درس‌های عراق برای دوران گذار آینده‌ی ایران

شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۰۷ مارس ۲۰۲۶


دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – تاریخ نمونه‌های بسیاری از تحولات سیاسی را نشان می‌دهد، اما کمتر کشوری به اندازه‌ی عراق پس از سقوط حکومت صدام حسین پیچیدگی‌های دوران‌ گذار پس از یک نظام اقتدارگرا را آشکار کرده است. سرنگونی یک دیکتاتوری می‌تواند امید به آزادی و اصلاحات را زنده کند، اما تجربه‌ی عراق نشان داد که مرحله‌ی پس از سقوط رژیم، گاه حتی از خود سقوط آن حساس‌تر و خطرناک‌تر است. برای ایران، که بسیاری احتمال شکل‌گیری یک دوره‌ی گذار سیاسی را در آینده مطرح می‌کنند، تجربه‌ی عراق درس‌های مهمی دارد که نباید نادیده گرفته شود.

سقوط یک رژیم فقط آغاز راه است

سقوط حکومت صدام حسین در جریان تهاجم ۲۰۰۳ به عراق در ابتدا به‌عنوان آغاز دوره‌ای جدید از دموکراسی و بازسازی سیاسی تلقی می‌شد. اما تحولات بعدی نشان داد که حذف یک حاکم به‌تنهایی به معنای ایجاد نظم سیاسی پایدار نیست. عراق وارد دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی، خشونت و رقابت‌های سیاسی شد.

برای ایران، این تجربه یادآور یک واقعیت اساسی است: پایان یک نظام اقتدارگرا باید با برنامه‌ریزی دقیق برای دوران گذار همراه باشد تا ثبات کشور حفظ شود و مسیر اصلاحات هموار گردد.

خطر نابودی نهادهای دولتی

یکی از تصمیم‌های بحث‌برانگیز پس از سقوط حکومت عراق، انحلال ارتش و اجرای گسترده‌ی سیاست «بعث‌زدایی» بود. این اقدامات با هدف پاک‌سازی ساختار حکومت از نفوذ رژیم پیشین انجام شد، اما در عمل صدها هزار افسر، کارمند و مدیر دولتی را از ساختار حکومت خارج کرد.

نتیجه، ایجاد خلأ گسترده‌ی اداری و امنیتی بود. بدون ارتش و بدون دستگاه اداری کارآمد، دولت جدید عراق با مشکلات جدی در اداره‌ی کشور روبرو  شد.

درس مهم برای ایران این است که تغییر سیاسی نباید به معنای نابودی ساختار دولت باشد. وزارتخانه‌ها، نهادهای خدمات عمومی و ساختارهای اداری باید حفظ شوند تا کشور بتواند در دوران گذار به‌درستی اداره شود.

امنیت؛ شرط نخست ثبات

در عراق، فروپاشی ساختار امنیتی به گسترش خشونت و ناامنی انجامید. گروه‌های شبه‌نظامی و سازمان‌های افراطی از خلأ قدرت استفاده کردند؛ در نهایت گروه‌هایی مانند داعش توانستند بخش‌هایی از کشور را به کنترل خود درآورند.

برای ایران نیز حفظ امنیت در دوران گذار حیاتی خواهد بود. بدون نظم و ثبات، هیچ اصلاح سیاسی یا اقتصادی پایدار امکان‌پذیر نیست. بنابراین حفظ عملکرد نهادهای امنیتی و انتظامی در چارچوب قانون، یکی از مهم‌ترین الزامات دوران گذار خواهد بود.

پرهیز از شکاف‌های هویتی

یکی دیگر از درس‌های عراق خطر سیاست‌هایی است که بر پایه‌ی تقسیم‌بندی‌های قومی یا مذهبی شکل می‌گیرند. در ساختار سیاسی عراق پس از ۲۰۰۳، قدرت تا حد زیادی میان گروه‌های شیعه، سنی و کرد تقسیم شد. هرچند هدف این سیاست تضمین مشارکت بود، اما در عمل رقابت‌های سیاسی را به سمت شکاف‌های هویتی سوق داد.

