یکی از اعضای انجمن جامعهشناسی ایران با اشاره به اینکه «فشارهای اقتصادی» و «موج بیکاری» الگوی خانواده در ایران را تغییر داده گفته الگوهای فرزندآوری، تشکیل خانواده و طلاق در ایران با سرعتی بسیار زیاد در حال دگرگونی هستند.

فاطمه موسوی ویایه، مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران، در گفتگو با خبرگزاری «ایلنا» گفته تحقیقات مختلف نشان داده که در یک قرن اخیر «بیکاری» یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی بوده که خانوادهها را تحت تأثیر خود قرار داده است. با از دست رفتن شغل، خانوادهها دچار مشکلات اقتصادی بسیار زیادی میشوند، ولی این مشکلات تنها در بخش اقتصادی باقی نمیماند.
به گفته این جامعهشناس داشتن شغل تنها درآمد ایجاد نمیکند بلکه با عزتنفس، اعتبار اجتماعی و برنامه روزانه افراد گره خورده است. وقتی افراد و بهویژه مردان شغل خود را از دست داده و نقش نانآوریشان مخدوش میشود دچار احساساتی منفی نسبت به خود میشوند مثلا مردان از یک سو با طردشدن اجتماعی روبهرو میشوند و از طرف دیگر احساس بیعرضه بودن یا مرد خوب و کامل نبودن، میکنند. این مشکلات اقتصادی و روانی در روابط خانوادگی هم خود را نشان میدهد.
او با اشاره به اینکه «بر پایه تحقیقات در خانوادههایی که مردان آن دچار بیکاری یا مشکلات اقتصادی میشوند، «خشونت خانگی» افزایش مییابد» گفته «با افزایش موج بیکاری، میزان خشونت خانگی در ایران از این هم خیلی بالاتر خواهد رفت. تحقیقات نشان میدهد که یک تا ۵ درصد خانوادههای ایرانی با مشکل خشونت سطح بالا حتی خشونت فیزیکی مواجه هستند و انتظار میرود با افزایش موج بیکاری این آمار افزایش یابد. انتظار من هم این است که با ادامه این روند تا ۲ یا ۳ سال آینده آمار خشونت خانگی در خانوادههای ایرانی بیشتر شود.»
به گفته مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی، در چند سال اخیر الگوی طلاق در ایران در حال تغییر بوده است: «در الگوی قبلی بیشترین طلاقها در ۵ سال اول زندگی رخ میداد به این علت که زوجین در سن پایین ازدواج میکردند، آشنایی قبل از ازدواج وجود نداشت و زوجین شناخت کافی از یکدیگر نداشتند ولی در چند سال اخیر به دلیل همین مشکلات اقتصادی، میزان طلاق در ۱۰ سال دوم زندگی مشترک افزایش پیدا کرده است یعنی خانوادههایی با فرزندان کوچک یا در سنین میانسالی به سمت طلاق حرکت کردهاند.»
پیش از این نیز تغییرات الگوی خانواده، ازدواج و طلاق در ایران متأثر از تشدید مشکلات اقتصادی و معیشتی منتشر شده بود؛ گزارشهایی که بیانگر ترویج پدیدههای نوظهوری چون «ازدواج سفید» و «طلاق خاکستری» در ایران هستند.
بطور کلی آمارها نشان میدهد بطور متوسط از سال ۱۳۹۸ به بعد، طلاق در افراد بالای ۶۰ سال، شش برابر بیشتر از گروه سنی ۵۱ تا ۶۰ سال گزارش شده است؛ حتی در مواردی که زوجها با سنین ۷۰ تا ۸۰ سال و پس از تقریباً پنج دهه زندگی مشترک، تصمیم به جدایی گرفتهاند.
روزنامه «شرق» سال گذشته در گزارشی به افزایش آمار طلاق در میان سالمندان پرداخته و با استناد به آمارهای رسمی سازمان ثبت احوال در سالهای پایانی دهه ۱۳۹۰ نوشته بود که طلاق در سنین بالا، بهویژه در میان افراد بالای ۶۰ سال، روندی افزایشی داشته است.
بر اساس این آمارها، سال ۱۳۹۵ بیش از شش هزار و ۸۰۰ مرد بالای ۶۰ سال و دو هزار زن بالای ۶۰ سال، طلاق گرفتند.
در سال ۱۳۹۷ نیز حدود شش هزار و ۳۰۰ مرد و هزار و ۹۵۰ زن سالمند به زندگی مشترک خود پایان دادند که در بیش از هزار و ۶۰۰ مورد، هر دو طرف بالای ۶۰ سال داشتهاند.
این روند در سال ۱۳۹۸ نیز ادامه داشته است. با وجود این، از ابتدای دهه ۱۴۰۰ به بعد آمار رسمی دقیق و قابل دسترسی درباره طلاق در میان سالمندان منتشر نشده است.
همچنین در ایران درخواست طلاق از سوی زنان ۵ برابر مردان است. پیشتر روزنامه «خراسان» گزارش داده بود که «بیشترین نوع درخواست جدایی، طلاق توافقی ۵۵ درصد و سپس طلاق به درخواست زن ۳۴ درصد بوده است.»
خبرگزاری «ایرنا» هم در گزارشی درباره علت افزایش درخواست طلاق از سوی زنان، آگاهی آنها به حق و حقوق را مورد اشاره قرار داده و نوشته بود «آگاهی نسبت به حقوق زنان افزایش یافته و زنان خواستار برابری بیشتر در خانواده و جامعه هستند.» این آگاهی باعث شده است که خانوادهها به جای حفظ یک محیط پرتنش، فضایی آرامتر را برای خود و فرزندانشان فراهم آورند.
با اینهمه مشکلات اقتصادی خانوارها که در سالهای گذشته نیز فراگیر شده از جمله دلایل افزایش نرخ طلاق در ایران به ویژه در میان سالمندان است.
به گفته حسامالدین علامه رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور «بیش از ۶۱ درصد سالمندان کشور زیر خط فقر نسبی قرار دارند. از آنسو، هزینههای سلامت و مراقبت در سالمندی بالا میرود. بسیاری از سالمندان توان تأمین سبد معیشتی خانوار را ندارند. وقتی دخل و خرج با هم نمیخواند، خیلی چیزها به هم میریزد.»
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور اعلام کرده که این وضعیت منجر به مشکلات معیشتی برای سالمندان و خانوادههایشان شده و تعادل دخل و خرج آنها را بر هم زده است. به ویژه، مسئله تأمین سبد معیشتی خانوار برای سالمندان و ناتوانی آنها در تأمین این سبد، از جمله چالشهای اساسی است.
به عقیده حساملدین علامه افزایش نرخ طلاق در میان سالمندان نشاندهنده عمق مشکلات اقتصادی و اجتماعی است که سالمندان با آن مواجه هستند.
او با اشاره به اینکه «۴۰ درصد سالمندان در کلانشهرها مستأجر هستند» گفته «کاهش درآمد و ناتوانی در اشتغال مجدد، تامین اجارهبها را برای این گروه بسیار دشوار کرده است و این فشارها آرامآرام خودش را در روابط خانوادگی نشان میدهد.»




