فیروزه نوردستروم- امروز ۴۷ روز از قطعی اینترنت و ۷ روز از آتشبس موقت ۱۴ روزه در ایران میگذرد، در شرایطی که قطع اینترنت در ایران زندگی، کسب و کار و آموزش ۹۰ میلیون شهروند ایرانی را به صورت کامل مختل کرده است و از سوی دیگر افزایش سرسامآور قیمتها در کنار کمبود دارو، بسیاری از اقشار آسیبپذیر را در شرایط بحرانی شدیدی قرار داده است.

چند شهروند ساکن تهران و چند شهر بزرگ کشور در گفتوگو با «کیهان لندن»، دیدگاه خود را نسبت به حملات آمریکا و اسرائیل و آتشبس موقت روایت میکنند که در این گزارش، آنها را با اسامی مستعار معرفی کردهایم.
«اینجا زیر پوست شهر خیلی خبرهاست، اینترنت من قطع و وصل میشود، شبها حدود ۲۰ ماشین در خیابانها به راه میافتند و دو نفره، یک راننده و یک نفر که پرچم را نگه داشته جلوی این ماشینها، یک وانت آبی با بلندگو و صدای خیلی بلند شعار میدهد تا ساعت یک شب، در خیابانها بالا پایین میروند و اصلا فکر نمیکنند بیمارستان نزدیک است یا یک مریض، یک فرد مسن با بچه کوچک، بیدار میشود، دارند مزاحمت ایجاد میکنند که بیشتر هم زنها هستند، پرستوها»؛ اینها را فریدون یک شهروند ساکن در محدوده میدان ونک میگوید.
او با نشان دادن یک پیام تصویری منتشر شده از سوی مدیریت مجتمع مسکونی محل زندگی خود توضیح میدهد: «در این پیام به ساکنان مجتمع هشدار داده شده که با توجه به حضور دائمی ماموران امنیتی در نزدیکی مجتمع، ساکنان مجتمع از سرداران هرگونه شعار و اقدام مشابه از پشت پنجرهها یا بالکنها خودداری کنند. چون در روزی که خامنه ای به درک واصل شد یکی از همین ماموران به داخل مجتمع یورش بردند و یکی از ساکنان مجتمع را به دلیل خوشحالی کردن و سردادن شعار به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند، این وضعیت مجتمع ماست، دور و بر ما پر شده از اطلاعاتیها، تا به حال دو بار به مجتمع ما یورش بردهاند.»
مطهره شهروند ساکن خیابان ستارخان هم به این بحث می پیوندد: «هر گیگ اینترنت را خریدم ۱ میلیون تومان، مغازهدارها جنسها را پنهان کردند که با قیمت بالاتر به مشتریان خاص بفروشند، همه سوءاستفاده میکنند، مردم دارند آماده میشوند برای روزهای سختتر. تهران هوا عالی و تمیز و شبها پر ستاره است. از بین دوستان من، فقط یک نفر به شمال رفته بود، همه در تهران بودند، در آپارتمان ما نیز همه اینجا بودند ولی در خیابان نمیرفتند، البته هیچکس برای انجام مذاکره و آتش بس خوشحال نیست و همه نگران زد و بند پشت پرده آمریکا و اسرائیل با رژیم هستند.»
فریدون در ادامه با خشم میگوید: «اوباش رژیم، شبی دو میلیون تومان برای عربده کشی پول میگیرند، هر روز هم برای مردم اس ام اس میزنند که هنرمندان در فلان جا، برنامه دارند، البته گویا غذای رایگان هم میدهند. در ضمن تلفنها هم شنود دارد و همه سعی میکنیم پشت تلفن حرفی نزنیم صد رحمت به کره شمالی!»
«لطفا به ایرانیان برونمرز بگویید تا میتوانید با نمایندگان شهرتان مکاتبه کنید، ایمیل بزنید، هر روز برایشان تکرار کنید که در زندان بزرگی بنام ایران، با مردم چه میکنند، چپها به شدت در حال سفیدشویی برای این رژیم هستند، از سوی دیگر رژیم با انتشار تصاویر چند کافه و رستوران تلاش دارد زندگی مردم را عادی نشان دهد، به هر حیلهای متوسل میشود، اینجا هیچ چیزی عادی نیست.»
فریدون در ادامه توضیح می دهد: «راستی یک فرد صراف که از اقوام من هست و قبلا چند بار برای انتقال ارز به محل کار او رفته بودم چند روز پیش به من گفت افراد مختلف چندین بار به دفتر کارش مراجعه کرده بودند و از او خواسته بودند که آیا میتواند مبالغ بالا را به اروپا منتقل کند؟ پاسخ او منفی بوده و درست پیش از پایان نوروز، همه حسابهای بانکی او بدون هیچ هشدار یا اطلاعی مسدود شده بود.
چند روز پس از مسدود شدن حسابهای بانکی این فرد صراف، یک نفر به دفتر صرافی او آمده بود و به یکی از کارمندان گفته بود «آمدم ببینم حالتون خوبه؟» و بعد خندیده و رفته بود و تازه این فرد صراف متوجه شده بود که مسدود شدن حسابهای بانکی او از کجا آب میخورد.»
