فیروزه نوردستروم- چهار سال پس از قتل حکومتی مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد در تهران و شکلگیری جنبش «مهسا» با شعار «زن زندگی، آزادی» تقابل بر سر حجاب اجباری، همچنان یکی از مهمترین عرصههای مناقشه میان حکومت و بخش بزرگی از جامعه ایران است. با وجود اینکه قوانین پوشش اسلامی در ساختار رسمی تغییر نکرده است اما شمار فزایندهای از زنان، بهویژه در شهرهای بزرگ، بدون حجاب اجباری در خیابانها، کافهها، مراکز خرید و حتی برخی رویدادهای اجتماعی و مسابقات ورزشی ظاهر میشوند. با این وجود، مقامات و نهادهای دولتی همچنان بر اجرای قوانین حجاب اجباری تأکید دارند.

برخی گزارشهای منتشرشده در شهریورماه از تلاش برای تشدید نظارت بازگرداندن گروههای تذکر و ناظر به مراکز تجاری، خدماتی و اداری در شهریور ۱۴۰۵ حکایت دارد.
همچنین در روزهای گذشته سازمان بسیج دانشآموزی که زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت میکند، کارزاری با عنوان «یاوران ولایت» به اجرا گذاشته است. هدف از اجرای این طرح تربیت دهها هزار «فرمانده دانشآموزی» برای پیشبرد «نبرد فرهنگی» اعلام شده است.
در همین ارتباط ابوالفضل موسویپور، رئیس پلیس راهور تهران بزرگ، با حضور در یک نشست خبری اعلام کرد که یکی برنامههای پلیس راهور تهران بزرگ در آستانه بازگشایی مدارس، حضور نیروهای پلیس زن در مقابل مدارس دخترانه است.
چندی پیش هم قوه قضاییه علیه برگزارکنندگان دو ماراتن در بوستان «ولایت» اعلام جرم کرد. حضور زنان بدون حجاب اجباری در مسابقه دوی ۱۰ کیلومتر تهران موجی از واکنشها و برخوردهای قضایی را از سوی مقامات و نهادهای حکومتی در پی داشت.
اما این فشارها تنها متوجه زنان نیست گزارشهای بسیاری از از پلمب و تعطیلی کسبوکارهای خصوصی از جمله کافهها، رستورانها، فروشگاهها، باشگاههای ورزشی و دیگر واحدهای تجاری به دلیل پوشش اختیاری مشتریان یا کارکنان، خبر میدهند. این اقدامات دامنه فشارهای مربوط به حجاب اجباری را از دایره فردی به حوزه معیشت عمومی و بخش خصوصی گسترش داده است.
یک خانم معمار شاغل در یک شرکت مهندسی نیمه دولتی در تماس با «کیهان لندن» خبر داده که مأموران حراست با مراجعه به ادارات و شرکتها و وزارتخانهها و گرفتن تعهد کتبی برای حفظ حجاب اسلامی و تهدید به اخراج از کار در صدد بازگشت به سالهای آغازین انقلاب ۵۷ هستند.
او در ادامه توضیح داده است: «امروز ریختند در شرکتها و وزارتخانههای مرتبط به شهرداری تهران از خانمها تعهد حجاب گرفتند. در شرکت محل کارم چند نفر از همکارانم را خواستند و از آنها تعهد کتبی گرفتند برای نداشتن ناخن و آرایش و داشتن حجاب اسلامی. از دیروز -۲۴ شهریور- دارند برای حجاب دوباره گیر میدهند و به همه شرکتها و دفاتر میروند و از خانمهای کارمند تعهد کتبی میگیرند. البته میزان مقاومت خانمها نیز بسیار بالاست.»
