حنیف حیدرنژاد– پیشتر در مطلبی با عنوان «سناریوهای محتمل و ممکن برای پایان حکومت متزلزل جمهوری اسلامی» به دو احتمال، یعنی تسلیم حکومت و تسلیم با هدف حفظ ساختار حکومت اشاره شده بود. در همانجا نیز آمده بود که با تغییر شرایط، امکان شکلگیری سناریوهای دیگر وجود دارد.
فشارهای داخلی و بینالمللی بر ترامپ
در حالی که شش روز از آغاز جنگ میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی میگذرد و هنوز نشانهای از قیام گسترده در شهرهای ایران دیده نمیشود، گزارشهایی از تماس دونالد ترامپ با رهبران احزاب کُرد ایرانی منتشر شده است. همزمان فشارهای سیاسی و اقتصادی بر دولت آمریکا در حال افزایش است و پرسش اصلی این است که واشنگتن برای پایان دادن به این جنگ و تسریع سقوط حکومت ایران چه گزینههایی را در نظر دارد.
بسته شدن یا مختل شدن مسیر حیاتی عبور نفت در تنگه هرمز قیمتها را در ایالات متحده و اتحادیه اروپا افزایش داده است.
میانگین قیمت بنزین در آمریکا نیز از حدود ۳ دلار در هر گالن افزایش یافته است؛ افزایشی که بالاترین رشد قیمت در یک روز از زمان آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ می باشد.
بازارهای مالی نیز تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند. شاخصهای اصلی بورس در آمریکا مانند Dow Jones، S&P 500 و Nasdaq در واکنش به افزایش ریسک و نگرانی معاملهگران سقوط کردهاند.
اقتصاددانان میگویند جنگی طولانیمدت باعث افزایش عدمقطعیت شده و ممکن است رشد اقتصادی جهانی را کندتر و تورم را بالاتر ببرد، بهخصوص در کشورهایی که به واردات انرژی وابستهاند.
همزمان فشار بر دولت ترامپ از سوی بخشی از قانونگذاران آمریکایی، برخی رسانهها و افکار عمومی دربارهی چرایی آغاز جنگ و برنامهی پایان آن افزایش یافته است.
در یک نظرسنجی که خبرگزاری رویترز منتشر کرده، تنها حدود ۲۷ درصد از آمریکاییها از حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران حمایت کردهاند، ۴۳ درصد مخالف بودهاند و ۲۹ درصد نیز مردد بودهاند.
در میان جمهوریخواهان، ۵۵ درصد گفتهاند از حملات حمایت میکنند، اما ۴۲ درصد نیز گفتهاند اگر نیروهای آمریکایی تلفات بدهند، حمایت آنان کاهش خواهد یافت.
سناتورها در کنگره در روز ۴ مارس ۲۰۲۶ کاخ سفید را به چالش کشیدند و خواستار توضیح دربارهی دلیل جنگ، اهداف آن، هزینهها و برنامه خروج شدند. آنها گفتند دلیل حمله روشن نیست و استراتژی مشخصی برای آمریکاییها توضیح داده نشده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه، در پاسخ گفت تصمیم برای حمله گرفته شد زیرا آمریکا نمیخواست پیش از حملهی ایران هدف قرار گیرد؛ اما توضیح روشنی دربارهی برنامهی خروج و هدف نهایی اعلام نشده است.
ترامپ و نگاهش به رضا پهلوی
ترامپ میداند که در ایران نیروی مسلح و سازمانیافتهای که بتواند در صورت قیام در شهرهای ایران با نیروهای مسلح سپاه درگیر شود، وجود ندارد. او همچنین میداند اگر مردم غیرمسلح و غیرمتشکل به خیابانها بریزند، ممکن است مانند اعتراضات دیماه با کشتار مواجه شوند.
