نزاع‌های اپوزیسیون الهام‌بخش نیست، فرساینده است

- نیروهای مختلف اپوزیسیون از پادشاهی‌خواه تا جمهوری‌خواه سال‌هاست بیش از آنکه درگیر صورت‌بندی آینده باشند، درگیر روایت‌های حل‌نشده‌ی گذشته‌اند. روایت‌هایی که اغلب با خشم، نوستالژی، احساس تحقیر یا طلب انتقام آمیخته‌اند و به‌جای آنکه به فهم تاریخ کمک کنند، به مانعی برای همگرایی بدل شده‌اند.
- مسئله اما صرفا «یادآوری گذشته» نیست، بلکه نوعی زیستن عاطفی در گذشته است. بازتولید مداوم شکست‌ها و پیروزی‌ها، بدون نقد عقلانی آن‌ها، چیزی شبیه بازآفرینی یک ترومای جمعی شده است.
- عبور از گذشته به‌معنای پاک‌کردن حقیقت یا نادیده‌گرفتن مسئولیت‌ها نیست، بلکه به‌معنای رهایی از اسارت عاطفی آن است. گذشته فقط زمانی قابل ترمیم است که از جایگاه آینده به آن نگاه شود، نه زمانی که آینده قربانی حساب‌کشی‌های حل‌نشده‌ی دیروز شود.
- مسئله این نیست که نسل جوان فاقد ظرفیت تاریخی است، بلکه مسئله این است که روایت‌های مسلط گذشته، به‌جای گشودن افق کنش، او را میان احساس بی‌اثری و بی‌اعتمادی معلق نگه داشته‌اند.

پنج شنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۱ ژانویه ۲۰۲۶


سیروس ملکوتی – زمان آن رسیده است که بپذیریم بخش مهمی از بحران اپوزیسیون جمهوری اسلامی نه صرفا سیاسی، بلکه عاطفی و ذهنی است. نیروهای مختلف اپوزیسیون از پادشاهی‌خواه تا جمهوری‌خواه سال‌هاست بیش از آنکه درگیر صورت‌بندی آینده باشند، درگیر روایت‌های حل‌نشده‌ی گذشته‌اند. روایت‌هایی که اغلب با خشم، نوستالژی، احساس تحقیر یا طلب انتقام آمیخته‌اند و به‌جای آنکه به فهم تاریخ کمک کنند، به مانعی برای همگرایی بدل شده‌اند.

مسئله اما صرفا «یادآوری گذشته» نیست، بلکه نوعی زیستن عاطفی در گذشته است. بازتولید مداوم شکست‌ها و پیروزی‌ها، بدون نقد عقلانی آن‌ها، چیزی شبیه بازآفرینی یک ترومای جمعی شده است. در این وضعیت، نیروهای سیاسی به‌جای درمان، مدام زخم‌های یکدیگر را باز می‌کنند و مسئولیت بن‌بست تاریخی را به گردن دیگری می‌اندازند. این چرخه نه به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود و نه امکان کنش مشترک را فراهم می‌کند.

در چنین فضایی، فاصله‌ی اپوزیسیون با نسل جوان تصادفی نیست. نسلی که نه تجربه‌ی مستقیم بسیاری از این زخم‌های تاریخی را دارد و نه الزاما خود را وامدار روایت‌های مسلط گذشته می‌داند. با این حال، بخش بزرگی از جریان‌های سیاسی همچنان می‌کوشند جوانان را به درون چارچوب‌های قدیمی بکشانند و روایت خود از تاریخ را بر آنان تحمیل کنند، تلاشی که اغلب به بی‌اعتمادی و گسست بیشتر می‌انجامد.

تمرکز افراطی بر گذشته، اگر از نقد و مسئولیت‌پذیری جدا شود، به‌جای عدالت‌خواهی می‌تواند به فرار از حال و آینده تبدیل شود. عبور از گذشته به‌معنای پاک‌کردن حقیقت یا نادیده‌گرفتن مسئولیت‌ها نیست، بلکه به‌معنای رهایی از اسارت عاطفی آن است. گذشته فقط زمانی قابل ترمیم است که از جایگاه آینده به آن نگاه شود، نه زمانی که آینده قربانی حساب‌کشی‌های حل‌نشده‌ی دیروز شود.

امکان رهایی، بیش از هر چیز، در گشودن گفت‌وگویی تازه حول خواسته‌ها، ترس‌ها و امیدهای نسل امروز نهفته است، نسلی که مدیران اجتماعی و سیاسی فردا را خواهد ساخت. آینده نه در تکرار مداوم رنج‌های قدیمی، بلکه در توانایی ما برای فهم آن‌ها، نقدشان و عبور آگاهانه از آن‌ها شکل می‌گیرد.

شاید مسئله را بتوان شفاف‌تر از زاویه‌ی نسل جوان دید؛ نسلی که دغدغه‌هایش دیگر به‌سادگی در چارچوب دغدغه‌های نسل‌های درگیر گذشته قابل توضیح نیست. برای بخش بزرگی از جوانان امروز، نزاع‌های تاریخی و عاطفی اپوزیسیون نه الهام‌بخش، بلکه فرساینده و بی‌ربط به تجربه‌ی زیستی کنونی‌شان است.

در غیاب افقی روشن از آینده، این نسل غالبا با دو واکنش مواجه می‌شود: یا زیر فشار روایت‌های پرخاشگرانه و حل‌نشده‌ی گذشته، به انفعال و سیاست‌گریزی رانده می‌شود، یا آگاهانه از میدان کنش جمعی کنار می‌کشد و مسیرهای فردی‌تری چون مهاجرت، انزوا یا زیست حداقلی را برمی‌گزیند. در هر دو حالت، امکان مشارکت فعال در شکل‌دادن به آینده‌ی مشترک تضعیف می‌شود.

مسئله این نیست که نسل جوان فاقد ظرفیت تاریخی است، بلکه مسئله این است که روایت‌های مسلط گذشته، به‌جای گشودن افق کنش، او را میان احساس بی‌اثری و بی‌اعتمادی معلق نگه داشته‌اند.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=393611