«مرکاوا»؛ تانکی که جنگ‌های مدرن را با حفاظت از جان سربازان به عنوان گرانبهاترین سرمایه دوباره تعریف کرد

- اسرائیل از نخستین روزهای ساخت «مرکاوا» نشان داد که می‌توان با تلفیق فناوری، تجربه میدانی و توجه به جان نیروها، یک سامانه زرهی ساخت که هم پیشرفته باشد و هم در میدان واقعی نبرد جان خدمه‌ را حفظ کند. جمهوری اسلامی ایران اما از دوران جنگ با عراق تا امروز، دکترین متفاوتی را دنبال کرده است: تربیت نیروهایی که آماده جانفشانی باشند و برای پیروزی نه با کمترین تلفات، بلکه با بیشترین «شهادت‌طلبی» تلاش کنند و البته پیروز هم نشوند!
- «مرکاوا مارک ۱» در ۱۹۷۹ وارد میدان شد و اولین آزمون بزرگش جنگ لبنان بود. نسخه «مارک ۲» زره قوی‌تری داشت؛ و «مارک ۳» مجهز به توپ قدرتمند ۱۲۰ میلی‌متری، دارای کنترل آتش مدرن و موتوری قوی‌تر شد؛ یعنی به کار گرفتن همه نکاتی که از نبرد واقعی با حزب‌الله و گروه‌های چریکی آموخته شده بود. اما نقطه عطف واقعی، «مرکاوا مارک ۴» بود. حالا اسرائیل نسل پنجم «مرکاوا» را رونمایی کرده است.
- راز ماندگاری «مرکاوا» در همین فلسفه نهفته است: یک تانک فقط یک ماشین نیست؛ یک سیستم کامل است که جان خدمه‌اش را بالاتر از همه‌ چیز می‌داند. وقتی آموزش خدمه پرهزینه و زمانبر است، هیچ چیز ارزشمندتر از حفاظت آنها نیست.
- اینهمه باید نیروهای نظامی ایران را به فکر وادارد که آیا واقعاً می‌خواهند به‌ عنوان گوشت دم توپ جمهوری اسلامی قربانی شوند تا آیت‌الله‌ها بتوانند به حکومت خود ادامه دهند؛ آنهم به بهای جان آنها؟!

سه شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۰۸ ژوئیه ۲۰۲۵


پتکین آذرمهر – در دنیایی که جنگ‌ها هر روز پیچیده‌تر و مرز میان نبردهای کلاسیک و چریکی کمرنگ‌تر می‌شود، فلسفه ساخت و تکامل تانک مرکاوای اسرائیل، بهترین نماد تفاوت عمیق میان دو نگاه به جنگ است؛ نگاهی که در آن، جان سربازان گرانبهاترین سرمایه است و طراحی تجهیزات و تاکتیک‌ها همه در خدمت حفظ این سرمایه‌اند. اسرائیل از نخستین روزهای ساخت «مرکاوا» نشان داد که می‌توان با تلفیق فناوری، تجربه میدانی و توجه به جان نیروها، یک سامانه زرهی ساخت که هم پیشرفته باشد و هم در میدان واقعی نبرد جان خدمه‌ را حفظ کند.

دو سرباز اسرائیلی روی تانک مرکاوا / ۲۸ نوامبر ۲۰۲۳ / رویترز

این در حالیست که در سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران از دوران جنگ با عراق تا امروز، دکترین متفاوتی را دنبال کرده است: تربیت نیروهایی که آماده جانفشانی باشند و برای پیروزی نه با کمترین تلفات، بلکه با بیشترین «شهادت‌طلبی» تلاش کنند و البته پیروز هم نشوند! شاید همین تفاوت است که امروز «مرکاوا» را نه فقط یک تانک، بلکه نماد یک فلسفه نظامی می‌کند؛ فلسفه‌ای که می‌گوید در میدان جنگ مدرن، بقای سربازان است که سرنوشت نهایی را رقم می‌زند.

