فرد صابری- بهعنوان یک نهاد بینالمللی، مسئول تضمین حقوق بشر، آزادیهای اساسی و صلح جهانی است. دبیرکل، بهعنوان عالیترین مقام اجرایی این سازمان، بر اساس ماده ۱۰۰ منشور سازمان ملل متحد موظف است بیطرفی کامل را حفظ کرده و از هر اقدامی که بتواند به رفتار دولتها مشروعیت ببخشد، خودداری کند.

با این حال، پیام تبریک اخیر دبیرکل به رژیم تروریستی جمهوری اسلامی، در زمانی که این رژیم به سرکوب گسترده و خشونتآمیز مردم خود متهم است، پرسشهای جدی اخلاقی و حقوقی را مطرح میکند. بر اساس گزارشهای متعدد سازمانهای حقوق بشری و پزشکان مستقل در ایران، این رژیم اقداماتی از جمله شلیک مستقیم به معترضان، بازداشتهای گسترده و زندانهای انبوه، قطع اینترنت و ارتباطات تلفنی، احتمال استفاده از مواد شیمیایی فراتر از گاز اشکآور طبق گزارشهای پزشکی متعدد، و سرکوب و تعرض جنسی به خانوادههای معترض و داغدار را در کارنامه خود دارد.
ارسال پیام رسمی تبریک در چنین شرایطی، بهروشنی نشاندهنده فاصله گرفتن دبیرکل از اصل بیطرفی و تعهدات حقوقی و اخلاقی اوست. لازم به ذکر است که این رویکرد تنها به دبیرکل محدود نبوده است. دعوت از وزیر امور خارجه این رژیم برای حضور در شورای حقوق بشر و همچنین سکوت معاون دبیرکل، خانم آنالنا بربوک، در قبال رویدادهای انقلاب ایران در حالی که وی در بحرانهای پیشین مواضع قاطع اتخاذ کرده بود نشاندهنده استانداردی دوگانه و سیاسیسازی غیراخلاقی بحرانهای انسانی است که ادعای بیطرفی را تضعیف میکند.
این اقدام نهتنها با روح منشور سازمان ملل و اهداف بنیادین آن در دفاع از حقوق بشر و کرامت انسانی در تضاد است، بلکه بهعنوان مشروعیتبخشی ضمنی به اقدامات سرکوبگرانه رژیم ایران تلقی میشود و اعتماد عمومی و اطمینان قربانیان نقض حقوق بشر را بهشدت تضعیف میکند.
سکوت در برابر جنایات
دبیرکل، بهجای بیتفاوتی یا پیامهای تشریفاتی، مسئولیت دارد در برابر فجایع انسانی موضعی شفاف و علنی اتخاذ کند. در گذشته، در بحرانهای مشابه در آفریقا و اروپا، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل بهطور مستقیم اعزام شدند و واکنشها صرفاً به صدور بیانیه محدود نشد. در مورد نوار غزه نیز، سازمان بهطور مستقیم در توزیع مواد غذایی، اسکان آوارگان و تهیه گزارشها دخالت داشته است.
سکوت یا ارسال پیام تبریک در زمانی که حقوق بنیادین انسانها پایمال میشود، نهتنها نقض اصل بیطرفی است، بلکه این احساس را در قربانیان ایجاد میکند که سازمان ملل از وظیفه اصلی خود در دفاع از حقوق بشر عقبنشینی کرده است.
تعارض با مأموریت بنیادین سازمان ملل
مواد ۱ و ۵۵ منشور سازمان ملل بهصراحت بیان میکنند که ترویج حقوق بشر و آزادیهای اساسی از اهداف اصلی این سازمان است. دبیرکل، بهعنوان صدای اخلاقی سازمان، باید میان ملاحظات دیپلماتیک و مسئولیت اخلاقی در قبال قربانیان توازن برقرار کند. هرگونه پیام تشریفاتی یا سکوت در برابر نقض حقوق بشر، انحراف عملی از مأموریت بنیادین سازمان ملل محسوب میشود.
مشروعیتبخشی ضمنی و پیامدهای آن
پیامهای رسمی تبریک حتی اگر در چارچوب عرف دیپلماتیک باشند میتوانند پیامدهای سیاسی و اخلاقی عمیقی داشته باشند:
– ممکن است بهعنوان عادیسازی وضعیت سرکوبگرانه تعبیر شوند
– ممکن است اعتماد قربانیان به جامعه بینالمللی را تضعیف کنند
– ممکن است ابزار تبلیغاتی در اختیار رژیمها قرار دهند
در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح میشود: آیا دبیرکل صدای اخلاق است یا بیاخلاقی؟ آیا سکوت و پیامهای تشریفاتی با مأموریت سازمان ملل در حمایت از حقوق بشر و کرامت انسانی سازگار است؟
ضرورت پاسخگویی و شفافیت
سازمان ملل باید معیارهای حاکم بر صدور پیامهای رسمی در دوران بحرانهای حقوق بشری را روشن سازد. دبیرکل موظف است نشان دهد که دفاع از حقوق بشر بر ملاحظات تشریفاتی یا سیاسی اولویت دارد. بیتفاوتی یا تبریک گفتن در برابر فجایع انسانی، نهتنها بیاخلاقی را تقویت میکند، بلکه اعتماد جهانی به سازمان ملل را نیز به خطر میاندازد.
اگر دبیرکل نتواند در برابر نقض سیستماتیک و خشونتآمیز حقوق بشر سکوت خود را بشکند، کدام نهاد میتواند از حقوق ملتها و جان انسانها دفاع کند؟
پرسشی که باید پاسخ داده شود این است: آیا سازمان ملل صدای اخلاق است، یا صدای بیاخلاقی و محافظهکاری سیاسی ایدئولوژیک همسو با یک رژیم سرکوبگر اسلامی؟
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