ایران جامعه‌ای متنوع از نظر قومی، زبانی و مذهبی است. در چنین شرایطی، نظام سیاسی آینده باید بر اصل شهروندی برابر و هویت ملی مشترک استوار باشد، نه بر تقسیم قدرت میان گروه‌های هویتی.

نقش رهبری در دوران گذار

دوران گذار نیازمند رهبری قابل اعتماد و دارای مشروعیت اجتماعی است؛ رهبری که بتواند جامعه را در شرایط عدم قطعیت هدایت کند. در عراق، نبود رهبران ملی که بتوانند مورد اعتماد طیف‌های گسترده‌ی جامعه باشند، روند تثبیت کشور را دشوار کرد.

برای ایران نیز وجود رهبران مورد اعتماد که بتوانند چشم‌اندازی روشن برای آینده‌ی کشور ارائه دهند، عامل مهمی در حفظ وحدت ملی و جلوگیری از بی‌ثباتی خواهد بود.

محدودیت‌های مداخله‌ی خارجی

تجربه‌ی عراق نشان داد که نقش قدرت‌های خارجی در تحولات سیاسی هرچند می‌تواند تعیین‌کننده باشد، اما مشروعیت پایدار سیاسی را نمی‌توان از بیرون تحمیل کرد. حکومت پایدار تنها زمانی شکل می‌گیرد که از درون جامعه و بر پایه‌ی اجماع ملی شکل گرفته باشد.

حمایت بین‌المللی می‌تواند در زمینه‌هایی مانند بازسازی اقتصادی یا کمک‌های فنی مفید باشد، اما مشروعیت سیاسی باید از اراده‌ی مردم سرچشمه بگیرد.

ثبات اقتصادی و اعتماد عمومی

اقتصاد یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت یا شکست دوران گذار است. در عراق، سال‌ها بی‌ثباتی اقتصادی، بیکاری و تخریب زیرساخت‌ها باعث شد که بسیاری از مردم نسبت به آینده‌ی سیاسی کشور دچار ناامیدی شوند.

برای ایران نیز در صورت وقوع یک دوره‌ی گذار، تثبیت اقتصاد و بهبود شرایط معیشتی مردم از اهمیت حیاتی برخوردار خواهد بود. ایجاد اشتغال، بازسازی زیرساخت‌ها و بهبود خدمات عمومی می‌تواند اعتماد جامعه به نظم جدید را تقویت کند.

فرصتی تاریخی

تجربه‌ی عراق نشان می‌دهد که دوران گذار هم‌زمان می‌تواند لحظه‌ای پرخطر و در عین حال فرصتی تاریخی باشد. اگر این مرحله با تدبیر و برنامه‌ریزی مدیریت شود، می‌تواند به ثبات، آزادی و نوسازی ملی منجر شود؛ اما اگر بدون برنامه و دوراندیشی پیش رود، ممکن است به سال‌ها بی‌ثباتی بیانجامد.

برای ایران، مهم‌ترین درس‌ها چنین‌اند:

-حفظ نهادهای دولتی در عین اصلاح ساختار سیاسی
-تأمین امنیت و نظم عمومی در دوران گذار
-تقویت وحدت ملی به جای تشدید شکاف‌های هویتی
-شکل‌گیری رهبری قابل اعتماد و دارای چشم‌انداز روشن
-اولویت دادن به ثبات و بازسازی اقتصادی

تاریخ نشان می‌دهد که موفقیت یک تحول سیاسی تنها به سقوط یک رژیم بستگی ندارد؛ بلکه به خرد، برنامه‌ریزی و مسئولیتی بستگی دارد که در مسیر ساختن آینده به کار گرفته می‌شود.

 

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۲٫۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=398304