دیدگاهی که در ادامه میخوانید به قلم شاهزاده رضا پهلوی شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ در واشنگتن پست منتشر شد.
بامدادِ شنبه نیروهای آمریکا و اسرائیل عملیات «خشم حماسی» را علیه حکومت ایران آغاز کردند. بنا بر اعلام دولتهای آمریکا و اسرائیل، رهبر حکومت، علی خامنهای، کشته شد. پرزیدنت دونالد ترامپ در اعلام این حملات، تهدیدهای سنگینی را برشمرد که «مهمترین حامی تروریسم در جهان» علیه ایالات متحده و متحدانش ایجاد میکند. او همچنین رو به مردم ایران، قربانیانِ همیشگی این حکومت، اعلام کرد: « زمان آزادی شما فرا رسیده است.»
آقای رئیسجمهور: سپاسگزارم. این کلمات به مردم ایران نیرو داد و یقین دارم که آنان از عهدهی این لحظه برخواهند آمد.
نزدیک به نیم قرن است که جمهوری اسلامی مانند «یک دولت در میان دولتها» رفتار نکرده و در عوض، همچون یک پروژهی انقلابیِ سلطهجو عمل کرده است: حاکمیتِ همسایگان را تضعیف کرده، در سراسر جهان به شعلهور کردنِ درگیریها دامن زده، و در پیِ دستیابی به سلاح هستهای و موشکهای دوربرد برای حمل آن بوده است.
همان حکومتِ آخرالزمانی که از ۱۹۷۹ هممیهنانم را سرکوب کرده، سیاست «مرگ بر آمریکا» را نیز نهادینه کرده است. چنانکه رئیسجمهور ترامپ بهدرستی یادآوری کرد، ملاها با یورش به سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفتنِ آمریکاییها به مدت ۴۴۴ روز به قدرت رسیدند.
در دهههای بعد، حکومت کارزار خود علیه ایالات متحده و جهان آزاد را ادامه داد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسئول مرگِ هزار نفر و چه بسا بیش از اینها شهروند آمریکایی است؛ از جمله دستکم ۶۰۳ نظامی ایالات متحده که با بمبهای کنار جادهای که توسط رژیم ایران تأمینشده کشته شدند.
رئیسجمهور ترامپ از همان دورهی نخستِ ریاست جمهوریاش با شفافیت اخلاقی و اقدام قاطع پاسخ داد. او از توافق هستهایِ غیرمسئولانه با رژیم ایران— «برجام»— خارج شد؛ کارزار گستردهی «فشار حداکثری» را اعمال کرد؛ و سپاه پاسداران را در فهرست «سازمانهای تروریستی خارجی» قرار داد. در سال ۲۰۲۰ نیز قاسم سلیمانی، یکی از فرماندهان ارشدِ حکومت و چهرهی اصلیِ تروریسم آن را از میان برداشت.
با اینهمه، هولناکترین جنایتهای جمهوری اسلامی نه در خارج بلکه در داخل کشور رخ داده است.
در ژانویه، هنگامی که میلیونها ایرانی برای حق آزادی به خیابانها آمدند، بنا بر گزارشها، حکومت طی چند روز بیش از ۳۰ هزار نفر را قتلعام کرد. این رفتارِ یک دولتِ مشروع نیست؛ رفتار یک نیروی اِشغالگر است. در حقیقت، نبرد امروزِ کشور من میان «اِشغال» و «رهایی» است.
سالهاست هممیهنانم از جهان آزاد خواستهاند کنارشان بایستد. اکنون رئیسجمهور ترامپ به ندای آنان پاسخ داده است. مردم ایران میدانند تنها نیستند.
اما حتی با کمک آمریکا و اسرائیل نیز پیروزی نهایی را سرانجام مردم ایران رقم خواهند زد. آنان نیروی میدانیاند. و اکنون، با برچیده شدنِ ماشین سرکوبِ حکومت، توازن قوا سرانجام در حال تغییر است و به ایرانیان فرصت میدهد تا سرنوشت خود را در دست خویش بگیرند.
ایرانِ آزاد، پس از دههها، روابط گرمِ پیشین خود با ایالات متحده را از سر خواهد گرفت. زایش دوبارهی ملت ما دورهای از صلح و رفاه را رقم خواهد زد: با ذخایر انرژی، جمعیتی تحصیلکرده و کارآفرین، و جغرافیایی که ایران را بطور طبیعی به کانونِ تجارتِ منطقهای بدل میکند.
