عظیم بادام دوست – در بحثهای سیاسی معاصر ایران، واژهی «شاهنشاهی» غالبا یا بهصورت احساسی و نوستالژیک بهکار میرود و یا با مفاهیمی چون امپراتوری، سلطنت مطلقه و حکومت فردی خلط میشود. نتیجه آن است که یکی از بنیادیترین نهادهای تاریخ ایران، بهجای آنکه موضوع مطالعهای فلسفی و تاریخی قرار گیرد، به موضوعی صرفا سیاسی و جناحی تقلیل مییابد.
پرسش اصلی اما چیز دیگری است:
آیا شاهنشاهی صرفا یک شکل از حکومت در گذشته ایران بوده است، یا آنکه بیانگر یکی از مهمترین عناصر تداوم تاریخی و هویتی ملت ایران است؟
برای پاسخ به این پرسش، باید نخست میان «امپراتوری»، «پادشاهی» و «شاهنشاهی» تمایز قائل شد و سپس نسبت میان هویت تاریخی ایران و سازمان سیاسی آن را بررسی کرد.
شاهنشاهی و امپراتوری؛ دو مفهوم متفاوت
در ادبیات سیاسی جدید، غالبا شاهنشاهی ایران با واژه «امپراتوری» ترجمه میشود. این ترجمه اگرچه از جهاتی درست است، اما تمام حقیقت را بیان نمیکند.
امپراتوری در معنای کلاسیک خود به ساختاری سیاسی اطلاق میشود که مجموعهای از سرزمینها و اقوام مختلف را تحت اقتدار یک مرکز سیاسی گرد میآورد.
اما شاهنشاهی ایران صرفا یک ساختار توسعه سرزمینی نبود.
شاهنشاهی مفهومی برخاسته از سنت سیاسی ایران بود که در آن شاهنشاه نه فقط فرمانروای سرزمینها، بلکه نگهبان نظم سیاسی، استمرار تاریخی و وحدت تمدنی کشور محسوب میشد.
از این منظر، امپراتوری بیشتر یک مفهوم جغرافیایی و سیاسی است؛ در حالی که شاهنشاهی مفهومی تاریخی، تمدنی و هویتی است.
امپراتوری به گستره قدرت اشاره میکند؛ شاهنشاهی به ماهیت دولت.
ایران؛ یک ملت ـ تمدن
بسیاری از کشورهای جدید، محصول تحولات چند سده اخیر هستند؛ اما ایران از معدود جوامعی است که پیش از شکلگیری دولتهای مدرن نیز دارای هویت تاریخی مستقل بوده است.
ایران صرفا یک دولت نبوده است؛ بلکه یک ملت ـ تمدن بوده است.
در طول بیش از دو هزار سال، سلسلهها تغییر کردند، مرزها گسترش یافتند یا کاهش پیدا کردند، حکومتها سقوط کردند و حکومتهای جدید پدید آمدند، اما ایده ایران باقی ماند.
آنچه این تداوم را حفظ کرد، صرفا زبان یا فرهنگ نبود؛ بلکه وجود یک دولت تاریخی بود که خود را تجسم سیاسی ایران میدانست.
شاهنشاهی در این معنا، ظرف تاریخی استمرار ایران بود.
اصل تداوم در فلسفه سیاسی
یکی از مهمترین اصول فلسفه سیاسی آن است که نهادهای پایدار از دل تجربه تاریخی ملتها شکل میگیرند.
هیچ ملت زندهای توسعه خود را با انکار گذشته آغاز نمیکند.
صنعت بر صنعت پیشین بنا میشود.
علم بر میراث علمی گذشته استوار میگردد.
فرهنگ از دل فرهنگ تاریخی رشد میکند.
و سازمان سیاسی نیز در بستر سنتهای ملی تکامل مییابد.
به همین دلیل، ملتهای موفق معمولا نهادهای تاریخی خود را نابود نمیکنند، بلکه آنها را با مقتضیات زمان تطبیق میدهند.
تکامل سیاسی به معنای گسست از تاریخ نیست؛ بلکه به معنای استمرار تاریخ در شرایط جدید است.
مشروعیت تاریخی و مسئله استمرار ملت
در اینجا باید به مسئلهای پرداخت که در بسیاری از مباحث سیاسی معاصر یا نادیده گرفته میشود و یا به صورت ناقص مورد توجه قرار میگیرد؛ و آن مسئله مشروعیت تاریخی است.
