نشریهی تایمز (The Times) در پانزدهم آوریل یادداشتی از شاهزاده رضا پهلوی منتشر کرد که وی در آن با توصیف شرایط کنونی ایران بعنوان «نبرد نهایی علیه رژیم»، تأکید کرده است جمهوری اسلامی در ضعیفترین موقعیت خود قرار گرفته و غرب نباید با ساختاری که بر پایهی سرکوب، خشونت و بحرانآفرینی بنا شده، وارد مذاکره شود. او هشدار میدهد هرگونه توافقی که به بقای حکومت منجر شود، تنها بحران بعدی را به تعویق خواهد انداخت.

در ماه ژانویه، دهها میلیون نفر از هممیهنانم در ایران به خیابانها آمدند تا در برابر استبداد جمهوری اسلامی بایستند. آنان نه برای ایدئولوژی، و نه صرفا برای مطالبات محدود اقتصادی، بلکه با خواستی روشن، ساده و در عین حال والا به میدان آمدند: آزادی.
آنان بهای این ایستادگی را میدانستند. بیش از ۴۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند و صدها هزار تن دیگر زخمی، بازداشت، شکنجه و مورد تجاوز قرار گرفتهاند. شمار اعدامها نیز افزایش یافته است. با این همه، مقاومت همچنان ادامه دارد. این خیزش از آنِ آنان است.
اقدامات نظامی اخیر ایالات متحده و اسرائیل، موازنهی قدرت را بطور محسوسی دگرگون کرده است. ابزارهای سرکوب رژیم، از نیروهای امنیتی گرفته تا توان موشکی و ساختار فرماندهی، بطور قابل توجهی تضعیف شدهاند. طی ۴۷ سال گذشته، این حکومت تمام ثروت ایران را صرف تسلیحات، سرکوب، مرگ و خشونت کرده است.
با وجود کشته شدن علی خامنهای در آغاز درگیریها، رژیم همچنان کنترل خود را بر جامعهی ایران حفظ کرده است.
اما اکنون لحظهی تعیینکننده فرا رسیده است: تقابل میان رژیم اسلامی و مردم ایران به صحنهی اصلی تحولات بدل شده است. این، نبرد نهایی است و این مداخله، فرصتی واقعی برای ایستادگی و پیروزی در اختیار مردم ایران قرار داده است.
این هرگز یک جنگ خارجی نبوده است. بلکه خیزشی ملی است و فصل پایانی آن نه در اتاقهای جنگ در آنسوی مرزها، بلکه در خیابانهای ایران و به دست مردم ایران رقم خواهد خورد.
رژیم در حال فرسایش و لغزش است. توان آن برای اعمال قدرت، چه در خارج و چه علیه شهروندان خود، رو به فروپاشی نهاده است. سامانههای ارتباطی آن دچار گسست شده و زیرساختهای نظامیاش آسیب دیده است. در سطح خیابان، وحشت و هراسی که زمانی ستون بقای رژیم بود، در حال رنگ باختن است. موج جدایی و ریزش نیروها رو به افزایش است و ورق در حال برگشتن است.
بیم آن میرود که دهها هزار نفر در پی اعتراضات گستردهی اوایل امسال، به دست نیروهای امنیتی کشته شده باشند.
با این همه، در این مقطع سرنوشتساز، نشانههای نگرانکنندهای به چشم میخورد که حاکی از آن است برخی در غرب در حال بررسی تکرار اشتباهی آشنا و خطرناک هستند: مذاکره با بازماندگان همان ساختاری که ایران را به ورطهی ویرانی کشانده است.
چهرههایی چون محمدباقر قالیباف، از وابستگان دیرینهی این نظام و از فرماندهان پیشین دستگاههای سرکوب، نماد تداوماند، نه تغییر. تصور اینکه بتوان با بازآرایی چنین افرادی به ثبات دست یافت، نشانهی درک نادرست از ماهیت جمهوری اسلامی است. ایدئولوژی آن، ساختارهای امنیتیاش و بلندپروازیهای منطقهایاش از یکدیگر جداییناپذیرند. چهرهها را میتوان تغییر داد، اما سازوکار مرگ، خشونت و سرکوب همچنان پابرجا خواهد ماند.
هرگونه ترتیبی که به بقای این رژیم بینجامد، صلحی به همراه نخواهد داشت، بلکه تنها بحران بعدی را به تعویق خواهد انداخت.
مردم ایران این واقعیت را بهخوبی دریافتهاند. آنان خواهان اصلاحات نیستند، بلکه گسستی قاطع و بنیادین را مطالبه میکنند. آنها میدانند هر راهحلی کمتر از این، کشور را بار دیگر به همان چرخهی استبداد، تنش و بیثباتی بازخواهد گرداند.
راه دیگری نیز وجود دارد. من از اعضای نیروهای امنیتی ایران، از ارتش تا پلیس، از بسیج تا بدنهی سپاه پاسداران خواستهام که انتخاب کنند: در کنار مردم بایستند یا در برابر آنان. آنان که راه ملت را برگزینند، در ایران آزاد جایگاهی خواهند داشت و آنان که به خدمت سرکوب ادامه دهند، پاسخگو خواهند بود.
دلگرمکننده است که تاکنون بسیاری راه درست را انتخاب کردهاند.
به مردم ایران میگویم: آماده شوید. سازماندهی کنید. مهیا باشید. لحظهی تعیینکننده در راه است. آنگاه که زمان فرا برسد، از شما خواهم خواست بار دیگر به خیابانها بازگردید. نه بعنوان صداهایی پراکنده، بلکه بهمثابه ملتی یکپارچه و متحد. و چون آن لحظه فرا برسد، هیچ نیرویی یارای ایستادگی در برابر شما را نخواهد داشت.
این فراخوانی به آشوب نیست. برعکس، برای آنچه در راه است، آمادگیهای لازم فراهم شده است. یک گذار ساختاریافته در پیش خواهد بود. دولت انتقالی تشکیل خواهد شد تا کشور را در نخستین ماههای حساس هدایت کند. برنامههای دقیق برای بازسازی اقتصادی، اصلاح نهادها و استقرار حکمرانی دموکراتیک از پیش تدوین شده است. این، جهشی به سوی ناشناختهها نیست، بلکه مسیری سنجیده و حسابشده به سوی ثبات و شکوفایی است.
ایران به داستانی عبرتآموز بدل نخواهد شد، بلکه به الگویی الهامبخش تبدیل خواهد گشت. ایرانی آزاد و دموکراتیک که نه تنها خود را دگرگون خواهد کرد، بلکه سراسر منطقه را نیز متحول میسازد. به دههها سیاستهای ویرانگر پایان داده خواهد شد: نه دیگر حمایتی از نیروهای نیابتی، نه پیگیری سلاحهای هستهای و نه انزوا از جامعهی جهانی. در عوض، ایران به شریکی برای صلح، ثبات و توسعه بدل خواهد شد.
برای جامعهی بینالمللی نیز انتخاب به همان اندازه روشن است: در کنار مردم ایران بایستید. از مشروعیتبخشی به بازماندگان رژیمی در حال فروپاشی خودداری کنید. نمایندگان آن را اخراج کنید و برای برسمیت شناختن یک مرجع انتقالی مشروع، آنگاه که پدیدار شود، آماده باشید.
بخشی از رهبری، توانایی اقدام به موقع است و من این لحظه را دریافتهام. فرصت برای اقدام قاطع، محدود و گذراست.
این انقلاب با مردم ایران آغاز شد و با آنان نیز به پایان خواهد رسید. و آن زمان که این فصل به سرانجام برسد، نه تنها پایان استبداد را رقم خواهد زد، بلکه آغاز عصری نوین خواهد بود؛ برای ایران و برای جهان.
منبع: تایمز
شاهزاده رضا پهلوى
ترجمه: کیهان لندن