شاید مطلوب ترامپ این باشد که حتی با وجود چنین خطری، مردم ایران به خیابانها بیایند؛ زیرا در این صورت او میتواند به مردم آمریکا و مخالفان جنگ با جمهوری اسلامی نشان دهد که مردم ایران این رژیم را نمیخواهند و بدین ترتیب توجیه «مداخلهی بشردوستانه» آسانتر خواهد شد.
اما تا آنجا که به بازگشت مردم ایران به خیابانها مربوط میشود، رضا پهلوی به درستی از مردم خواسته است که منتظر «زمان مناسب» بمانند. در چنین وضعیتی به نظر میرسد ترامپ از رضا پهلوی ـ که هنوز فراخوانی برای حضور مردم در خیابانها نداده ـ ناراضی است. شاید به همین دلیل است که او در عین سخن گفتن با احترام از رضا پهلوی، نارضایتی خود را نیز بهطور غیرمستقیم بیان میکند.
رئیسجمهور ایالات متحده در دیدار با فریدریش مِرتس، صدراعظم آلمان، در دفتر بیضی کاخ سفید در پاسخ به پرسشی دربارهی نقش احتمالی رضا پهلوی گفت:«اگرچه او فرد محترمی به نظر میرسد و برخی نیز به او علاقه دارند، اما ما چندان به این گزینه فکر نکردهایم. به نظر من حضور شخصی که در داخل ایران باشد و میان مردم مقبولیت داشته باشد، میتواند گزینهی بهتری باشد.»
شاید این سخنان ترامپ نوعی فشار غیرمستقیم بر رضا پهلوی باشد تا زودتر فراخوان حضور مردم در خیابانها را صادر کند. اما رضا پهلوی در برابر جان تکتک افرادی که ممکن است با فراخوان او به خیابان بیایند مسئولیت دارد. از همین رو، جدا از خواست یا حتی فشار آمریکا و اسرائیل، او باید با دقت محاسبه کند چه زمانی شانس موفقیت بیشتر و میزان آسیبپذیری مردم کمتر است.
ترامپ چه کاری میتواند انجام دهد؟
با توجه به آنچه گفته شد، روشن است که ترامپ ناچار است گزینههای مختلفی را برای تسریع سقوط جمهوری اسلامی بررسی کند. وقتی گزینهی قیام مردم و حضور گستردهی آنان در خیابانها ـ بویژه در تهران و شهرهای بزرگ ـ هنوز ضعیف است، ترامپ نمیتواند چند هفته دیگر منتظر بماند.
هم نتانیاهو و هم ترامپ، اعضای کابینهی او و برخی سناتورهای ارشد حزب جمهوریخواه در سخنرانیهای خود تأکید کردهاند: کمکی را که وعده داده بودیم انجام دادیم؛ اکنون نوبت مردم ایران است که کار را تمام کنند.
از آنجا که هنوز نشانههای ملموسی از تغییر این وضعیت دیده نمیشود، به نظر میرسد ترامپ اکنون مایل است برای کاهش فشارها بر خود و تغییر معادلهی نظامی در زمین و تسریع سقوط جمهوری اسلامی از احزاب کُرد ایرانی کمک بگیرد.
تماس با احزاب کُرد ایرانی
برخی رسانهها گزارش دادهاند که دونالد ترامپ در روزهای ۳ یا ۴ مارس تلفنی با رهبران احزاب کُرد ایرانی تماس داشته است.
به گزارش سیانان به نقل از منابع آگاه، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در حال بررسی گزینهی مسلح کردن نیروهای کُرد با هدف تحریک قیام در ایران است.
