در روزهای گذشته رقابتهای سیاسی در میان باقیمانده مقامات جمهوری اسلامی که در فهرست نقطهزنیهای اسرائیل در جریان جنگ ۴۰ روزه قرار نداشتند و یا از حملات نظامی جان سالم بهدر بردهاند افزایش یافته است. اختلافات آنچنان عمیق و جدی است که پیامی منتسب به رهبر سوم جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، منتشر شده که تأکید کرده هر اقدامی که موجب بدبینی مردم شود، کمک به دشمن است!

مرگ علی خامنهای در کنار جنگ و قرار گرفتن جمهوری اسلامی بر سر دوراهی جنگ تا آخرین نفس یا مذاکره و توافق با آمریکا، شکافها در ساختار جمهوری اسلامی را عمیقتر کرده است. از سوی دیگر عمق نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در میان مقامات حکومتی و یقین همگی آنها به وجود «همکاران» و «جاسوسان» سرویس امنیتی اسرائیل در میان «خودی»ها سبب افزایش بیاعتمادیها و گسست بیش از پیش میان جریانات حکومتی شده است.
در این میان موضوع مذاکره و توافق که با ایدئولوژی و خطومشی ۴۷ ساله جمهوری اسلامی در دشمنی با آمریکا مغایرت دارد سبب شده تا جریانات «تندروتر» مواضع تند و تیزی را نسبت به موافقان توافق و همچنین تیم مذاکرهکننده حکومت مطرح کنند.
جبهه پایداری انقلاب اسلامی معروف به «جبهه پایداری» با رهبری معنوی آیتالله مصباح یزدی و حضور اعضایی چون سعید جلیلی، حمید رسایی، مهدی کوچکزاده و امیرحسین ثابتی به عنوان اصولگراترین، یا به بیان دیگر تندروترین، جریان حکومت شناخته میشود، هدایت کننده بخشی از اختلافافکنیها پس از مرگ علی خامنهای و پرچمدار نیروهای جنگطلب بوده است.
این جریان به طور شفاف با پیشبرد مذاکره با آمریکا به شدت مخالف است و از هر دستاویزی برای انتقاد و تخریب تیمی که در دوران پساخامنهای در حال پیشبرد مذاکره هستند استفاده میکند؛ تیمی که چهره محوری آن سردار پاسدار محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی است و دولت پزشکیان نیز با او همراهی میکند.
حمید رسایی نماینده مجلس شورای اسلامی و از اعضای «جبهه پایداری» هفته گذشته در کانال تلگرامی خود خطاب به محمدباقر قالیباف نوشت: «آقای قالیباف، روی دیوار مذاکره با آمریکا یادگاری نوشتن غلط است. امید بستن به آن هم غلط است. ظریف و روحانی که تازه خدای باج دادن و وادادگی در مذاکره بودند هم یک پر کاه از طریق مذاکرات نگرفتند. اشتباه را تکرار نکنید.»
جدا از زدوخوردهای این جریان در شبکههای اجتماعی یا در تریبونهایی که در رسانههای داخلی بهدست میآورند، تجمعات شبانه حکومتی که از چند روز پس از آغاز جنگ ۴۰ روزه -نهم اسفند ۱۴۰۴- تا کنون توسط حامیان جمهوری اسلامی در میادین شهرها برگزار میشود نیز به محل ابراز اعتراضات افراد وابسته به «جبهه پایداری» تبدیل شده است.
این تجمعات در ابتدا با نوحهخوانی و عزاداری برای کشتهشدن علی خامنهای در نخستین روز جنگ ۴۰ روزه آغاز شد اما کمکم به ابتذال کشیده شد و حتی محلی برای برگزاری مراسم عقدکنان دختر و پسرهای بسیجی و ارزشی شد. رقابتها و خطونشانهای سیاسی جریانات نیز در حاشیه این تجمعات شبانه ادامه داشت و البته در کمتر از سهماه این تجمعات به محلی برای برگزاری کنسرت تبدیل شد و در یکی از آخرین نمونهها «قیصر» خواننده لسآنجلسی ضمن بازگشت به ایران در یکی از این تجمعات در پایتخت به اجرای موسیقی -با محتوایی همسو با حکومت- پرداخت!
حامیان «جبهه پایداری» در این تجمعات با سر دادن شعارهایی علیه آمریکا و مذاکرهکنندگان یا در دست داشتن پلاکاردهایی نظرات این جریان را برجسته میکنند. همچنین شخصیتهای این جریان از حمید رسایی تا امیرحسین ثابتی نیز با حضور در جمع مردم مخالفت خود با آنچه در رأس حکومت برای مذاکره با آمریکا در جریان بود را ابراز میکنند.
دو روز پیش «ایران اینترنشنال» به نقل از منابع آگاه اعلام کرد هواداران «جبهه پایداری» از حضور در تجمعات حامیان حکومت منع شدهاند؛ از جمله افرادی که در تجمعات شبانه، با پلاکاردهایی در مخالفت با هرگونه امتیازدهی در پرونده هستهای شرکت میکردند، از شرکت در این برنامهها منع شدهاند.