ایران، عراق نیست. ما اشتباهاتی را که پس از آن جنگ رخ داد تکرار نخواهیم کرد. نه انحلالِ نهادها در کار خواهد بود، نه خلأ قدرت، نه هرج و مرج. دقیقاً به همین دلیل است که تیمِ کارشناسانِ من طرحِ دوران گذارِ به نام «پروژه شکوفایی ایران» را تدوین کرده است.
این نقشه راهِ تفصیلی برای بازسازی ملی، از جمله ۱۰۰ روز نخست پس از فروپاشی حکومت و نیز بازسازی و تثبیت بلندمدت کشور، مورد حمایت بسیاری از رهبران کسب و کار در جهان است. دیوید ایگنِیشِس، نویسندهی واشنگتنپست، این پروژه را «هوشمندانهتر از هر آن چیزی» توصیف کرده که دولت آمریکا یا تبعیدیان عراقی پیش از حمله ۲۰۰۳ به آن کشور ارائه کرده بودند.
گروههای اپوزیسیون دموکراتیک ایران اعم از پادشاهیخواه و جمهوریخواه، اقلیتهای سکولار و مذهبی، چپها، لیبرالها و همه اقوام بر سر چهار اصل بنیادین متحدند: تمامیت ارضی ایران؛ آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان؛ جدایی دین از دولت؛ و حق مردم ایران برای تعیینِ شکلِ دموکراتیکِ حکومت آینده.
بسیاری از ایرانیان، اغلب در حالی که زیر باران گلوله قرار داشتهاند، از من خواستهاند رهبری این گذار را بر عهده بگیرم. از شجاعتشان در شگفتم و به ندای آنان پاسخ دادهام. مسیر پیشِ رو شفاف خواهد بود: قانون اساسی جدیدی که تدوین میشود و با همهپرسی به تصویب میرسد؛ سپس انتخابات آزاد با نظارت بینالمللی برگزار میشود. و آنگاه پس از رأی مردم، دولتِ گذار منحل خواهد شد.
ایرانِ دموکراتیک خاورمیانه را دگرگون خواهد کرد؛ و یکی از پایدارترین سرچشمههای آشوب در جهان را به ستونی برای ثبات منطقهای بدل میکند. «پیمان ابراهیم» رئیسجمهور ترامپ به عنوان یک توافق تاریخی نشان داد که صلح میان دشمنان دیرینه، اگر شرایط درست فراهم باشد، ممکن است. ایرانِ آزاد این دستاورد را گسترش خواهد داد: با به رسمیت شناختن فوریِ اسرائیل و پیگیریِ چارچوبی گستردهتر برای صلح منطقهای که ایران، اسرائیل و همسایگان عرب ما را بجای تقابل، در مسیرِ همکاری بهم پیوند میدهد.
پیشنهاد میکنم نام این توافق را «پیمان کوروش» بگذاریم؛ به یاد کوروش بزرگ، فرمانروای باستانیِ نیکنامِ ایران که توماس جفرسون از او به عنوان الهامبخش یاد کرده است. چنین توافقی، ایدئولوژیِ خصومتِ حکومت کنونی را با بنیانی برای صلح جایگزین خواهد کرد.
برخلاف نفرتِ حکومت ایران از آمریکا، مردم ایران آمریکا را دوست دارند. آنان از این کشورِ استثنایی سپاسگزارند که به ملت من فرصتی برای آزادی داد. رئیسجمهور ترامپ و بسیاری از قانونگذاران آمریکا همبستگی خود را با مردم ایران ابراز کردهاند. برای این حمایت، عمیقاً قدردانیم.
با نزدیک شدنِ رهایی ما، از دوستان آمریکایی و جامعهی بینالمللی میخواهیم همچنان کنار ما بایستند و آماده باشند تا زمانی که آن لحظه فرا میرسد، یک دولتِ گذارِ مشروع را به رسمیت بشناسند.
تاریخ به ندرت نقطههای عطف خود را از پیش اعلام میکند. اما لحظههایی از راه میرسند که شجاعت، رهبری و همبستگی میتواند مسیر ملتها را تغییر دهد.
وقتی مردم ایران در روزهای پیشِ رو آزادی خود را پس بگیرند، رئیسجمهور ترامپ به عنوان رهبری به یاد آورده خواهد شد که در مهمترین لحظه کنار آنان ایستاد.
خدا آمریکا را حفظ کند. پاینده ایران.
*منبع: واشنگتن پست
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن


