روزنامه «والاستریت ژورنال» در گزارشی تحلیلی به قلم رائول مارک گرشت و ری تکیه مینویسد، جنگ ۱۲ روزه به شدت جمهوری اسلامی را ضعیف کرده و حکومت وادار خواهد شد تا نهادهایی بسازد که بقای انقلاب را تضمین کند.

در مقدمه این گزارش که ۲۳ ژوئیه (اول مرداد ۱۴۰۴) منتشر شد آمده، همه جنگها پیامدهایی دارند، بهویژه برای طرف شکست خورده، برای جمهوری اسلامی ایران؛ «جنگ ۱۲ روزه» به اندازه جنگ با عراق [از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸] برای حکومت ایران ویرانگر و جانفرسا نبود. در آن جنگ صدها هزار نفر کشته شدند و ضربات روحی میدان نبرد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی -رکن اساسی حکومت دینی- را تا مرز فروپاشی برد، اما آن نبرد فرصتی نیز فراهم آورد: آن تلاش منجر به ساخت نهادهایی شد که بقای انقلاب را تضمین کردند.
در مقابل، جنگ ۱۲ روزه، سران این نهادها را به شدت تضعیف کرد و به نظر میرسد نسل جدیدی از فرماندهان را وارد میدان خواهد کرد که به مراتب «بیسوادتر» از فرماندهان قبلی هستند، نه از نظر تحصیلی، بلکه از نظر فکری.
این افراد آثار مکتوب اندکی دارند، چراکه نیازی نمیبینند خود را برای مردم کشورشان یا جهان خارج توضیح دهند. آنها از گروههای تندرویی مانند «جبهه پایداری» و لایه دوم سپاه پاسداران برخاستهاند. از افرادی چون سعید جلیلی، مذاکرهکننده سابق هستهای با دیدگاههای سختگیرانه و غیرقابل انعطاف الهام میگیرند. در نهادهای امنیتی، مجلس، و مراکز آموزشی مستقل خود حضور دارند. آنها دولت پنهان خود را ساختهاند، با ایدئولوژی و ساختار خاص خود.
در انقلاب اسلامی ۱۳۵۸–۱۳۵۷، روحالله خمینی و بسیاری از یاران کلیدی او برای کسانی که ایران را مطالعه کرده بودند، شخصیتهای ناشناختهای نبودند. آنها اهداف و انگیزههایشان را بیان کرده بودند.
نویسندگان این گزارش معتقدند «صرف نظر از اینکه رژیم چقدر تلاش کند بر طبل ملیگرایی ایرانی بکوبد، احتمال اینکه بتواند حمایت عمومی را به دست آورد، اندک است.» آنها با اشاره به نقش مقامات و آخوندهای حکومتی در سرکوب خشن مردم مینویسند: این میزان خشونت پیوند بین جامعه و حکومت را بهطور دائم گسسته است. حتی حملات هوایی اسرائیل و آمریکا هم نمیتواند این پیوند را بازسازی کند.
درواقع، نسل جدید سپاه پاسداران با آمادگیشان برای اعمال خشونت دائمی علیه مردم خود تعریف میشود. این افراد دو تعهد اساسی دارند:
۱) برنامه ساخت بمب هستهای، و ۲) استراتژی جنگ نیابتی طراحیشده توسط قاسم سلیمانی، فرمانده «تاریک نهاد» سپاه که در سال ۲۰۲۰ با حمله پهپادی آمریکایی در بغداد کشته شد.
حملات اسرائیل به این نیروهای نیابتی از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، محوری را که قاسم سلیمانی علیه اسرائیل و آمریکا بنیان نهاد، بهشدت تضعیف و شاید برای همیشه فلج کرده باشد. اما جاهطلبیهای هستهای همچنان زندهاند.
نویسندگان بر این باورند که از این پس، بعید است جمهوری اسلامی تاسیسات بزرگ غنیسازی مانند نطنز بسازد یا برای محافظت از داراییهای اتمی خود بر کوهها تکیه کند. توانایی شناسایی ماهوارهای و هوایی آمریکا و اسرائیل بسیار پیشرفته است، و ساخت تاسیسات زیرزمینی جدید زمانبر است. راهکار بهتر اکنون استفاده از سایتهای متعدد، کوچک و قابل اختفا در سطح زمین است – به شرطی که رژیم بتواند جاسوسان خارجی در ایران را خنثی کند.
نویسندگان این گزارش عنوان میکنند، رژیم ایران و اسرائیل درگیر یک نبرد اطلاعاتی مرگبار هستند. در دوران جنگ سرد، سرویسهای اطلاعاتی غرب و شوروی مدام درگیر یکدیگر بودند، اما سرنوشت جهان به ندرت به این بازیها وابسته بود. دکترین «بازدارندگی متقابل تضمینشده» (MAD) قدری آسودگی خاطر ایجاد میکرد. اما اسرائیلیها کمتر مطمئناند که این تهدید در برابر بنیادگرایان جمهوری اسلامی کارآمد باشد.