یک عکاس جوان ساکن شیراز نیز به «کیهان لندن» میگوید: «در شیراز من خودم ندیدم به کسی گیر بدهند اما من هم شنیدهام در برخی شهرها مثل اصفهان و مشهد و حتی تهران دارند شروع میکنند؛ تذکر میدهند یا حتی مانع ورود خانمهای بدون حجاب به ادارات میشوند. البته به صورت کلی در خیابان، خیلی جاها ماشینهای زرهپوش را میتوان دید.»
این شهروند اهل شیراز معتقد است: «اگر بخواهید یک مقایسه کنید به جز تهران زنان و دختران در کدام یک از شهرها از نظر آزادی پوشش، زنان و دختران، جرات و جسارت بیشتری داشتند و دارند جلوی متحجرهای مذهبی سینه سپر میکنند؟ من معتقدم شهرهای شمالی و شیراز.»
از در پاسخ به این پرسش که «آیا ممکن است با اعمال فشار و حذف خدمات اجتماعی، زنان و دختران را دوباره مجبور به رعایت حجاب اجباری کنند؟» میگوید: «به نظرم شروع به فشار آوردن میکنند. نمیدانم مثل روزهای اول انقلاب ۵۷ خواهد شد یا نه اما فراموش نکنید که در تمام کشور، مأموران آنها چندین ماه است که در خیابانها هستند و نیازی نیست که مثل گذشته نیروی انتظامی و بسیج را بیاورند. کافی است همینها شروع کنند به مردم گیر بدهند و مردم را اذیت کنند. استراتژی اینها این است که با حضور مداوم و گسترده نیروها و وابستگانشان در خیابانها، اماکن و مراکزی که در گذشته کانون شکلگیری اعتراضها و تجمع مردم بوده، اصولا نگذارند که در این مراکز، تجمعی شکل بگیرد که بعد نیازی به برخورد و سرکوب باشد. در واقع، عملا شهرها را دارند به صورت شبه حکومت نظامی اداره میکنند. البته حکومت نظامی نه به عنوان منع رفت و آمد، اما هر جایی که تجمعات شبانه هست، چندین نیروی عملیاتی ضد شورش و بسیج و امنیتی هم با ماشینها و ادوات عملیاتی شان هم مستقر است!»
یک کارمند میانسال شاغل در یک بنگاه معاملات املاک در شهر «پردیس» در شرق تهران هم درباره احتمال فشار و حذف خدمات اجتماعی زنان و دختران برای تحمیل حجاب اجباری با اطمینان میگوید: «نمیتوانند. چیزی که در نسل امروز میبینم اصلا راه نمیدهند کسی به آنها زور بگوید. نسل زِد بچههای خیلی متفاوتی هستند. حکومت دوست دارد اینجا را به کره شمالی تبدیل کند اما نمیتواند. بولد کردن گیر حجاب در ذهن مردم ترس بیشتر ایجاد میکند. نسل جدید خیلی با ماها فرق دارند. خیلی بیشتر از آنچه که ما با گذشتگانمان داشتیم.»
او اضافه میکند: «در حال حاضر اغلب مردم نه تلویزیون میبینند و نه به سینما میروند. سینمای پردیس با ۳ سالن در محله ماست. خیلی وقتها جمعیتش به حد نصاب پخش فیلم نمیرسد، بسیجیهای مساجد و مهد قرآن را سهشنبهها، گلهای به این سینما میفرستند که ارزانتر است.»
او در پایان با لبخند میگوید: «همه چشم به راه بیبی هستند او در ایران حتی از کشور خودش بیشتر طرفدار دارد.»
یک خانم اهل سبزوار ساکن کرج نیز در گفتگو با «کیهان لندن» بازگشت به حجاب اجباری را امری بعید و دور از ذهن میداند و معتقد است: «بعید میدانم یا بهتر بگویم انحرافی است که اصلاحاتیها راه میاندازند و دروغ است. چون در پرچم گردانی و عرعرهای شبانه روزیشان که پر از مأمور است. بدون حجاب و با پوشش خیلی باز و راحت از کنار آنها رد شدهام و آنها به هیچ عنوان، کاری به من نداشتند.»