بخش بزرگی از نظریههای سیاسی جدید، مشروعیت را صرفا بر پایه انتخابات، قرارداد اجتماعی، قانون اساسی یا رضایت شهروندان تعریف میکنند. این عناصر بدون تردید از ارکان مهم نظام سیاسی مدرن هستند، اما برای فهم موجودیتی به نام ایران کافی نیستند.
اگر مشروعیت صرفا محصول اراده سیاسی نسل حاضر باشد، آنگاه باید توضیح داد که چه چیزی ملت را از یک تجمع موقت سیاسی متمایز میکند.
ملت صرفا مجموعهای از افراد همزمان نیست.
ملت حاصل استمرار نسلهای متوالی در طول تاریخ است.
زبان، فرهنگ، حافظه جمعی، تجربه تاریخی، اسطورههای ملی، پیروزیها، شکستها، نهادها و میراث تمدنی، همگی در شکلگیری هویت ملی نقش دارند.
از این رو، مشروعیت سیاسی تنها یک امر حقوقی نیست، بلکه دارای بعدی تاریخی نیز هست.
هیچ نسلی ایران را از نو تأسیس نکرده است.
هیچ نسلی زبان فارسی را خلق نکرده است.
هیچ نسلی به تنهایی صاحب تمدن ایران نیست.
هر نسل ایران را از نسلهای پیشین تحویل میگیرد و به نسلهای بعدی منتقل میکند.
به همین دلیل، دولت در ایران تنها مسئول اداره حال نیست؛ بلکه مسئول حفظ پیوستگی تاریخی ملت نیز هست.
در چنین چارچوبی، شاهنشاهی را میتوان یکی از مهمترین نهادهای حامل تداوم تاریخی دولت ایرانی دانست؛ نهادی که در طول قرنها، فارغ از تغییر سلسلهها و تحولات سیاسی، استمرار دولت ایرانی را نمایندگی کرده است.
شاهنشاهی بهعنوان نهاد تداوم ملی
در مورد ایران، پرسش اساسی این نیست که کدام سلسله حکومت کرده است.
پرسش اصلی آن است که کدام نهاد توانسته است در طول قرنها وحدت سیاسی و هویتی ایران را نمایندگی کند.
پاسخ تاریخی روشن است: این نهاد، شاهنشاهی بوده است.
شاهنشاهی در ایران صرفا یک مقام حکومتی نبود.
نماد تداوم دولت، حافظ یگانگی سرزمینی و نقطه اتصال نسلهای متوالی ایرانیان به یکدیگر بود.
از این رو، شاهنشاهی را باید نه صرفا یک شکل حکومت، بلکه یک نهاد تمدنی دانست.
دولت؛ تجسم سیاسی یک تمدن
یکی از خطاهای رایج در فهم دولت، تقلیل آن به یک دستگاه اداری است.
دولت البته دارای وزارتخانهها، قوانین، بودجه و ساختارهای اجرایی است، اما در ملتهای تاریخی، دولت چیزی فراتر از یک ماشین اداری است.
دولت تجسم سیاسی یک هویت تاریخی است.
همان گونه که زبان، ادبیات، فرهنگ و حافظه جمعی حاملان تمدن هستند، دولت نیز صورت سیاسی آن تمدن است.
این مسئله درباره ایران اهمیت ویژهای دارد.
ایران صرفا کشوری نیست که در سدههای اخیر پدید آمده باشد؛ ایران یک ملت ـ تمدن است.
موجودیتی که قرنها پیش از پیدایش بسیاری از دولتهای مدرن وجود داشته و توانسته است با وجود تهاجمات، جنگها، فروپاشی سلسلهها و دگرگونیهای گسترده، هویت خود را حفظ کند.
چنین تمدنی نمیتواند نسبت به شکل سازمان سیاسی خود بیتفاوت باشد.
زیرا سازمان سیاسی نیز بخشی از حافظه تاریخی ملت است.
از این منظر، شاهنشاهی صرفا یک ساختار حکومتی نیست، بلکه یکی از اشکال تاریخی تجلی دولت ایرانی است.
همانگونه که زبان فارسی بخشی از تداوم تمدنی ایران است، نهاد شاهنشاهی نیز بخشی از تداوم تاریخی دولت ایرانی محسوب میشود.