وبسایت حزب دموکرات کردستان ایران نیز با انتشار خبری از رویترز و بدون توضیح اضافی اعلام کرد: «بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، احزاب کوردستان ایران مستقر در کوردستان عراق در روزهای اخیر با مقامات ایالات متحده گفتگو کردهاند تا گزینهها و امکان انجام عملیات مشترک علیه نیروهای امنیتی ایران را بررسی کنند. این گفتگوها شامل بحث دربارهی حمایتهای تسلیحاتی و اطلاعاتی احتمالی آمریکا بوده است. هنوز هیچ تصمیم عملیاتی قطعی اتخاذ نشده و هیچ حملهای انجام نگرفته است. رویترز تأکید کرده است که این گفتگوها صرفا در مرحله بررسی و گمانهزنی درباره عملیات احتمالی بودهاند».
کمی بعد حزب کومله کردستان ایران که رهبر آن عبدالله مهتدی میباشد، اعلام کرد که به ائتلاف احزاب کردستان پیوسته است. در اطلاعیه این حزب آمده است: «امروز شاهد آنیم که در روزهای اخیر، دورانی نوین آغاز شده است. احتمال تغییرات عمیق و وسیع بیش از هر زمان دیگری منطقه را در بر گرفته و کردستان ایران را در برابر شرایطی بسیار حساس و تاریخی قرار داده است؛ وضعیتی که بیش از پیش ضرورت وحدت، هماهنگی و اقدام مشترک را ایجاب میکند… بنا بر تمامی این ملاحظات و از آنجا که کومهله همواره مسئولیتهای تاریخی و مصالح ملی را بر هر امر دیگری ارجح میداند، دفتر سیاسی کومهله تصمیم گرفت از امروز به ائتلاف احزاب کردستان بپیوندد.»
در چنین فضایی رضا پهلوی در یک ویدئوی کوتاه خطاب به هممیهنان در استانهای خوزستان، ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی گفت: «باید هوشیار و آماده باشیم و به نیروهای فرصتطلبی که همیشه چشم طمع به خاک ایران داشتهاند، اجازه سوءاستفاده از شرایط را ندهیم.»
یادآوری سه نمونهی تاریخی؛ پیشروی زمینی با حمایت هوایی
نگاهی به سه نمونه در سالهای اخیر نشان میدهد که وجود نیروی زمینی مسلح و سازمانیافته برای وارد کردن ضربه نهایی به حکومتهای مرکزی و سقوط آنها نقش مهمی داشته است.
در افغانستان در سال ۲۰۰۱، ایالات متحده از ۷ اکتبر حملات هوایی گستردهای علیه طالبان آغاز کرد. همزمان نیروهای «ائتلاف شمال» با پشتیبانی هوایی آمریکا پیشروی کردند و در ۱۳ نوامبر ۲۰۰۱ وارد کابل شدند و حکومت طالبان سقوط کرد.
در عراق نیز پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ منطقهی پرواز ممنوع در شمال عراق ایجاد شد. این وضعیت به احزاب کُرد اجازه داد منطقهای خودمختار ایجاد کنند. در سال ۲۰۰۳ نیز نیروهای پیشمرگه کُرد در کنار ارتش آمریکا پیشروی کرده و سقوط حکومت صدام حسین را تسهیل کردند.
در سوریه نیز گروههای مخالف حکومت بشار اسد که سالها در استان ادلب حضور داشتند، در نوامبر ۲۰۲۴ حملهای سریع آغاز کردند و در دسامبر همان سال وارد دمشق شدند. در پی این پیشروی، بشار اسد از کشور گریخت و حکومت او سقوط کرد. همزمان حملات هوایی اسرائیل علیه مراکز سپاه پاسداران و تأسیسات نظامی سوریه نیز این روند را تسهیل کرد.
در وضعیت کنونی ایران نیرویی مطابق این الگوها وجود ندارد. به نظر میرسد همین موضوع عاملی باشد که دونالد ترامپ را به بررسی امکان استفاده از احزاب کُرد ایرانی برای گشودن یک جبههی زمینی علیه جمهوری اسلامی سوق داده است.