به گزارش «ایران اینترنشنال» این تصمیم در پی درخواست مسعود پزشکیان رئیس دولت در جمهوری اسلامی و محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی، اتخاذ شده است.
«ایران اینترنشنال» آخر فروردینماه امسال نیز گزارش داد که محمدباقر قالیباف در جلسهای با مشاورانش، بهتندی از مخالفان توافق با آمریکا و «برخی فعالان همسو با «جبهه پایداری» انتقاد کرده و افرادی چون سعید جلیلی و امیرحسین ثابتی را «شبهنظامیان افراطی» توصیف کرده و هشدار داده است آنها «ایران را نابود خواهند کرد».
جریان «جبهه پایداری» اما از راههای دیگری برای تنشزایی در حکومتی که طی سه ماه گذشته با ازهمگسیختگی شدید ساختاری روبرو شده استفاده میکنند. یکی از اقدامات جدید آنها تلاش برای استیضاح ستار هاشمی وزیر ارتباطات دولت پزشکیان به علت بازگشایی دوباره اینترنت فیلتر شده در ایران است.
اینترنت جهانی در ایران از نخستین ساعات پس از آغاز جنگ در نهم اسفندماه قطع شد و در نهایت با مصوبهای از سوی دولت که توسط مسعود پزشکیان به وزارت ارتباطات ابلاغ شد اینترنت بازگشایی شد؛ با کیفیتی بدتر و محدودیتهایی بیشتر نسبت به روزهای پیش از جنگ!
اختلافات در ساختار نیمبند جمهوری اسلامی آنقدر جدی است که اظهارنظرها و تهدیدها علنی شده و در رسانههای داخلی بازتاب مییابد.
برای نمونه روزنامه «جمهوری اسلامی» در شماره روز شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ با انتقاد از جریانات و افرادی که تجمعات شبانه حکومت را به «انحراف» میکشانند نوشته «نغمههای شوم تفرقه، ایجاد بدبینی نسبت به مسئولین، کارشکنی در روند مذاکره و شعارهائی که در بعضی تجمعات علیه این و آن داده میشوند یا به صورت تابلو در معرض دید قرار میگیرند، قطعاً به نفع دشمنان هستند.»
در بخشی از این مطلب آمده «عناصر مرموزی در حال تشدید این جریان انحرافی هستند و با قیافهای حق به جانب به آتش اختلاف دامن میزنند. با این آفت بسیار خطرناک باید مبارزه شود تا تجمعات به عنوان مظهر قدرت ایران مصون بمانند و تا زمانی که لازم است ادامه یابند.»
همزمان روزنامه «اطلاعات» نیز در مطلبی نوشته «به تیم دیپلماسی اعتماد کنیم؛ آنها هیچ تصمیمی برخلاف نظر رهبری نمی گیرند» و خواستار «پرهیز از دودستگی و تفرقه و جلوگیری از هر حرف و حرکت و شعار و اقدامی که خلاف حفظ انسجام ملی باشد» شده است.
مصطفی هاشمیطبا فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتگو با «خبرآنلاین» گفته است «نهادهای مسئول از جمله دستگاه قضایی و دادستانی باید نسبت به افرادی برخلاف تصمیمات و مصالح کلان کشور عمل میکنند، به ترویج اختلاف و تفرقه دامن میزنند و این دیدگاهها را در مجامع عمومی تبلیغ میکنند، ورود کرده و در صورت احراز تخلف، با آنها برخورد قانونی داشته باشند.»
رسول منتجبنیا، فعال سیاسی شناختهشده اصلاحطلب و دبیرکل «حزب جمهوریت ایران اسلامی» نیز انتقادهای نمایندگان جبهه پایداری مانند حمید رسایی و امیرحسین ثابتی را «پاس گل به دشمن» خوانده و گفته «بیمعنی است که یک نماینده مجلس حرفی بزند که خارج از قواره نظام باشد.»
اختلافات اما آنچنان عمیق و علنی شده که در دو پیام اخیر منتسب به رهبر سوم جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، هشدارهایی به جریانات اختلافافکن داده شده است.
هفتم خرداد، در سالروز آغاز به کار نخستین دوره مجلس شورای اسلامی، در پیامی که به نام مجتبی خامنهای منتشر شد بر «پرهیز از اختلافافکنی و تقویت وحدت» تأکید و آمده بود نمایندگان باید «بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند.»
چهاردهم خردادماه و در سالروز مرگ روحالله خمینی رهبر انقلاب۵۷، پیام دیگری منتسب به مجتبی خامنهای منتشر شد که در آن با صراحت بیشتری آمده بود «هر اقدامی که موجب بدبینی مردم شود، کمک به دشمن است.»
رهبر سوم جمهوری اسلامی نوشته بود «دشمن در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز است: یکی تابآوری مردم و دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است.»
همچنین تأکید شده بود «نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد.»
اینهمه نشان میدهد اختلافات در جمهوری اسلامی به حدی عمیق و برای حیات جمهوری اسلامی به تهدیدآمیز شده که در پیامهای منسوب به رهبری که همچنان پس از سه ماه در انظار عمومی ظاهر نشده نیز با صراحت به آن پرداخته شده است.