او اضافه میکند: «در طول سه ماه اخیر، برای دیدن پدر مادرم، ۱۰ بار به سبزوار رفتم، دقیقا جایی کار داشتم که محل عرعر همیشگی آنهاست، دخترها با شلوار خیلی کوتاه با تیشرت باز آستین کوتاه، یقهها همه باز، موها رها بدون حتی شال دور گردن؛ اصلا شال و روسری نداشتند، درست از جلوی مأموران قاتلشان عبور میکردیم. اصلا هیچ کاری نداشتند. حتی یک بار عمدا از یکی از آنها آدرس پرسیدم ببینم چیکار میکنند. آدرس داد. الان دو هفته هست که من هر روز به خاطر یک سری کار قانونی به سبزوار میروم. هر شب، خیابانهای این شهر تجمعهای شبانه آنها برقرار است، سبزوار مثلا یک شهر مذهبی هست اما سه چهارم دختر و زنان این شهر اصلا حجاب ندارند، کسی هم به آنها کاری ندارد.»
این خانم جوان در ادامه آهی میکشد و با بغض میگوید: «ولی به معنای واقعی زیر بار گرانی له شدیم. هیچ چیز برای خوردن نمیتوانیم بخریم؛ بقیه چیزها پیشکش! من خودم یک روز در میان غذا میخورم؛ آن هم چرت و پرت. ما بین این اشغالگرا و ترامپ مودی گیر افتادیم. اگر جنگ ۴۰ روزه را ادامه میداد الان آزاد بودیم ولی فرصت داد خودشان را بازسازی کنند. هم روحی هم مالی، بدبخت ما مردم.»
او در ارتباط با احتمال بازگشت حجاب اجباری و تحمیل زنان با اعمال فشار و حذف خدمات اجتماعی با قاطعیت میگوید: «اصلا این کار را نمیکنند. همه اینها نمایشی است برای حاشیهسازی که قطعا کار اصلاحطلبهاست، شک نکنید.»
یک شهروند ساکن کرج هم که خود را یک فارغالتحصیل بیکار معرفی میکند، در این ارتباط معتقد است: «شاید بتوانند فشار بیاورند ولی نتیجهای نمیگیرند، چون کنترل اوضاع از دستشان خارج شده و در شرایطی که الان به آن دچار هستند نمیتوانند یا نمیخواهند یک جبهه جدید علیه خودشان باز کنند چون خودشان در شرایط حساستری هستند.»
این شهروند میانسال اضافه میکند: «به نظرم موضوع حجاب، دیگر راه عقبگرد ندارد. کمی ممکن است مقاومت بکنند یا تلاش کنند حداقل نشان بدهند به اوضاع مسلط هستند ولی وضعیت دیگر به اوضاع سابق برنمیگردد، البته تا وقتی قانون حجاب هست، این قبیل فشارهای روانی بر زنان هم برقرار است. الان حجاب اجباری لغو نشده که، فقط مقاومت زنهاست که حاکمیت را فعلا وادار به عقبنشینی کرده ولی تا وقتی جمهوری اسلامی پابرجاست، قانون حجاب هم هست و این قانون فقط با رفتن جمهوریاسلامی تغییر میکند.»
اگرچه فشارهای قضایی تاکنون نتوانسته است حضور زنان را بدون حجاب اجباری متوقف کند اما سازوکارهای جدید مقامها و جریانهای سیاسی حاکمیتی برای تقویت سازوکارهای اجرایی حجاب اجباری بر کنترلهای هوشمند، جریمههای سنگین مالی، محرومیتهای اجتماعی و پلمب واحدهای تجاری بدون بازگشت کامل به الگوی سابق گشت ارشاد تمرکز دارد. در آنسو واقعیت اجتماعی ایران بسیار پیچیدهتر از بازگشت ساده به قوانین رسمی گذشته یا پافشاری بر اجرای آنها است و این تعارض کاملا مشهود است.