امیر، روزنامهنگار ساکن تهران نیز با تایید این مطلب میگوید که این اتفاق برای چندین فرد صراف رخ داده است و حسابهای بانکی چند فرد صراف در تهران از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی مسدود شده است. روز شنبه به خیابان فردوسی که مرکز دلارفروشان بود رفته بودم و دیدم که بیشتر صرافیها بسته بودند و انگشت شمار صرافیها باز بودند.
نهادها و افراد وابسته به جمهوری اسلامی به ویژه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در در طول سالهایی که تحریم بودهاند با استفاده از منابع و روشهای مختلف همواره تلاش کرده بودند تا راهی برای دور زدن تحریمها، پولشویی، تأمین مالی و قاچاق کالا پیدا کنند از همین رو آنها پس از برخورد گسترده اخیر دولت امارات با شبکههای مالی وابسته به سپاه پاسداران در این کشور و پس از روبرو شدن با این بنبست مالی، از روی ناچاری به صرافهای داخل کشور به عنوان آخرین راه انتقال ارز به خارج کشور متوسل شدهاند.»
مطهره در ادامه صحبتهای خود میگوید: «روز شنبه به قهوه فروشی «ریو» در چهارراه استانبول رفته بودم که قهوه بخرم، دیوار سفارت انگلیس را دیدم که روی سطح تمام این دیوار را شعار نوشته بودند، گشتهای بازرسی رژیم هم پر بودند و بیشتر صرافیها هم بسته بودند و همچنان هم گوشیهای تلفن مردم را هم بازرسی میکردند به همین دلیل وقتی من به بیرون میروم اصلا با خودم گوشی نمیبرم.در تلویزیون رژیم، آخوندها را نشان میدهند که در بین اراذل، جوانان را هم صیغه رایگان میکنند، کثافت در بین حکومتیها، موج میزند.»
فریدون هم ادامه میدهد: «بانکها تا ساعت ۱ کار میکنند ولی اختلال در «اینترنت ملی» دارند، یا اصلا اینترنت ندارند، شرکتها یکی در میان، باز کردند ولی کارمندان به سرکار نمیروند و به عناوین مختلف مرخصی میگیرند، مغازهها باز هستند، فروشگاههای موادغذایی مشتری دارند، کافیشاپها مشتری دارند، آرایشگاهها مشتری دارند اما سایر مغازهها هیچ مشتری ندارند و کساد هستند مثل فروشندگان پوشاک، لوازم خانگی، ابزار و ادوات صنعتی و اجناس لوکس. طلا فروشها هم فروش دارند ولی خرید نمیکنند و اگر طلا بخرند با قیمت خیلی خیلی پایین میخرند، گفتم که همه دارند از این وضعیت سوءاستفاده میکنند.
قنادی «طلا» نزدیک خانه دخترم، یکی از گرانترین شیرینیفروشیهاست، پیش از جنگ، مشتری هم زیاد داشت، دیروز با دخترم به آنجا رفتیم تا شیرینی بخریم، دیدیم یکی از شاگردهایش را بیرون کرده بود، این شیرینی فروشی قدیمی و معروف است، ولی الان پخت شیرینیهایش کمتر شده، چون مشتریش کمتر شده.»
مطهره هم توضیح میدهد: «اینترنت ملی و برنامههای «شاد»، «روبیکا»، «بله»، هم گویا اغلب قطع میشوند، البته پدر و مادرها خیلی خوشحالند که بچهها در خانه هستند و به مدرسه نمیروند میگویند خیالمان راحتتر است و بچههایمان در امنیت بیشتری هستند.»
امیر، روزنامهنگار ساکن تهران هم میگوید: «دیشب از یک مغازهدار نظرش را در مورد آتشبس پرسیدم، گفت بیشتر مردم میخواستند جنگ شود ولی خودش مخالف جنگ بود، تا جایی که من با مردم دو استان تهران و البرز حرف زدهام بیشتر افراد، موافق جنگ هستند.اما در تهران زندگی جاری است و تهران اصلا شبیه یک شهر جنگزده نیست، بیشتر کسانی که من میشناسم، بعد از تعطیلات نوروز به تهران برگشتهاند.
من سیمکارت سفید ندارم. یعنی به من پیشنهاد شد، ولی گفتم نمیخواهم، نمیدانم تقریبا چند درصد خبرنگارها شخصا سیمکارت سفید دارند ولی دو گیگ را یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان میفروشند و ۱۰ گیگ را ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان.»
علیرضا ساکن محله «پیروزی» تهران هم به این گفتگو می پیوندد: «همه بلاتکلیف ماندهاند، هم گرانی هست و هم بیکاری که باعث کلاهبرداریهای بیشتر از قبل هم شده است.
در حال حاضر مردم از قطع شدن حملهها بیشتر ناراحت هستند، چون میترسند جمهوری اسلامی بماند و دوباره همان خفقان قبلی و بلکه بیشتر هم حاکم شود. خیلی ها ناراحت هستند، یکی از آنها خواهر و مادر من هستند که تا آتش بس اعلام شد میگویند چی شد چرا رفتند!؟»