احتمالات پیش رو
با توجه به تحولاتی که به آنها اشاره شد، به نظر میرسد دونالد ترامپ قصد دارد همزمان با انتظار برای زمان مناسب حضور مردم در خیابانها، از طریق حمایت از نیروهای سیاسی کُرد ایران پیشروی زمینی و آزادسازی برخی شهرها و مناطق در استان کردستان و دیگر مناطق کُردنشین را در دستور کار قرار دهد.
به نظر میرسد با توجه به سازماندهی و تعداد قابل توجه نیروهای رزمنده کُرد ایرانی، و نیز حمایت بخشی از جامعهی کردستان از آنها، و با در نظر گرفتن این موضوع که نیروهای سرکوب رژیم در نواحی کُردنشین پس از بمبارانهای هوایی آمریکا و اسرائیل روحیه خود را از دست دادهاند، چنین برنامهای شانس موفقیت بالایی داشته باشد. با این حال، این سناریو احتمالا پیامدهایی نیز خواهد داشت، از جمله:
الف) احزاب کُرد ایرانی ممکن است در صورت موفقیت، مناطق تصرفشده را «اقلیم کردستان ایران» بنامند و حقوقی مشابه اقلیم کردستان عراق مطالبه کنند. با توجه به نیاز ترامپ به موفقیت در کوتاهمدت، میتوان انتظار داشت که چنین اقدامی با حمایت صریح یا ضمنی آمریکا و اسرائیل همراه شود یا دستکم با مخالفت جدی آنان روبرو نشود. با این حال، با توجه به تفاوت بافت جمعیتی و اجتماعی مناطق کردنشین ایران با کردستان عراق، چنین سیاستی میتواند ـ بویژه پس از سقوط جمهوری اسلامی ـ به تنشهای اجتماعی و امنیتی در این مناطق منجر شود.
ب) این احتمال نیز وجود دارد که احزاب کُرد پس از موفقیت، با رضا پهلوی وارد مذاکره شوند و دربارهی مطالبات سیاسی خود به توافقی دست یابند.
پ) با توجه به حساسیت دولت ترکیه نسبت به مسئلهی کُردها، این امکان وجود دارد که ترکیه تلاش کند با فعال کردن نیروهای افراطی در آذربایجان ایران، آنها را به اقدامات تنشآفرین تشویق کند. حتی با توجه به هممرزی بخشی از کردستان ایران با ترکیه، این احتمال منتفی نیست که ترکیه با سوءاستفاده از شرایط ایجادشده، با ورود محدود به خاک ایران منطقهای حائل ـ مشابه آنچه در شمال سوریه ایجاد کرده ـ شکل دهد.
ت) همچنین این احتمال وجود دارد که به دلیل ارتباط نزدیک برخی احزاب کُرد ایرانی با سازمان مجاهدین خلق، امکان حضور نیروهای این سازمان در برخی مناطق فراهم شود. با توجه به میزان مخالفت و حساسیت بخش بزرگی از جامعهی ایران نسبت به این سازمان، چنین اقدامی میتواند واکنشهای منفی گستردهای در میان افکار عمومی ایجاد کند.
جمعبندی
همهی نشانهها حاکی از سرعت گرفتن تحولات سیاسی و نظامی در روزهای آینده است. در چنین شرایطی، هوشیاری و عاملیت مردم ایران نقشی تعیینکننده خواهد داشت.
زمان ورود مردم به خیابانها، میزان توانایی آنان در مقابله با نیروهای سرکوب، سرعت آزادسازی شهرها ـ بویژه تهران ـ و همچنین پرهیز از اقدامات افراطی از سوی نیروهای سیاسی کُرد و دیگر نیروها، عواملی تعیینکننده در شکلگیری آیندهی ایران خواهند بود.
در این مسیر، خردگرایی، توجه به منافع ملی، حفظ تمامیت ارضی ایران و باور به اینکه ایران خانهی مشترک همهی ایرانیان است، اهمیت اساسی دارد.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