تمایز میان نهاد و اختیارات
یکی از رایجترین خطاهای نظری در مباحث سیاسی ایران، خلط میان نهاد و اختیارات نهاد است.
در حالی که این دو مسئله ماهیتا متفاوتاند.
ممکن است یک ملت وجود یک نهاد را برای حفظ تداوم تاریخی و هویتی خود ضروری بداند، اما درباره حدود اختیارات آن نهاد دیدگاههای متفاوتی داشته باشد.
اصل وجود شاهنشاهی یک مسئله مربوط به هویت تاریخی و فلسفه سیاسی است.
اما میزان اختیارات شاهنشاه مسئلهای مربوط به حقوق اساسی و سازمان قدرت است.
نادیده گرفتن این تمایز موجب شده است که بسیاری از مباحث مربوط به شاهنشاهی در ایران از سطح بحثهای تمدنی و نظری به سطح منازعات روزمره سیاسی تقلیل یابد.
در حالی که پرسش بنیادیتر آن است که آیا ملت ایران برای استمرار تاریخی خود به یک نهاد نمادین و تاریخی نیاز دارد یا خیر.
پاسخ به این پرسش مستقل از پاسخ به این سؤال است که حدود اختیارات آن نهاد چه باید باشد.
از این منظر، شاهنشاهی پیش از آنکه موضوعی حقوقی باشد، موضوعی مربوط به حافظه تاریخی، تداوم تمدنی و هویت سیاسی ایران است.
تنظیم حدود قدرت، امری متعلق به قانون اساسی است؛ اما اصل وجود نهاد، به حوزه فلسفه سیاسی و تاریخ تمدنی تعلق دارد.
ایران امروز و مسئله آینده
ایران امروز با بحرانی عمیق در حوزه هویت سیاسی روبرو است.
بخش مهمی از این بحران ناشی از گسست میان دولت و سنت تاریخی ایران است.
آینده ایران نمیتواند صرفا بر تقلید از الگوهای سیاسی وارداتی بنا شود؛ همانگونه که نمیتواند در گذشته متوقف بماند.
راه حل، بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه بازگشت به تداوم تاریخی است.
نهادهای سیاسی آینده ایران، هر شکلی که داشته باشند، زمانی از مشروعیت و پایداری برخوردار خواهند بود که با هویت تاریخی و تمدنی ایران سازگار باشند.
مسئله اصلی ایران صرفا انتخاب میان چند فرمول حقوقی یا اداری نیست.
مسئله اصلی یافتن صورتی از سازمان سیاسی است که بتواند استمرار تاریخی ملت ایران را نمایندگی کند و در عین حال با مقتضیات حکومت قانون، حقوق شهروندی، توسعه ملی و مشارکت سیاسی نیز سازگار باشد.
پرسش بنیادین آینده ایران این نیست که کدام الگوی خارجی باید تقلید شود.
پرسش بنیادین آن است که چگونه میتوان تداوم تاریخی ایران را در قالب نهادهای سیاسی متناسب با جهان معاصر بازآفرینی کرد.
نتیجهگیری:
شاهنشاهی در تاریخ ایران صرفا یک نظام حکومتی نبوده است.
شاهنشاهی صورت تاریخی دولت ایرانی و یکی از مهمترین عوامل تداوم ملت ایران در طول قرون بوده است.
بنابراین مسئله شاهنشاهی را نباید در قالب منازعه میان گذشته و آینده فهمید؛ بلکه باید آن را در چارچوب رابطه میان هویت تاریخی و سازمان سیاسی یک ملت تحلیل کرد.
ایران زمانی میتواند آیندهای پایدار بسازد که آینده خود را بر بنیاد تداوم تاریخی خویش بنا کند.
ملتهایی که حافظه تاریخی خود را حفظ میکنند، میتوانند نهادهای خود را نوسازی کنند؛ اما ملتهایی که پیوند خود را با تاریخ خویش قطع میکنند، ناگزیر باید بارها و بارها از نقطه صفر آغاز کنند.
شاهنشاهی در این معنا، نه یادگار گذشته، بلکه یکی از تجلیات تداوم تاریخی ایران است.
و شاید مهمترین پرسش پیش روی ایرانیان در قرن بیست و یکم نیز همین باشد: «چگونه میتوان میان میراث تاریخی ایران و الزامات جهان جدید آشتی برقرار کرد، بیآنکه نه تاریخ قربانی تجدد شود و نه آینده در اسارت گذشته بماند؟»
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

