها و نفوذپذیری محدود عمقی در ساختار کوهستانی، نتوانست خشکسالی هیدرولوژیکی این مناطق را از بین ببرد.»
او راهکار اصلی را «انسداد قاطع چاههای غیرمجاز تفریحی و اجرای شبکههای مدرن فاضلاب و بازچرخانی پساب» عنوان میکند.
این کارشناس ارشد افزوده «با رسیدن ورودی سدها به پایینترین حد تاریخی، بار اصلی تأمین آب تهران، پردیس، دماوند و لواسانات مستقیماً بر دوش آبهای زیرزمینی افتاده است. بارندگیها به دلیل خشکی شدید خاک، توان تغذیه سفرهها را ندارند و ورودی آبخوانها تقریباً به صفر رسیده است. در همین حال، حفر چاههای اضطراری برای جبران کسری سدها به معنای مصرف آب استراتژیک و فسیلی در زونهای دماوند، پردیس و لواسان است. بنابراین، سامانه هیدرولوژیکی تهران در سال ۱۴۰۵ نهتنها از خشکسالی عبور نکرده، بلکه در شدیدترین فاز خشکسالی هیدرولوژیکی قرار دارد.»




