دکتر محمدرضا رضایی* – اپوزیسیون ایران، چه در داخل کشور و چه در دیاسپورا، سالهاست از دشمنیهای عمیق درونی رنج میبرد. بهجای تمرکز بر یک هدف مشترک، بخشهایی از اپوزیسیون به مقابله و تخریب متقابل عادت کردهاند. بهویژه افراطگرایان سیاسی، چه در جناح چپ و چه در جناح راست، بخش زیادی از اخلاق سیاسی، مدارا و احترام متقابل را از دست دادهاند.
هر کسی که حتی اندکی از خط فکری «ارتدوکس» و مسلط یک جریان فاصله بگیرد، نه بهعنوان رقیب سیاسی، بلکه بهعنوان دشمن تلقی میشود. و با دشمن چه میکنند؟ باید نابود شود: سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و گاه حتی وجودی. این طرز فکر نهتنها غیرعقلانی، بلکه فاجعهبار است. در شرایط حساس و تاریخی کنونی، اپوزیسیون با این رفتارها عملاً خود را خنثی میکند؛ امری که دقیقاً به سود حاکمیت اسلامگرای ایران، مافیای اشغالگر اسلامی، تمام میشود.
از اینرو، من صمیمانه و قاطعانه از همه ایرانیان، فارغ از گرایشهای سیاسی، ایدئولوژیک یا اجتماعی، درخواست میکنم: متحد شوید. دشمن مشترک ما نظام حاکم اسلامگرای ایران است، نه رقیبان سیاسی در صفوف اپوزیسیون. اختلافات، خطاها و زخمهای گذشته نباید برای همیشه حال و آینده ما را گروگان بگیرند. آنچه در گذشته رخ داده، باید به گذشته سپرده شود. امروز به شجاعت نیاز داریم؛ شجاعتِ نگاه به آینده، بخشش و در صورت لزوم، رها کردن کینهها.
زخمها عمیقاند، اما با زخمزدن دوباره درمان نمیشوند.
نمونهای روشن از این شکافهای مخرب، برخورد با شاهزاده رضا پهلوی است. بخشهایی از جریان چپ او را بهطور کلی هدف حمله قرار میدهند، زیرا پدرش را دیکتاتور میدانند یا به دلیل رفتار تهاجمی برخی از هوادارانش نسبت به نیروهای چپ. رفتارهای غیرحرفهای برخی از این هواداران قابل انتقاد است، اما این امر نباید بهانهای برای نفی کامل یک فرد یا یک جریان سیاسی شود.
در مقابل، بخشهایی از طیف راست نیز به جریانهای چپ حمله میکنند و آنها را متهم میسازند که آگاهانه یا ناآگاهانه آب به آسیاب رژیم میریزند. این گروهها بهعنوان «وُوک» (به معنای منفی)، یا بهعنوان «۵۷یها» معرفی میشوند که گویا هنوز به انقلاب ۱۳۵۷ وفادارند. حتی به برخی از آنها نسبت داده میشود که بهدلیل مواضع موسوم به ضدامپریالیستی، بهطور پنهان با نظام اسلامی همدلی دارند و بهصورت تمسخرآمیز «چَپول» نامیده میشوند. این برچسبزنیهای کلی و غیرمنصفانه نیز چیزی جز تعمیق شکافها و تضعیف اپوزیسیون به همراه ندارد.
در همین حال، مردم ایران بهای وحشتناکی میپردازند. بنا بر گزارشهای رسانههای بینالمللی، در روزهای اخیر هزاران نفر، تا ۱۶۵۰۰ نفر، بهدست نیروهای رژیم بهطرزی بیرحمانه کشته شدهاند؛ در میان آنها کودکان و نوجوانان بسیاری دیده میشوند. دهها هزار نفر نیز مجروح شدهاند که شمار قابلتوجهی از آنها دچار جراحات سنگیناند. نیروهای امنیتی حتی مجروحان را از بیمارستانها و خانههایشان میربایند. این خشونت آشکار نشان میدهد که هدف، یک جناح سیاسی خاص نیست، بلکه کل جامعه ایران است.
جنبش آزادیخواهانه مردم ایران همچنان ادامه دارد. اما پیش از آنکه بتوان به پیروزی دست یافت، اپوزیسیون باید بر اختلافات درونی خود غلبه کند. برای مناظرات ایدئولوژیک، تسویهحسابهای تاریخی و رقابتهای سیاسی، در آینده زمان کافی وجود خواهد داشت.
اکنون زمان اتحاد، همبستگی و خرد سیاسی است.
*دکتر محمدرضا رضایی، متخصص گوش، خلق و بینی.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