«مرکاوا» فراتر از یک تانک

در نخستین روزهای تهاجم روسیه به اوکراین، وقتی ستون عظیم تانک‌های روسی در راه کی‌یف به شکلی تحقیرآمیز متوقف شد، بسیاری، از جمله خود من — با خود فکر کردند که شاید دوران تانک‌ها به پایان رسیده باشد. پهپادها و موشک‌های هدایت‌شونده دقیق، این غول‌های زرهی را که روزگاری نماد قدرت نظامی بودند، به شکارهایی سنگین و کند تبدیل کرده‌ است. یادم هست همان زمان در شبکه تلویزیونی که با آن همکاری می‌کردم گفتم که باید در نقش تانک به‌ عنوان سلاحی مدرن در جنگ‌های امروزی بازنگری شود. حتی در ذهنم تصور می‌کردم که با پیشرفت موشک‌های دوربرد و دقیق و پهپادها، تانک‌ها بیشتر به درد موزه‌ها خواهند خورد تا میدان‌های نبرد مدرن.

اما جنگ‌های اخیر در غزه و نقش پررنگ تانک «مرکاوا»ی اسرائیلی نشان داد که این پایان داستان تانک‌ها نیست؛ دست‌کم نه برای همه‌شان. «مرکاوا» با طراحی متفاوت و تکامل بی‌وقفه‌اش، ثابت کرد اگر تانک‌ها درست ساخته شوند، همچنان می‌توانند در سخت‌ترین نبردهای شهری و نامتقارن برگ برنده میدان باشند.

زاده‌ی ضرورت

دراواخر دهه ۱۹۷۰، اسرائیل که پس از جنگ شش‌ روزه ۱۹۶۷ فهمیده بود اتکای بیش از حد به تأمین‌کنندگان خارجی یک ریسک بزرگ است، تصمیم گرفت تانک خودش را بسازد. بعد از آنکه بریتانیا و فرانسه تحت فشار کشورهای عربی فروش تانک به اسرائیل را متوقف کردند، اسرائیلی‌ها می‌دانستند که نباید به کشورهای خارجی وابسته باشند.

در این میان، ژنرال یسرائیل تال با ایده‌ای متفاوت پروژه طراحی و ساختن تانک مرکاوا را به عهده گرفت. فلسفه تال ساده بود: حفاظت خدمه مقدم بر همه‌چیز است. از همینجا بود که «مرکاوا» متولد شد؛ تانکی با موتور جلو که خودش یک سپر اضافه بود، زره ماژولار که در میدان نبرد به‌ سرعت تعویض می‌شد، و فضایی که می‌توانست مجروحان یا نیروهای پیاده را حمل کند ؛ چیزی که در تانک‌ها تا آن زمان بی‌سابقه بود.

از بیابان‌های لبنان تا کوچه‌های غزه

«مرکاوا مارک ۱» در ۱۹۷۹ وارد میدان شد و اولین آزمون بزرگش جنگ لبنان بود. با وجود نواقص اولیه، تجربه جنگ باعث شد نسل‌های بعدی «مرکاوا» مدام ارتقا یابند. نسخه «مارک ۲» زره قوی‌تری داشت؛ و «مارک ۳» مجهز به توپ قدرتمند ۱۲۰ میلی‌متری، دارای کنترل آتش مدرن و موتوری قوی‌تر شد؛ یعنی به کار گرفتن همه نکاتی که از نبرد واقعی با حزب‌الله و گروه‌های چریکی آموخته شده بود.

اما نقطه عطف واقعی، «مرکاوا مارک ۴» بود؛ تانکی که در اوایل دهه ۲۰۰۰ به‌ دنیا آمد تا با موشک‌های هدایت‌شونده پیشرفته مقابله کند. شاید مهم‌ترین نوآوری این نسل، سپر دفاع فعال «تروفی» بود؛ سامانه‌ای که موشک‌های ورودی را پیش از رسیدن به زره، در هوا منفجر می‌کند. این یعنی دشمن حتی اگر موشک ضدتانک «کورنت» روسی هم داشته باشد، باز هم نمی‌تواند مطمئن باشد که تانک را از پا درمی‌آورد.

در نبردهای پرتنش غزه، «مرکاوا مارک ۴» تبدیل به قلب نبرد زمینی اسرائیل شد. این تانک‌ها بارها توانستند نیروهای پیاده را در کوچه‌های باریک پشتیبانی کنند، زخمی‌ها را زیر آتش سنگین تخلیه کنند و حتی با پهپادها و واحدهای شناسایی ارتباط لحظه‌ای داشته باشند. در جنگی که موشک و پهپاد حرف اول را می‌زنند، «مرکاوا» ثابت کرد هنوز جایی برای غول‌های زرهی باقی مانده البته اگر درست طراحی شده باشند.

چرا «مرکاوا» منحصر به‌ فرد است

راز ماندگاری «مرکاوا» در همین فلسفه نهفته است: یک تانک فقط یک ماشین نیست؛ یک سیستم کامل است که جان خدمه‌اش را بالاتر از همه‌ چیز می‌داند. وقتی آموزش خدمه پرهزینه و زمانبر است، هیچ چیز ارزشمندتر از حفاظت آنها نیست. همین فلسفه، روحیه خدمه را بالا نگه می‌دارد و زنجیره تجربه را قطع نمی‌کند. اسرائیلی‌ها می‌گویند «این تانک نیست که نبرد را می‌برد بلکه خدمه تانک است».

«مرکاوا» به‌ خوبی با جنگ‌های نامتقارن شهری سازگار شده است؛ در حالی که تانک‌های جنگ سرد برای نبرد در دشت‌های اروپا طراحی شده بودند، «مرکاوا» در کوچه‌های پر پیچ و خم و نامنظم امتحانش را پس داده است.

آینده؛ وقتی تانک یک مرکز فرماندهی است

حالا اسرائیل نسل پنجم «مرکاوا» را رونمایی کرده: «باراک»؛ تانکی که بیشتر شبیه به یک مرکز فرماندهی زرهی متحرک است. ترکیب هوش مصنوعی، پهپادهای یکپارچه، حسگرهای چندطیفی و شناسایی خودکار اهداف، تانک را به بخشی از یک شبکه زنده نبرد تبدیل کرده است؛ جایی که زره، آتش، اطلاعات و نیروی انسانی یک مجموعه واحد را تشکیل می‌دهند.

یک درس برای آینده

«مرکاوا» تنها یک پروژه مهندسی موفق نیست، بلکه  انطباق فناوری با اهداف استراتژیک است. از آغاز، این تانک برای پیروزی با داشتن تعداد برتر یا سرعت بیشتر طراحی نشده بود؛ بلکه حفاظت از خدمه، انعطاف‌پذیری و برتری فناوری را در اولویت قرار می‌داد. این ترکیب تجربه میدانی و نوآوری مداوم، «مرکاوا» را به یکی از مؤثرترین تانک‌های نمونه در جنگ‌های مدرن تبدیل کرده است.

با تغییر میدان‌های نبرد به سمت نبردهای نامنظم و شهری، فلسفه طراحی «مرکاوا» می‌تواند الگویی برای نیروهای زرهی در سراسر جهان باشد.

با اینهمه باید یادآور شد که پیروزی واقعی در میدان نبرد تنها به سخت‌افزار وابسته نیست. موفقیت نهایی در گرو عملیات‌های ترکیبی با برنامه‌ریزی و اجرای دقیق است؛ جایی که اطلاعات ماهواره‌ای، قدرت هوایی، نیروی پیاده، پشتیبانی لجستیک و اطلاعات لحظه‌ای، سرنوشت نبرد را رقم می‌زنند.

دکترین نظامی اسرائیل کاملاً در نقطه مقابل جمهوری اسلامی قرار دارد. اسرائیل بیشترین اولویت را به حفاظت از جان سربازانش می‌دهد و تلاش می‌کند اهداف نظامی خود را با کمترین تلفات ممکن تحقق بخشد. در مقابل، جمهوری اسلامی از زمان جنگ با عراق تا کنون، شیوه‌ای مبتنی بر تزریق ایدئولوژی به نیروها و آماده‌ ساختن آنها برای «شهادت» و درواقع استفاده از آنان به عنوان گوشت دم توپ در پیش گرفته است. به بیان دیگر، پیروزی از مسیر قربانی کردن انبوه نیروهای انسانی.

ژنرال مشهور آمریکایی، جرج اس. پتن، جمله معروفی دارد: «هدف جنگ این نیست که تو برای کشورت کشته شوی، بلکه اینست که کاری کنی تا آن حرامزاده‌ی طرف مقابل برای کشورش کشته شود!»

این جمله باید تلنگری باشد برای نیروهای نظامی ایران: آیا واقعاً می‌خواهند به‌ عنوان گوشت دم توپ جمهوری اسلامی قربانی شوند تا آیت‌الله‌ها بتوانند به حکومت خود ادامه دهند  آنهم به بهای جان آنها؟!

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲۰ / معدل امتیاز: ۴٫۶

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=381321